تاریخ جهان و تقویم تاریخ

jhvdo [ihk , jr,dl jhvdo

گرامافون

تاریخچه

فونوگراف و نوع پیشرفته تر آن گرامافون و بعدها گرام تقریبا 30 سالی پس از اختراعش ( 1877 ) چون سایر وسایل نوظهور بلاد فرنگ سر از دربار شاه قاجار در آورد و ﻧﻤﺎﯾﻨﺪه ﮐﻤﭙﺎﻧﯽ ﮔﺮاﻣﺎﻓﻮن " Maxim Pick " ، پس از چند هفته ای اقامت در ایران موفق شد موافقت اعلی حضرت همایونی مظفرالدین شاه قاجار را برای گرفتن صفحه از صدای ملوکانه جلب کند و این شد که صدای مظفرالدین میرزا قاجار شاهنشاه ایران، میرزا علی اصغرخان اتابک ( صدر اعظم ) و وزیر امورخارجه اش ، روز سه شنبه 26 دی ماه 1284 هجری شمسی برابر با 16 ژانویه سال 1906 میلادی ، در محوطه کاخ گلستان بروی صفحه گراموفون به ظهور پیوست :

اگر قبلا نشنیده اید، پس گوش کنید :

                                                    

میرزا علی اصغر اتابک                                            مظفرالدین شاه قاجار

 

ماکسیم پیک ، پس از گرفتن صفحه از صدای شاه ، اجازه یافت تا از آهنگها و آثار نوازندگان آن زمان نیز صفحاتی را بگیرد که امروز تعداد بسیار محدودی از آن صفحات به یادگار مانده است. در این فایل صوتی نوای سنتور " حسن خان " را می شنوید که فردی در ابتدای آن به طرز جالبی اعلام می کند که :

حسن خان است.سنتور میزند .... ( نفر اول سمت راست )

 

بشنوید :

 

در سالهای دوران نوجوانی ام ( دهه 70 ) عاشق صفحه و گرامافون و گرام بودم و بیشتر از آن مشتاق دانستن نحوه ضبط صدا روی صفحات آن و ماهیت صدای ضبط شده ، چرا که سیستم ضبط مغناطیسی و وجود هد در ضبط صوتها که با آن آشنا بودم کاملا با سوزن گرامافون فرق می کرد و این مسئله را برایم بغرنج کرده بود ولی عدم دسترسی به این وسایل موجب شد تا اطلاعاتی دستگیرم نشود. چند سالی گذشت و از اتفاق لاشه گرام برقی مارک تپاز با چند صفحه به دستم رسید و چون در رشته الکترونیک تحصیل می کردم مشغول کنکاش و کالبد شکافی آن شدم. آنچه دریافتم این بود که بر خلاف تصورم نوع و سیستم ضبط صدا بر روی صفحات گرامافون کاملا مکانیکی هست و هیچ خبری از مغناطیس نیست یعنی آهن ربا هیچ تاثیری روی اصوات صفحه ندارد اما بزرگترین دشمن صفحه نه آهنربا که نور خورشید و گرماست آن هم نه گرمای زیاد !!!

اما صفحه چند مزیت عالی نسبت به نوارهای مغناطیسی دارد اول اینکه در شرایط مطلوب عمر بسیار زیادی به همراه عدم افت کیفیت نسبت به نوار دارد و بعد اینکه صدای ضبط شده روی آن بدون هیچ وسیله الکتریکی و الکترونیکی تنها با یک سوزن معمولی قابل شنیدن هست. آهنگ ها و صداهای ضبط شده روی صفحات نو برعکس تصورم بسیار واضح و با کیفیتتر از نوار کاست بودند باور نمی کنید پس بخشی از دو فایل صوتی پیاده شده از صفحه گرام را بشنوید.


اولی آهنگ " دختر فالبین " بنان هست از صفحه 45 دور با سیستم صدای مونو - mono

 

دومی آهنگیست به نام " Sight On The Sea " از صفحه 33 دور با سیستم ضبط صدای استریو - stereo - ( آهنگ تیتراژ کارتون ممول )

 

 

و اما طرز کار این وسیله :

گرامافون های شیپوری تماما مکانیکی بودند یعنی سوزن به وسیله دیافراگم به انتهای شیپور وصل میشد و ارتعاشات صفحه توسط شیپور در حد قابل قبولی تقویت شده و به گوش شنونده میرسید.

گرامافونهای برقی به جای دیافراگم از پیکاپ بهره میبردند. در داخل پیکاپ قطعه کریستال خاصی به ابعاد تقریبی 3 در 6 با ضخامت 1 میلی متر وجود داشت که از انتهای آن دو عدد الکترود بسیار کوچکی خارج شده و به تقویت کننده میرفت . اما انتهای سوزن که به وسط آن قطعه کریستال مماس می شد ارتعاشات حاصل از دوران صفحه را به آن انتقال میداد.

