تاریخ جهان و تقویم تاریخ

jhvdo [ihk , jr,dl jhvdo

اجرای آرم خبر در حضور امام خمینی

 

اجرای آرم معروف و خاطره انگیز اخبار دهه 60 در محضر امام خمینی که هنوز هم در تیتراژ بخش های مختلف خبری رادیو سراسری و اخبار ساعت 19:00 تلویزیون استفاده میشه ....

 


ما مسلح به الله اکبریم بر صف دشمنان حمله می بریم
ما همه پیرو خط رهبریم بر صف مشرکان حمله می بریم
لا اله ، لا اله، لا اله الا اللـــه وحده وحده وحده وحـــــــده
ان جز ، ان جز ، ان جز وعــــده نصر ، نصر ، نصر عبـــــــده
لا شریک ، لا شریک ، لاشریک له ان جز وعده و نصر عبـــــــده
الله اکبر ، الله اکبر ، الله اکبر ، خمینی رهبر

 

نويسنده : امیررضااکبری : ٢:۱۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢۸ بهمن ۱۳٩۳
Comments نظرات () لينک دائم

اعلامیه ارتش در روز 22 بهمن 1357

 

یک سند صوتی

متن‌ اعلامیه‌ بی‌طرفی‌ ارتش‌ که از اخبار ساعت‌ 13:00 و 14:00 رادیو قرائت شد :

ارتش‌ ایران‌ وظیفه‌ی‌ دفاع‌ از استقلال‌ و تمامیت‌ کشور عزیز ایران‌ را داشته‌ و تاکنون‌ در آشوب‌های‌ داخلی‌ سعی‌ نموده‌ است‌ با پشتیبانی‌ از دولت‌های‌ قانونی‌این‌ وظیفه‌ را به‌ نحو احسن‌ انجام‌ دهد. با توجه‌ به‌ تحولات‌ اخیر کشور، شورای‌ عالی‌ ارتش‌ در ساعت‌ 10:30 امروز 22 بهمن ماه 1357 تشکیل‌ و به‌ اتفاق آراء تصمیم‌ گرفته‌ شد که‌ برای‌ جلوگیری‌ از هرج‌ و مرج‌ و خون‌ریزی‌ بیشتر بی‌طرفی‌ خود را در مناقشات‌ سیاسی‌ فعلی‌ اعلام‌ و به‌ یگان‌های‌ نظامی‌ دستور داده‌ شده‌ که‌ به‌ پادگان‌های‌ خود مراجعه‌ نمایند. ارتش‌ ایران‌ همیشه‌ پشتیبان‌ ملت‌ شریف‌ و نجیب‌ و میهن پرست‌ایران‌ بوده و خواهد بود و از خواسته‌های‌ ملّت‌ شریف‌ با تمام‌ قدرت‌ پشتیبانی‌ می‌نماید.

 

 

 

 منبع : آرشیو شخصی

 

 

اسامی نظامین حاضر در جلسه و تصویر سند  :

ادامه مطلب
نويسنده : امیررضااکبری : ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٢ بهمن ۱۳٩۳
Comments نظرات () لينک دائم

آهنگ زیرخاکی شماره 14 - دهه 50

روزنوشت

در دورانی که اوج شب نشینی و ویدئو دیدن و شوهای نوروزی لس آنجلسی بود ، خواننده ای لاغر با صورت استخوانی ، ترانه های شادی با ریتم 6-8 اجرا می کرد که حتما بسیاری به یاد دارند و معروفترین آهنگش هم " زنگ تفریح ( تو کلاس منتظر زنگ تفریح می شینم ) " بود و حتما که می شناسیدش ( هاتف ) .

