تاریخ جهان و تقویم تاریخ

jhvdo [ihk , jr,dl jhvdo

آشفته بازار رانندگی

روزنوشت

 

گاهی به این فکر می کنم که چرا باید خودرو اینقدر ارزان باشد که هر کس و ناکسی بتواند با انواع و اقسام راهها همچون فروش گاو و گوسفند و بز و بزغاله صاحب ماشین شود ...

 

متاسفانه در چند سال اخیر و با اتخاذ تصمیمات غلط عده ای از مدیران ، نقدینگی غیرقابل تصوری وارد چرخه پولی کشور شد و علاوه بر تورم ، هرج و مرج رانندگی غیر قابل کنترلی را ببار آورد . بانکهای دولتی و خصوصی در پی کسب سود بیشتر ، اقدام دادن وام خودرو نمودند و با این کار افرادی که واقعا صلاحیت داشتن ماشین را نداشتند ، صاحب خودرو شدند و افتادند به جان خیابانها و ویراژ دادن و لایی کشیدن !!! و آدمی که تا دیروز توی دهلات و کوهای اطراف تنها وسیله نقلیه پرسرعتش گاری اسب و گاو و الاغ بود ، به یکباره چشمش را باز کرد و دید توی پراید و پژو 405 و امثالم نشسته است و چون عقده ی سرعت داشت ، دور برداشته و افسارش گسیخته شد و شروع کرد به مسابقه دادن با دیگران که خودی نشان دهد و ثابت کند که راننده خوبی است ! خوب لایی می کشد و زود تر از همه از چراغ قرمز رد می شود ...

 

نتیجه این شد که الان در خیابانها می بینیم و یا در اینجا ( ارومیه ) می بینم ... خدای را گواه می گیرم که روزی نیست در مسیر منزل تا محل کارم که بیشتر از 15 دقیقه طول نمی کشد ، تصادف و یا خرده شیشه ها و بقایای تصادف نبینم و یا حداقل خطری در حین رانندگی تهدیدم نکند ... خیلی کم اتفاق می افتد که با اعصاب راحت و آرامش خاطر رانندگی کرده و به منزل برسم و این همه ناهنجاریهای رانندگی به کجا خواهد انجامید ؟ خدا می داند .

 

گرچه بسیاری از دوستان همشهری ما غیرتی شده و دم از فرهنگ بالای این جماعت می زنند ، من به جرات می گویم که وضعیت رانندگی ، رانندگان محترم در ارومیه تابع هیچ یک از قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی و عرف رانندگی نیست . هر کسی هر طوری که دلش خواست می تازد . انحراف به چپ و راست های خطر آفرین ، رد شدن از چراغ قرمز ، طی مسیر برعکس ، عدم توجه به اخطارهای مامورین و گاها برخورد فیزیکی با آنان ، دعواهای شدید بین رانندگان و خیلی چیزهای دیگر که دیدن آنها در 3 یا 4 سال اخیر به کاری عادی بدل شده است .

 

به عنوان مثال خود من امروز دو بار از خطر تصادف حتمی جان بدر بردم .... یکی اول صبح و در هنگام رفتن به محل کارم بود که در بلوار امام علی و نرسیده به میدان امام علی و در حین سبقت ، یک راننده زن که حتی فرمان ماشین را هم مثل آدم در دستش درست نگرفته بود چنان انحراف به چپی کرد و جلوی ماشین پیچید که اگر عکس العمل سریع من و ترمز های پرقدرت ماشین نبود به طور قطع یا می رفتم روی جدول و ماشین چپه می شد و یا می کوبیدم به در راننده و ملعونش می کردم !!!

 

دومی هم اتفاقا درست در همان میدان امام علی اتفاق افتاد و این بار هم یک راننده مرد با پراید از من رد شد و چون هوش و حواسش پی نخود و کشکمش و قرضهایش بود ، انحراف به راست کرده و پیچید جلوی ماشین و باز هم ماشین را جمع و جور کردم و اتفاقی نیفتاد و تازه طلبکار هم بود که مگر چه کرده ام ؟!!! حال خودتان قضاوت کنید آدمی که حتی شعور این را ندارد که بداند چه کرده است ، آیا عرضه و لیاقت داشتن ماشین را دارد ؟

 

بعضی وقتها که گذرم به تهران و تبریز می افتد و وضعیت رانندگی و ترافیک این دو شهر را با ارومیه مقایسه می کنم به واقع شرمند و خجالت زده می شوم که چقدر رانندگان بی شعور و احمقی در این شهر داریم به جای اینکه روز به روز فرهنگ رانندگی مان را بالا ببریم ، به عصر بربریت بر می گردیم و البته که از گاو و گوسفند چرانان انتظاری بیش از این نیست ....

نويسنده : امیررضااکبری : ٦:۱٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢۳ مهر ۱۳۸۸
Comments نظرات () لينک دائم