کریستال در گرامافون یا بهتر بگویم گرام، مبدل انرژی مکانیکی به انرژی الکتریکی بود یعنی اینکه میشد با این قطعه ارتعاشات خفیف روی صفحه را تقویت و قابل شنیدن نمود.

اما بر روی صفحه صدا به چه شکلی داشت ؟

پر واضح است که صدای های پیرامون ما دارای فرکانس و دامنه های متفاوتی هستند و اگر ما بتوانیم صداها را به وسیله دستگاهایی چون اوسیلوسکوپ و یا نرم افزاهای خاص این کار ثبت کنیم همچین شکل موجی خواهیم دید :

حال اگر این شکل موج را در بازه زمانی کمتری بنگریم چنین خواهد بود :

و اگر بازه زمان را باز هم کمتر کنیم به این خواهیم رسید :

و این شکل موج دقیقا آن چیزیست که به صورت دوایر متحد المکز بر روی صفحه حک شده است و اگر ما بتوانیم با ثابت نگه داشتن پیکاپ بر روی خط قرمز و قرار داد سوزن در شیارهای مشکی رسم شده با سرعت حرکت کنیم در نتیجه سوزن مطابق این خطوط مرتعش خواهد شد و این ارتعاشات دقیقا همان صدای هک شده را تولید خواهد کرد. این اساس کار این وسیله جالب هست.

اما در ضبط صفحه که خود دارای دستگاه مخصوصی به نام " Dictaphone " بود ، تمامی این مراحل به صورت برعکس طی میشد.

دیکتافون لوله ی فونوگراف ( نسل اول )

 

دیکتافون صفحه گرامافون 

 

البته نوع لوله یا صفحه آن به دلیل قابلیت کنده کاری صدا روی آن متفاوت بوده است که اطلاع زیادی در مورد آن ندارم. 

 

نويسنده : امیررضااکبری : ۸:۳٠ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩۳
Comments نظرات () لينک دائم

سفر ترکیه 4

بخش چهارم

پس از تحویل گرفتن اتاق، راه می افتیم برای صرف شام. پس از پرسش از مسئول پذیرش ، می فهمیم که دور تا دور همان میدان معروف شهر را اغذیه فروشها در اختیار خود دارند و می شود انواع و اقسام غذاهای سرد و گرم و دریایی و فست فود و ... را یافت.

بی درنگ راه می افتیم و در ضلع شمالی و شرقی میدان آنها را می یابیم. در این اغذیه فروشی ها بیشتر غذاهای آبکی می فروشند که بعضی از آنها همان غذاهای سنتی آذربایجان ایران هست و در اکثر منازل طبخ می شود مثل " Garni yarik " .

سوپی که در اینجا عرضه می شود به " Çorba " معروف است و طعمی متفاوت از سوپ ایرانی دارد. مواد اولیه آن را بلغور، عدس دال ، برنج و مقداری نعنا تشکیل داده است :

دنر مرغ و گوشت که در تمام این مغازه ها موجود است، بر اساس وزن ( 100 یا 150 گرم ) و به همراه نان لواش سرو می شود تا نهایت دقت در عدم کم فروشی لحاظ شود و رو سیاه خلق الله در دیار باقی نشوند و اینکه تمامی غذاها در ویترین و جلوی دید مشتری قرار دارد و می توان یک نوع یا ترکیبی از چند نوع غذا را برای یک پرس سفارش داد ...

ماهی کیلکای سرخ شده ، ماهیچه و ران مرغ با سس گوجه فرنگی، خوراک لوبیا چیتی و ... نیز می تواند جزو منوی سفارش باشد. برنج تقریبا در میان غذاها جایی ندارد و در کمتر مغازه ای می توان یافت. البته اصلا قابل مقایسه با نوع ایرانیش نبوده و بی کیفیت است. شاید طرز پخت آن مزید بر علت باشد.

نان مورد استفاده مردم ترکیه و این فروشگاهها دو نوع است، لواش و حجیم که لواش را با نام  " Lavaş " و نوع حجیم آن را " ekmak " می گویند که آن هم در دو نوع گندمی و جو تهیه می شود و البته که طعم نان جو بسیار بهتر و غیر قابل مقایسه با نوع گندمی آن است. نان جو را می توان از رنگ تیره آن شناخت :



این هم چند عکسی از " Meydan " و اغذیه فروشان ....

اینجا هم می توان شور و شوق انتخابات شهرداری ها را دید. در این عکس هواداران یکی از نامزدها در حال آماده کردن مکان برای میتینگ تبلیغاتی فردا هستند ...