 

اما هاتف قبل از اینکه از ایران خارج شود (1362) یکی از زیباترین سرودهای دوران انقلاب ، به نام " جهاد " را که از ساخته های علی درخشان و مرحوم مسعود هوشمند بود در سن 15 سالگی اجرا کرده است :

 

همه جا کفر و دروغ همه جا ظلم و ستم
چهره مردم شهر همگی آییه غم

الله الله تو پناهی بر ضعیفان یا الله

قصرها قصر بلا ، حاکمش تشنه خون
مردم شهر فقیر همه در بند و زبون

الله الله تو پناهی بر ضعیفان یا الله

در جواب یک ندا خلقی آمد به خروش ، گفت : هان ای زن و مرد جامه رزم بپوش

روز قیام و است و جهاد ، کشتن دیو بدنهاد
رسالت محمد است ، هر دو جهان هر دو بهار
  

 

 

هاتف چند سال پیش در مصاحبه ای رادیویی در جواب سوالی اینگونه گفت :

آن موقع کسانی که می‌دانستند شما این سرود را خوانده اید، وقتی با شما برخورد می‌کردند چه واکنشی داشتند؟

اغلب مثبت و خوب بود. آنهایی که من را نمی‌شناختند، باورشان نمی‌شد چون من خیلی ریز و کوچک بودم یعنی جثه‌ی نحیفی داشتم آن زمان. البته بعدها با ورزش کوهنوردی و کشتی آزاد و فوتبال، به جثه‌ی ما هم افزوده شد و دیگر کسی خرده نمی‌گرفت! ولی خب، برخورد که می‌کردند، باورشان نمی‌شد که این کار که از رادیو و تلویزیون سراسری پخش می‌شود مربوط است به این آقا کوچولوی 15 ساله  .

 

حالا چرا جناب هاتف از الله الله و جهاد به زنگ تفریح رسید خود حکایتی است و در این مجال نمی گنجد ....

 

 

 

نويسنده : امیررضااکبری : ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۸ بهمن ۱۳٩۳
Comments نظرات () لينک دائم

آهنگ زیرخاکی شماره 13 - دهه 60

آهنگی رو که تقدیم دوستان می کنم در اواسط سالهای دهه 60 و ایام دهه فجر از برنامه کودک پخش میشد. گرچه در آن روزها کودک 6-7 ساله ای بیش نبودم ولی نمی دانم چرا هیچ وقت ارتباطی با این آهنگ برقرار نکردم .... 

 

            

            

            

            

 

 

تصاویر بالا از نماهنگ این آهنگ هست و هنوز هم از دیدن تصویر سیاه رنگ لاشخور احساس بسیار بدی پیدا می کنم . احساسی که بعد از گذشت 30 و اندی سال هنوز در ذهن و روان کودک درونم هست .... 

 

نظر شما چیست ؟

 

متن شعر در : 

ادامه مطلب
نويسنده : امیررضااکبری : ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۸ بهمن ۱۳٩۳
Comments نظرات () لينک دائم

سفر شیراز 4 - خانه زینت الملک

 

سفر شیراز 4

باغ نارنجستان را ترک گفتیم تا حضور زینت الملک قوامی در اندرونی شرفیاب شویم اگر که نگهبانان قصر اجازه دهند ....

با حاجیه خانم همسر مکرمه به درب اندرونی باغ نارنجستان می رسیم که اندک فاصله ای با بیرونی دارد یعنی کوچه ای حائل بین اندرونی و بیرونی است .... نزدیک عصر است و من بیم آن دارم که زینت الملک خانم قوامی در یکی از زاویه ها یا شاه نشینها در حال استراحت باشد و ما را راهی به داخل اندرون نباشد .... 

در دروازه اندرونی دو سرباز تفنگ به دست سالهاست خدمت زینت ملک را می کنند و می بینیم که دروازه اندرونی را بسیار مشابهتی است با بیرونی آن ....

به آرامی و احتیاط از دروازه رد می شویم که مبادا به تیغ برران نگهبانان و یا تیر تفگ سربازان گرفتار آییم ولی اما سکوتی سنگین در فضا حاکم است که ناگاه چشممان به جمال  نگهبانی می افتد و با اندک وجهی اجازه شرفیابی میدهد ... از آنجا می گذریم و وارد حیاطی می شویم بس سر سبز و دلگشا ....

ولی باز همه جای این سرای دل نواز را ، در سکوتی سنگین و دل آزار می یابم ..... با خود می گویم پس ملازمان و نوکران و کنیزان را چه شده .... نکند آنان نیز در خواب و استراحتند ... !!!

