تاریخ جهان و تقویم تاریخ

jhvdo [ihk , jr,dl jhvdo

میم مثل ملاقلی ، مثل مرگ

روز نوشت

امروز مصادف با چهلمین روز درگذشت زنده یاد رسول ملاقلی پور است .

هنرمند نامدار ، صادق و روراست عرصه سینمای دفاع مقدس . مطالب بسیار زیادی در رابطه با ملاقلی پور در سایر وبلاگها و سایت ها نوشته شده که صد البته رساتر و گویا تر است و من هم در صدد تکرار نوشته های آنان نیستم . فقط مواردی را لازم دانستم عرض نمایم .

فردای روز درگذشت ملاقلی پور که البته بی خبر از این قضیه برای تهیه و خرید یک عدد لامپ الکترونی برای رادیوی قدیمی لامپی ام به خیابان رفته بودم در حین رد شدن از جلوی روزنامه فروشی یک لحظه تیتر یک از آنها با عنوان : " میم مثل ملاقلی ، مثل مرگ " توجهم را جلب کرد که بلافاصله سرجایم خشکم زد . فورا تیتر سایر روزنامه ها را هم نگاه کردم و پی به قضیه بردم .

بلی ، خالق میم مثل مادر به میم مثل مرگ تبدیل شده بود .

یادم نمی رود حدود دو ماهی قبل از این اتفاق توی یکی از شبکه ها به همراه منتقدی که الان اسمش یادم نیست درباره آخرین اثر صحبت می کرد و توضیحاتی را در مورد آن می داد و در مورد یکی از صحنه هاش صحبت می کرد که چگونه آن را با الهام از آخرین لحظات زندگی مادرش در بیمارستان ساخته است . که بسیار ناراحت و متاثر شدم که حکایتی بس شنیدنی بود و آرزو کردم که ای کاش این فیلم رو می دیدم . خلاصه چند روزی قبل ( جمعه ) رفتم یک گشتی توی خیابان بزنم که دیدم روی شیشه مغازه ای نوشته شده : " فیلم اورجینال میم مثل مادر با قیمت ارزان رسید " خوب گفتم از این بهتر نمی شود بروم و اگر شد نسخه دی وی دی اورجینال و اگر هم نبود سی دی اورجینال آن را بگیرم . رفتم داخل مغازه و دیدیم که انواع و اقسام فیلم های شرکتی را می فروشد . گفتم ببخشید دی وی دی این فیلم رو دارید که جوابش منفی بود گفتم پس سی دی اون رو بدهید . رفت و با کمال تعجب دیدم که از داخل یک کارتن دو عدد سی توی یک نایلون برام آورد .

گفتم ببخشید مگر نگفتید اورجینال آن را داریم ، این ها که اورجینال نیستند .

جواب داد :چون بعد از عید سی دی اورجینال آن نیامده ، کپی اش را می فروشیم !

گفتم نه آقا ببخشید من کپی این رو نمی خوام و آمدم بیرون مغازه با اعصابی داغون و افکاری پریشان که چگونه حق و حقوق یک هنرمند ، عصاره لحظه های حیات هنری یک هنرمند چنین در بازارهای سوداگری به یغما رفته و غارت می شوند .

قطعا روح بلند ملاقلی از چنین اعمال کثیف و افراد پلیدی در عذاب است . ای کاش مسولین و متولیان امور هنری که این قدر سنگ حمایت از قانون کپی رایت را بر سینه می زنند ، به واقع عمل کنند نه اینکه حرف بزند . چنین موردی با حجم وسیعی در زمان زلزله بم و در گذشت ایرج بسطامی هم روی داد و کسی هم پاسخگو نبود .

به نظر من با تصویب چنین قوانینی که هیچ وقت ضمانت اجرایی ندارند نمی شود کاری از پیش برد بلکه باید مردم جامعه ما آنقدر شعور و عقل و فهم داشته باشند ( که ندارند ) که اقدام به خرید چنین فیلم هایی نکنند زمانی که بازار فروش نباشد قطعا تولیدی هم وجود نخواهد داشت و این عمل قبیح سوداگران آثار هنری تدریج از بین می رود ...........

به امید آن روز

روحش شاد و یادش گرامی

 با عرض پوزش از تمامی دوستان به دلیل مشکلات کاری و عدم حضور اینجانب در منزل ، مطلب با دو روز تاخیر آپدیت شد ...