صبح روز بعد منظره ی زیبایی از دریای سیاه و هواپیمایی که در حال تقرب و فرود در فرودگاه trabzon هست را از پنجره رستوان و فاصله ای نزدیک می بینم ولی متاسفانه دوربینی همراهم نیست تا این منظره بدیع را شکار کنم ...

بعد از صرف صبحانه می رویم سمت دریا " Kara deniz " که پانصد ( 500 ) متری از هتل و meydan فاصله دارد.

می رسیم به ساحل و چند تایی عروس دریایی را که تا آن روز از نزدیک ندیده ام را می بینم که دارند در آب برای خودشان ول میگردند ولی متاسفانه واید بودن لنز دوربین و اندازه کم تله ی ( زوم ) آن و هچنین زاویه تابش نور که خود فیلتر پلاریزه می طلبید اجازه ثبت تصویرشان را نداد ولی در عوض عکس زیر را در لب ساحل گرفتم که عروس دریایی مرده ای را نشان می دهد :

این هم نمای دیگری از چشم انداز دریا ...

 

با ما همراه باشید ادامه دارد

 

 

نويسنده : امیررضااکبری : ٥:٠٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩۳
Comments نظرات () لينک دائم

آهنگ زیر خاکی شماره 3 - دهه 50

روزنوشت

امروز آهنگی قدیمی از قصه گربه های اشرافی مجموعه 48 داستان انتخاب کردم که فکر می کنم بسیارند دوستانی که روزگار کودکیشان با نواهای این مجموعه سپری شده است .

" گربه ها و راکفورت کوچولو وقتی به خانه توماس رسیدند صدای موسیقی دلنوازی از اونجا به گوش می رسید. بلی بچه ها ، این اسکات کت گربه معروف و موسیقی دان زیر شیروانی بود که از دوستان توماس به شمار می رفت و به اتفاق گربه هایی که ارکستر او رو تشکیل میدادند، مشغول نواختن آهنگ پر هیجانی بودند .... " .

 

 

عجب روزگاری بود دوران کودکی ما ....

 

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ادامه مطلب
نويسنده : امیررضااکبری : ٥:٠٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩۳
Comments نظرات () لينک دائم

سفر ترکیه 3

قسمت سوم

چنان چه در پست قبل گذشت، پس از گردشی در شهر ارزروم و مجددا کمی تا قسمتی فراوان ، خرید !!! ، از شهر خارج میشویم و بعد از 25 کیلومتر رانندگی میرسیم به یک سه راهی که جاده ترابزون را مشخص کرده اند. با تعیین مسیر و گرفتن عکسی که در زیر ملاحظه میکنید مجددا راه می افتیم :

اندکی بعد میرسیم به گردنه های پر پیچ و خم و البته زیبا که متاسفانه باز هم به دلیل کمبود وقت و هراس از نیافتن هتل که سعی میکنیم کمترین اتلاف وقت داشته باشیم، موجب می شود نتوانم عکسی بگیرم ولی تا آنجا که بتوانم با ارائه عکس های اینترنتی توضیحاتی را خواهم داد.

در ادامه مسیر و بالای کوهی بلند، بنای یادبودی ( Kop Şehitleri Abidesi ) نظرمان را جلب میکند. این بنای مربوط به دو موضوع تاریخیست اول اینکه در جنگ جهانی اول و دوران امپراتوری عثمانی ، ترکیه و شهر ارزروم به دست قوای تزار روس اشغال شده بود و در حال سازماندهی و تجدید قوا برای حمله به شهر ترابزون بودند که با فراخوان عمومی حاکم وقت شهر Bayburt که در مسیر مواصلاتی ارزروم به ترابزون قرار دارد، نیروهایی برای مقابله با ارتش روس سازماندهی میشوند که منجر به درگیری بین آنان گردیده و تعداد زیادی از نیروهای مردمی کشته میشوند و نهایتا شهر بایبورت در 16 ژوئیه سال 1916 به تصرف نیروهای روس در آمده و به مدت دو سال اشغال میشود. مورد دوم مربوط میشود به شهدای راه آزادی و استقلال ترکیه در سال 1936 که گویا در این مکان مدفونند :

از این بنا بدون بازدید گذشته گاز ماشین را میگیریم و پس از عبور از شهر" gümüşhane " می رسیم به گردنه های واقعا بلند و صعب العبوری که اسب سفید ما در حال دویدن در شیب تند آنهاست. این مسیر را که میروی ، انگار که در آلاسکا هستی چرا که درختان سر به فلک کشیده کاج که در شیبهای 60-70 درجه با استواری کامل روئیده اند را شاید فقط بتوان در آنجا یافت :