در همین حین کسی را یافته می پرسیم کجایند صاحبان و ملازمان و نوکران که به خنده می گوید : کجایی کاکو ؟ .... از حرفش به خود می آیم و در می یابم که آنان قرنیست در خوابند و باید این ساعت را در یابم ولی اما مگر میشود در چنین جایی گشت و صدای قدمها و خنده ها و گریه های گذشتگان را نشنید ... مگر می شود به دیوارها گوش نکرد ... 

  

در گشت و گذار در حیاط با صفای این منزل به ناگاه نمای اصلی در نظرم آشنا می نماید و به یاد می آورم که بخشهایی از فیلم داش آکل مسعود کیمیایی با بازی بهروز وثوقی را در این باغ مصفا فیلم برداری کرده اند و بی درنگ از همان زاویه ای که 40 سال پیش لنز دوربین قرار داشت عکسی میگیرم :

 

خانه زینت الملک در فیلم داش آکل - 1350

 

خانه زینت الملک از همان نما - 1390

این فیلم بر اساس داستان داش آکل از کتاب سه قطره خون نوشته صادق هدایت ساخته شده است. داش آکل لوطی معروف و با مرام شهر شیراز در این فیلم یک دل نه هزار دل ، دلباخته دختری به نام مرجان می شود و چون ازدواج با دخترک را به علت سن زیاد خود، دور از مردانگی می‌داند ، ترتیب ازدواج او را با یکی از خواستگارانش می‌دهد ...

 

مرجان فیلم داش آکل

فیلم نهایتا با مرگ قهرمان داستان ( داش آکل ) و کاکا رستم دشمن داش آکل به پایان می رسد. عکس زیر میهمانان مراسم ازدواج مرجان را نشان میدهد و در عکس بعدی ، همین مکان را 40 سال بعد از این واقعه می بینید ...

1352

1390

چون فرصت زیادی نداریم باید هر چه سریعتر همه جای این بنای قدیمی را بگردیم و بی درنگ راهی اتاقهای تو در توی این مجموعه زیبا می شویم. در یکی از اتاقها ، بنر کوچکی نصب شده و در آن سال ساخت این اثر را 1290 هجری قمری و پایان آن را 1302 هـ.ق ذکر کرده اند . 

این بنای زیبا علاوه بر گجبری ها و آینه کاری ها و نقاشی های زیبا بیش از 20 اتاق دارد که همگی به هم راه دارند و سقف چوبی آنها با تصاویر زیبایی از حیوانات و گل و بوته نقاشی شده است :

کف راهروها نیز از کاشی های خوش رنگ و لعابی پوشیده شده است که در مجموع طرح و نقش فرشی زیبا را تشکیل می دهد ....

پس از گشتی در اتاقها ، به زیر زمین می رویم که روزگاری مایحتاج زندگی و آذوقه مردمان این خانه قدیمی را انبار میکردند و امروز موزه بنیاد فارس شناسی هست که تندیس بسیاری از بزرگان و ادبای خطه فارس را در خود جای داده است. متاسفانه به دلیل تاریک بودن فضا نتوانستم عکس قابل توجهی تهیه کنم. اما دو تندیس در اینجا نظرم را جلب کرد یکی تندیس خود زینت الملک قوامی است :

زینت الملک قوامی دختر حبیب الله خان قوام ( قوام الملک چهارم ) و خواهر ابراهیم خان قوام ( قوام الملک پنجم ) و همسر فروغ‌الملک بوده‌ است. خاندان قوام الملک از نسل حاج ابراهیم‌خان کلانتر هستند که در دوره‌های مختلف به عنوان والی و کلانتر در شیراز و فارس حکومت می‌کرده‌اند ...