 

نويسنده : امیررضااکبری : ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸٦
Comments نظرات () لينک دائم

عکاسی در دوران قاجار

تاریخ

 قسمت دوم

از دلمشغولی های ناصرالدین شاه در عکاسی ، نوشتن شرح و زیر نویس برای عکس هایی بود که توسط خود وی گرفته شده و یا در سالهای بعد ، توسط عکاسان دربار به وی تقدیم می شده ، بوده است . این نوشته ها ، موضوع هایی از جمله تاریخ عکسبردای ، نام اشخاص و شرح موضوع عکسها را شامل می شود .

 گاه نیز شاه ، شوخی های کلامی با صاحبان عکس ها کرده و جمله ای طعن آمیز بر عکس نوشته است . نمونه هایی از این نوشته ها که اشاره های جالب توجهی نیز در مورد عکاسی توسط وی دارند از این قرارند :

 آلبوم 289 : عکسهایی از زنان حرمسرا :

 « این اشکال را در سال 94 در اوائل رمضان که روزه بودم انداخته شد . طهران »

 « این عکس آخر این صفحه را بعد از مراجعت از سفر فرنکستان ثانی که اسباب دوربین عکس تازه در پاریس خریده بودم ، برای امتحان ، عشر آخر رمضان المبارک 95 بارس ئیل در نیاوران ، حالت مقابله قرآن را در چادر شیرازی کوچکه انداخته شده . از این به بعد هم تا تاریخ رمضان این سنه ، در همین رمضان انداخته شده است »

 از دیگر اشاره های جالب توجه وی در این نوشته ها شرحی است بر یک عکسی که دوران اشتغال به عکاسی و سالهای کناره گیری وی از این فن ، به روشنی نوشته شده :

« مدت هفت سال می شود که عکس اندازی را موقوف کرده بودیم تا اینکه در سنه 1302 تخاقوی ایل ، عکس انداختن را در شهرستانک فی شهر ذی القده شروع کرده ، این عکس ها انداختیم که انشاءالله تعالی بعد از این بیندازیم . این عکس ها را در عمارت شهرستانک انداختم » .

از کارهای جالبی که در زمان ناصرالدین شاه در رابطه با عکاسی انجام شده است گزارشهای تصویری از زندانیان و محبوسین و محکومین جزایی و سیاسی در دوره ناصری بوده است عکس چهره غمزده میرزا رضای کرمانی در حالتی رقت آور برای همه اشناست از این نمونه عکسهاست . این نوع عکسها کارکردی همچون پرونده سازی از سوابق قضایی و یا سیاسی افراد و یا برای عبرت آموزی دیگران داشته است . شاه نیز اغلب یادداشتهایی همراه با تحقیر و توهین بر عکسهای مخالفین در بند خود نوشته است که تعدادی بر این قرارند :

 2 قطعه عکس از شخصی که با غل و زنجیر می برند بسته شده با این عنوان :

 « شخص بابی است ، به جهت مجازات می برند » .

 عکسی از پنج نفر زندانی و محافظین آنها به این شرح :

« سیدی که باعث فتنه کلاردشت شده بود »

 عکسی از شخصی به نام جعفر ابول که زیر آن به خط شاه نوشته شده :

 « جعفر ابول قاتل چاپار کرمان است که به سیاست رسید این شخص اردستانی است و چاپار را در راه آنطرف اردستان کشته بود » .

 عکسی از مردی با غل و زنجیر بر گردن ، با این نوشته :

 « اسفندیار نام ، از بچه های سنگلاخ است ، به واسطه شرارت و هرزگی که کرده بود گوشش بریده و تنبیه شد » .

 و عکس دیگری که از میرزا عبدالکریم قائنی برداشته شده و شاه چنین نوشته :

 « رمضان 1308 ... میرزا عبدالکریم قائنی این شخص خیلی پدر سوخته خری است » .

 این گونه عکس ها نمونه ای از کاربردهای عکاسی در دوران ناصرالدین شاه آغاز و تا سالهای بعد نیز به شکلهای گوناگون ادامه یافته است .

  منبع : ناصرالدین ، شاه عکاس نوشته محمد رضا طهماسب پور

نويسنده : امیررضااکبری : ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ ; جمعه ۱٧ فروردین ۱۳۸٦
Comments نظرات () لينک دائم