به 60 کیلومتری ترابزون میرسیم و کم کم داریم از ارتفاعات پایین می آییم که آب و هوای سرد و خشک جای خود را به هوای معتدل، و درختان سرسبز نیز جایگزین سنگ ها و سنگلاخها میشوند :

به نزدیکیهای ترابزون که میرسیم این ساختمان بر بالای بلندی نظرمان را جلب میکند :

نبود منابع نفتی در این کشور موجب شده هیزم به عنوان ماده سوختی مهم مورد استفاده قرار گیرد :

به دلیل تاثیرات جوی دریای سیاه و بارندگی های زیاد اکثر منازل به این صورت احداث شده و دارای شیروانی هستند : 

تقریبا هوا تاریک شده که میرسیم به ورودی شهر ترابزون. ورودی شهر تقریبا شبیه ورودی شهرهای ایران است. یعنی می شود انواع و اقسام شغلها از جمله تعمیرکاران ماشین الات سنگین، رستورانها و فروشگاههایی چون ابزارآلات صنعتی و کشاورزی را مشاهد کرد.

با پرس و جو و استفاده از تابلوهای راهنما به مرکز شهر میرسیم و در زیر پلی توقف کرده تا هتل مناسبی بیابیم. در این بین متوجه میشوم که پایین پل در حقیقت پایانه مسافربری درون شهری هست که این وظیفه مهم نیز بر عهده خودروهای دیزلی ون از فولکس گرفته تا فیات و بنز می باشد و الحق با سرعت و بدون کمترین اتلاف وقتی اقدام به جابجایی مسافر میکنند. عکس زیر :


خلاصه سایر همراهان که برای یافتن هتل رفته بودند با دستی پر بازگشته و نوید دادند که در هتل هورون ( HOTEL HORON ) سوئیت مناسبی گرفته اند شبی 160 لیره. این هتل در سال 1967 تاسیس شده و در نزدیکی میدان مرکزی شهر در خیابان " Sıramağazalar " واقع هست. این میدان در میان مردم ترابزون نیز به میدان ( MEYDAN ) مشهور است البته امروزه دیگر خودرویی در آن تردد ندارد و بیشتر جنبه پارک و تفریحی پیدا کرده است. این هم آدرس اینترنتی هتل هارون شهر ترابزون که شاید روزی به دردتان خورد :

http://www.hotelhoron.com/eng/

 

ادامه دارد ....

 

نويسنده : امیررضااکبری : ۸:٤۸ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩۳
Comments نظرات () لينک دائم

اینجا تهران، رادیو ایران

 

روزنوشت

 اینجا تهران است شنوندگان عزیز از این ساعت رادیو تهران شروع بکار کرد

 

74 سال پیش در چنین روزی برابر با چهارم اردیبهشت ماه سال 1319 اولین فرستنده رادیویی ایران که اندکی بعد به بیسیم پهلوی مشهور شد، رسما افتتاح گردید.

 

از اولین گویندگان رادیو می توان به  قدسی رهبری، رضا سجادی، بشیر فرهمند ، تقی روحانی، نصرت الله محتشم، صدیقه سادات رسولی ( روشنگ برنامه گلها ) و کوکب پرنیان اشاره کرد. ولی در مورد اولین کسی که آغاز به کار رادیو را به صورت زنده اعلام می کند اختلاف نظر وجود دارد اما آنچه بیشتر از همه به حقیقت نزدیک هست، صدای آقای رضا سجادی بوده که شنوندگان رادیو تهران برای اولین بار از طریق امواج مغناطیسی و جعبه چوبی شنیده اند.

 

آقای رضا سجادی در سال 1390 طی مصاحبه ای در ویژه برنامه یادنامه رادیو با رادیوی اینترنتی ایران صدا، از خاطره اولین روز افتتاح رادیو می گوید :

 

 

 

سال گذشته ( 1392 ) نیز برنامه مثبت 70+ شبکه مستند مصاحبه ای را با رضا سجادی ترتیب داده بود ولی دیگر حوصله و شادابی سال 90 را در خود نداشت و در پرسش خبرنگاری که پرسید : " چی می خوای از زندگی ؟ "، گفت : " مرگ. که آسونه دیگه چیزی نداریم برم راحت شم. چه فایده ای داره من نه جایی می تونم برم نه حرف می تونم بزم نه هیچی. برم پیش خدا .... ".

این فایل صوتی تاثر برانگیز را بشنوید :

 

 

 

فایهای صوتی : آرشیو وبلاگ تاریخ جهان و تقویم تاریخ


نويسنده : امیررضااکبری : ۸:٤٧ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩۳
Comments نظرات () لينک دائم