تندیس دوم اما تندیس مردیست که تمام برنامه های رژیم بعث و صدام حسین را برای برگزاری اجلاس غیر متعهدها با جانفشانی خود نقش بر آب کرد. در تاریخ 5 تیرماه سال 61 نامه ای محرمانه از وزیر امور خارجه علی اکبر ولایتی به رئیس جمهور وقت سید علی خامنه ای ارسال می شود :


در این نامه تاکید شده بود که سرنوشت کنفرانس و اجلاس سران عدم تعهد را یک حرکت نظامی روشن می کند و شهید عباس دوران همان کسی بود که فانتوم F4 آسیب دیده خود را که دیگر امکان برگشتنش نبود در تاریخ 30 تیرماه سال 1361 به هتل محل اقامت مهمانان اجلاس کوبید :


شهید عباس دوران

از شهید دوران تنها تکه‌ای از استخوان پا به ایران بازگشت که در ۱۰ مرداد ۱۳۸۱ خانواده وی آن‌ را طی مراسمی رسمی با حضور مسئولان کشوری و لشکری، خانواده و بستگان در شیراز به خاک سپردند و ما امروز تنها افتخارمان این است که با تندیس چنین مرد بزرگی عکس یادگاری بگیریم.    :(

 

دیگر وقت رفتن است و باید رفت ....

 


نويسنده : امیررضااکبری : ۳:۳٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٤ بهمن ۱۳٩۳
Comments نظرات () لينک دائم

آهنگ زیرخاکی شماره 12 - دهه 50

 

سال گذشته ( 1392 ) شبکه مستند سیما در ایام دهه فجر اقدام به پخش فیلم مستند دفاعیات خسرو گلسرخی در دادگاه نظامی کرد . اگر آن تصاویر را دیده باشید به غیر از خسرو گلسرخی ، فرد دیگری که در جایگاه متهم قرار داشت ، همان کرامت دانشیان بود که هر دو به اتهام اقدام علیه امنیت ملی کشور ( طراحی ربودن فرح پهلوی و ولیعهد ) محاکمه و نهایتا در 29 بهمن سال 1352 تیرباران شدند ...

       

 خسرو گلسرخی                                                                    کرامت دانشیان

 

اما فرد دیگری که مدتی در رابطه با پرونده خسرو گلسرخی توسط ساواک دستگیر و زندانی شده بود، آهنگساز معروف ، اسفندیار منفرد زاده است که اسم او را در بسیاری از آهنگهای معروف و موسیقی متن فیلمهای ماندگاری چون قیصر می توان جست .

            

آهنگ مورد بحث ما را همه ملت ایران شنیده اند و این آهنگ به نظر من یکی از زیباترین کارهای موسیقایی دوران حساس انقلاب است که در آغازین روزهای پس از پیروزی انقلاب پخش گردید. سرود " بهاران خجسته باد " با شعری از کرامت دانشیان و آهنگی از اسفندیار منفرد زاده ...

 

نام اثر : بهاران خجسته باد
آهنگ : اسفندیار منفرد زاده
خوانندگان : گروه کر

بهاران خجسته باد

هوا دلپذیر شد گل از خاک بر دمید
پرستو به بازگشت زد نغمه امید
به جوش آمد از خون درون گیاه
بهار خجسته باز فراوان رسد ز راه
 

  

 Download 

 

منفرد زاده که متاسفانه این چنین هنر نابی را قربانی سیاست کرده و امروز در خارج از کشور از هر دری کلامی سخن می راند ، درباره این آهنگ اینچنین می گوید :

" سرود بهاران خجسته‌باد با شتاب و با سازهایی در حد اسباب‌بازی، با وسایل ضبط زیر متوسط سال انقلاب ، یعنی بسیار ابتدایی امروز ـ با صداهایی کاملا غیر‌حرفه‌ای در منزل و نه در استودیو، ضبط شده است ...  اگر این سرود بدون کمک امتیازات ویژه با چنین اقبالی ماندگار می‌شود، عشق و ایثار انسانی بزرگ و عاشق، نیروی پرتوان ماندگاری آن بوده است، نه موسیقی و اجرا با صدای من ... " .

 

 

 

نويسنده : امیررضااکبری : ۳:۳۸ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩۳
Comments نظرات () لينک دائم

آن شب که نادرشاه سر داد ...

 

تاریخ

ای نابکاران خائن، من سزای شما را فردا صبح در کف دستتان خواهم گذاشت. ( نادر شاه افشار )


سر شب ، سر قتل و تاراج داشت   /   سحرگه نه تن سر، نه سر تاج داشت
به یک گردش چرخ نیلوفری   /   نه نادر بجا ماند و نادری
بنازم من این چرخ پیروز را   /   پریروز و دیروز و امروز را

 

در داخل خیمه نادرشاه چراغی کم نور که " مردنگی " خوانده میشد ، میسوخت. نادر شاه نمی توانست در تاریکی بخوابد و در خیمه خود چراغ مردنگی کم نور می افروخت. اگر در آن شب ، در خیمه نادر چراغ نبود ، شاید پادشاه ایران کشته نمیشد. چون قاتلین در تاریکی نمی توانستند به سهولت او را پیدا کنند.

 

هنگام کشتن نگهبانان مدخل خیمه نادر صدایی به گوش رسید که نادر را بیدار کرد و همین که آن صدا برخواست صالح بیگ افشار ، موسی بیگ افشار و قوچه بیگ افشار اورموی بیدرنگ به داخل خیمه دویدند. نادرشاه وقتی دید عده ای با شمشیرهای برهنه وارد خیمه شدند  و در راس آنها قوچه بیگ ، افسر مستحفظ او قرار دارد تصور هر چیزی غیر از توطئه قتلش را می نمود زیرا قاتلین نادر شاه ، امرای مورد اعتماد او بودند و تا قبل از کشته شدن نادر شاه اتفاق نیفتاده بود که پادشاه به دست افراد طایفه خود بقتل برسد. 

صالح بیگ افشار میدانست که هرگاه فریاد نادرشاه که در مواقع خشم و خطر نعره ای طولانی بود ، برخیزد از اطراف به کمکش خواند آمد و میدانست باید کاری کند که صدایی از نادر در خارج از خیمه منعکس نگردد و خود را به او رسانید و شمشیرش بحرکت درآمد و ضربتی شدید برفرق نادر زد.آنگاه قوچه بیگ و صالح بیگ و موسی بیگ پیاپی ضربات شمشیر را بر نادر وارد آوردند ...

 

 مدفن سر نادرشاه در باغ نادری مشهد

 

هیچ یک از آن سه امیر افشار که در خیمه به او حمله ور شدند ، مسئولیت جدا کردن سر نادر را نپذیرفتند و سر را نوکر موسی بیگ افشار از بدن جدا کرد. وقتی سر از بدن نادرشاه جدا کردند و جسد بی سر او که هنوز خون از رگهای بریده اش جاری بود و خروس های قریه فتح آباد شروع به خوانندگی کردند ، معلوم شد که سپیده صبح از مشرق دمیده است و این پایان کار پسر شمشیر ، با شمشیر بود ...

 

منبع با تلخیص و تخلص :
خواجه قاجار نوشته ژان گور - ترجمه ذبح الله منصوری

 


نويسنده : امیررضااکبری : ٥:٠٢ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳٩۳
Comments نظرات () لينک دائم

آهنگ زیرخاکی شماره 11 - دهه 10

 

ظهر جمعه یکی از روزهای سال 1376 طبق معمول هر هفته مشغول شنیدن برنامه ی فارسی رادیو BBC  بودم . آن روزها رادیو بی بی سی روزهای جمعه ویژه برنامه داشت که خیلی به دل می نشست و واقعا با شور و حال جوانی ما می ساخت.

مثلا بخشی از برنامه مربوط به آهنگهای درخواستی شنونده ها بود. گرچه شاید همون آهنگی که پخش میشد خودم آلبومش رو داشتم ولی نمی دانم چه حسی هست که لذت شنیدن آهنگ مورد علاقه آدم از رادیو با اون پارازیت و خش خش و وز وز خیلی بیشتر از شنیدن خود آهنگ از کاست بود و هست ...


برنامه ی رادیو بخش دیگری هم داشت که از خواننده های مورد علاقه به صورت حضوری و یا تلفنی مصاحبه میکردن و شنونده ها هم می توانستند با اونها تلفنی صحبت بکنن که جذابیت خاص خودش رو داشت و چند باری پیش اومد که بر روی آنتن شروع به فحاشی کردن که اتاق فرمان صداشونو بست. یکی از خاطره انگیز ترین برنامه های رادیو مربوط به راهیابی تیم ملی ایران به رقابتهای جام جهانی فوتبال 1998 فرانسه بود که فراخوان ساخت شعر و آهنگ رو دادن و در هفته ی بعد خیل عظیمی از شعر و آهنگ و دکلمه روانه استودیو رادیو شد و در همان زمان بود که برای اولین بار آهنگ " پرسپولیس خسته " از مرحوم فرزین رو از رادیو بی بی سی شنیدم و جهانبخش پازوکی که مهمان برنامه بود راهنمایی های لازم رو برای ساخت آهنگ ارائه داد و چند ماه بعد آهنگ معروف " قهرمانان وطن، افتخار ملتن " با صدای داریوش و لیلا و اندی منتشر شد. البته من هم بی کار نبودم و اکثر موقع برنامه های رادیو رو روی نوار کاست ضبط میکرم که تا همین 6-7 سال پیش داشتمشان ولی بعدا نمی دونم چرا نوارها رو نابود کردم ...

 

SONY super EF90

کجا بودیم ؟
بلی زده بودیم جاده خاکی ....

گفتم که ظهر جمعه یکی از روزهای سال 1376 مشغول شنیدن و ضبط کردن برنامه رادیو بودم که گوینده در آخر برنامه گفت : برای امروز آهنگ بسیار قدیمی " اگر شمشیر برگیری " با صدای بدیع زاده رو انتخاب کردیم که در حدود هفتاد سال پیش توسط شرکت بریتانیایی His Master's Voice  تهیه و بر روی صفحه گرامافون ضبط شده بود ...

متاسفانه اون زمان آهنگ رو ناقص پخش کردن و تلاش من برای یافتن کاملش به نتیجه نرسید ولی الان پس از سالها آهنگ کاملش رو البته پس از مقداری پالایش صوتی تقدیم دوستان می کنم . این آهنگ قدیمی رو که در گوشه گریلی دستگاه شور به زیبایی تمام اجرا شده را حتما گوش بدید .... 

 

اگر شمشیر برگیری سپر پیشت نیندازم
که بی شمشیر خود کشتی به ساعدهای سیمینم
دلی چون شمع می‌باید که بر جانم ببخشاید
که جز وی کس نمی‌بینم که می‌سوزد به بالینم

  

 

حقیقتا هیچ چیز برای من به اندازه گوش دادن به آهنگهای قدیمی لذتبخش نیست. مخصوصا آهنگی که یادآور روزهای خوش زندگی ات باشد .... امیدوارم شما هم لذت برده باشد .

 

تا بعد ... خدانگهدار


نويسنده : امیررضااکبری : ٥:٠۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٥ بهمن ۱۳٩۳
Comments نظرات () لينک دائم

سفر شیراز 3 - نارنجستان قوام

سفر شیراز 3

گفتیم که ارگ کریمخان زند را با خاطرات تلخ و شیرین گذشتگانش ، به حال خود رها کرده برای صرف نهار رفتیم  ....

پس از صرف نهار در خانه معلم و کمی استراحت قرعه بازدید به نام موزه نارنجستان قوام و خانه زینت الملک قوامی افتاد.

با استفاده از نقشه ای که از قبل تهیه کرده بودیم شناسایی مسیرها بسیار راحت بود و نهایتا با یک مسیر تاکسی در مقابل موزه نارنجستان قوام پیاده شدیم و این بار نیز با مشاهده سیمها و کابلهای برقی که با زیبایی غیر قابل وصفی از مقابل سر در آن آویزان شده بود، بسیار مسرو شده و بسی لذتها بردم !!!

     

سر در ورودی موزه


پس از پرداخت وجه بلیط و ورود به حیاط موزه که در مالکیت دانشگاه شیراز است چنین نمایی خواهید دید :

     
                 

 

باغ قوام که امروزه به نام موزه نارنجستان مشهور است مابین سالهای 1257 تا 1267 و دوران حکومت ناصرالدین شاه قاجار توسط " علی محمد خان " یا قوام الملک دوم و پسرش محمد رضا خان در زمینی به مساحت 3500 متر مربع و زیربنایی برابر با 940 متر مربع احداث شده است.

 

 ناصرالدین شاه قاجار

 

 نمای کلی

 

باغ قوام در دوران قاجار ، بیرونی بوده و با اندرونی آن ، خانه زینت الملک قوامی که با فاصله یک کوچه از هم در ضلع غربی اش قرار دارد توسط دالانی زیر زمینی در ارتباط بوده که بخش بیرونی برای برگزاری جشن ها و تشریفات و بازدیدها و پذیرایی از میهمانان کاربرد داشته است.


بخشی از کاشی کاری ضلع جنوبی

 

عمارت نارنجستان بعدها برای مرکز انستیتوی بنیاد آسیایی تحت سرپرستی پروفسور آرتورابهام پوپ خاورشناش شهیر امریکایی تخصیص و توسط دانشگاه شیراز به وضع آبرومندی مجهز و تعمیر گردید. در جریان انقلاب صدماتی به این منزل وارد می‌شود و ایوان قسمت شرقی آتش گرفته و تخریب می‌شود بطوریکه دیگر مانند اول قابل مرمت نبوده است.

      

نمایی از تزئینات سقف ، اتاق کار و مبلمان شخصی پرفسور آرتور

 

بعد از انقلاب همزمان با جنگ تحمیلی خانواده‌های جنگ زده در آنجا ساکن شده و باعث بوجود آمدن صدماتی می‌گردند .... امروزه بخش زیر زمین این بنا به موزه اشیای عتیقه تبدیل شده است که متاسفانه عکس قابل توجهی از این بخش تهیه نکردم ولی نکته اینجاست که ظروف چینی و سفال لعابداری که در این قسمت به نمایش درآمده حقیقتا هر بیننده ریز سنجی را مسخ می کند. چون تزئینات گل و تصاویر هندسی چنان با کیفیت و زیبایی ترسیم شده و چنان لعابکاری گردیده اند که گویی همین الان با پیشرفته ترین دستگاهای و بهترین کوره های پخت سفال ساخته شده اند .... و این هم از هنر مشرق زمین و چینیان باستان است ... که مهد چنین هنرهایی بوده است ...

  

ورودی موزه ( زیر زمین )

 

بخش زیر زمین ( عکس اینترنت )

 

گشت و گذار ما در مجموعه نارنجستان تقریبا پایان یافته و قصد دیدار از اندرونی  را نیز داریم اگر که غلامان و نگهبانان زینت الملک اجازه شرفیابی بدهند ....

 

نويسنده : امیررضااکبری : ٥:٠۱ ‎ب.ظ ; جمعه ۳ بهمن ۱۳٩۳
Comments نظرات () لينک دائم

آهنگ زیرخاکی شماره 10 - دهه 60

 

روزنوشت

دوستان سلام. پوزشم را بابت تاخیر زیاد بپذیرید. گرفتاری و مشغله های روزمره زندگی مجال هر کاری را گرفته ... به هر حال

برای امروز آهنگی انقلابی و میهنی از سالهای دهه 60 با صدای خاطره انگیز محمد گلریز انتخاب کردم که احتمالا نشنیده اید ولی به مناسبت اینکه مربوط به بهمن ماه هست شنیدنش خالی از لطف نیست.

در کوله بارش یادگار صد چمن لاله    /   میراث گلهای ز آتش رسته ژاله
یاد آور جهل و جنون دشمن خودخواه    /   با یاد تاراج شقایق های دانشگاه
هر سال بهمن سرفراز آید   /   با خرمنی آلاله باز آید

در چهره اش آمیزه ای از شادی و افسوس   /   از جان به جانان دادگان بارگاه تور
صد داستان دارد این داستان پرداز   /   از طایران تیز پر ، از لحظه پرواز

با کوله بار افتخار و عشق آید باز   /   پیروز مان ای ایزدی فریاد
ای ملتت پیروزیت آزاد
جاوید مان ای مردمی بنیاد   /    تا جاودان ایران بماند شاد
تا جاودان ایران بماند خرم و آباد


 

 

آهنگ " هر سال بهمن " از ساخته های " علی رحیمیان " بوده و شعرش نیز از سروده های " حمید سبزواری "  هست.

 

 

نويسنده : امیررضااکبری : ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱ بهمن ۱۳٩۳
Comments نظرات () لينک دائم