تاریخ جهان و تقویم تاریخ

jhvdo [ihk , jr,dl jhvdo

اندر حکایت احوال امروز من

چون سلطان محمود غزنوی پادشاه شد، فردوسی را به دربار خوانده امر به نوشتن شاهنامه کرد ولی فردوسی سر باز زد. پادشاه در غضب شده، جلاد را امر به کشتن فردوسی داد . وزیر احوال را دیده گفت : 

پادشاهم : " هزار نادان، مرد و سر یک دانا، درد را نبیند " کشتن یک کس کار آسان است ، لیکن یک شخص را تا درجه فردوسی رسانیدن کار آسان نیست. فردوسی را نکشته به من سپارید. پادشاه سخن وزیر را قبول کرده، فردوسی را نکشته به زندان فرستاد.

وزیر دریافت که فردوسی را طاقت دیدن آدم ابله نیست . دستور داد آدمی یافتند که از 7 سالگی تا 70 سالگی در چول و بیابان گذران عمر کرده و از فراصت بی خبر بود. فردوسی چون کار و کردار وی را می دید یک بیت را تکرار به تکرار می گفت :

 

لاله را گفتم سیـــــه دل بودنــــت از بــهر چیست؟
گفت حالش این بود هر کس که در صحرا نشست.

هـــمنیـــشن  قــــابـــلم کـــــرد آدم دانــــا مـــــرا
خــــاصیت این می دهد هــــرکــس که با دانا نشست

 

هرگاه فردوسی شعر می گفت ، سپید موی به گریه در می آمد و فردوسی گمان میبرد که شعرش در آن مرد تاثیر کرده دلش آب می شود تا روزی پرسید :

پدر, شعر من ترا تاثیر کرد که گریستی ؟

سپید موی گفت:

شعر خوانی تو را شنیده آواز بزم، جنبیدن ریشت را دیده جنبیدن ریش بزم که یک وقت گرگ خورده بود، یادم آمد که می گریم ...

فردوسی چون این سخن ابلهانه شنید با دو دست بر در زندان کوبید و گفت من نه یک شاهنامه که ده شاهنامه نویسم چون مرا از همنشینی با این ابله برهانید ....

راست و دروغ بودن این را نمی دانم ولی حکایت فردوسی و مرد ابله و سلطان محمود غزنوی بی شباهت با احوال و روزگار امروز من ، شغلم و آدمهای دور رو برم نیست. وینستون چرچیل نخست وزیر معروف انگلیس سخنی گفته بود که جای تامل دارد و یک بار در همین وبلاگ و به مناسبت خاصی این جمله را نوشتم . چرچیل می گوید :

سخت ترین کار دنیا محکوم کردن یک احمق است ...

اما به نظر من علاوه بر محکوم کردن یک احمق، سخت ترین کار دنیا زندگی کردن در کنار آدمهای احمق است. حقیقتا اگر به عمق این نگاه و عقیده بنگریم درمی یابیم که دنیا در هر برهه و هر جغرافیایی به نوعی درگیر با مردمان احمق بوده و خواهد بود و گریزی از آنان نیست. متاسفانه در جامعه امروز ما تکنولوژی های نوین مزید بر علت شده و بیشتر از پیش سخن انیشتین مصداق پیدا می کند او در این باره گفته بود :

" من از روزی میترسم که تکنولوژی از تعامل انسانی پیشی بگیرد چنین روزی جهان نسلی از احمقها خواهد داشت ".

 

 

نويسنده : امیررضااکبری : ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٧ فروردین ۱۳٩٤
Comments نظرات () لينک دائم

سالروز درگذشت مازیار

 روزنوشت

امروز داشتم تقویم مناسبتهای فروردین ماه رو نگاه می کردم ، رسیدم به 16 فروردین ماه 1376 سالروز درگذشت مازیار ...

پشت سیستم همینطوری ماشین حساب رو باز کردم و زدم 1394 منهای 1376 و اینتر رو زدم دیدم نوشت 18 ... خیلی تعجب کردم . خدا شاهده دوباره زدم گفتم شاید اشتباه حساب کردم ولی دیدم نه واقعا میشه 18 سال ... اگر بگم باور می کردم که 18 سال از اون روزها گذشته دروغ گفتم ...

الان که حساب می کنم می بینم واقعا عمر ما با چه سرعتی داره میگذره ... انگار همین چند روز پیش بود که گوینده رادیو آمریکا آقای کنگرلو دو سه روزی پس از درگذشت مازیار ویژه برنامه ای به مناسبت درگذشتش تدارک دیده بود و همان زمان بود که با عبدالرضا کیانی نژاد با نام هنری مازیار آشنا شدم .... هنرمندی که چند سالی پیش از انقلاب با آهنگ " آرزوی فردا " معروف شده بود و روز جمعه 16 فروردین سال 1376 بر اثر عارضه قلبی و در سن 44 سالگی درگذشت.

گوینده رادیو پس از معرفی مازیار آهنگی پخش کرد که حقیقتا و با اینکه 17 سالی بیشتر نداشتم بسیار منقلبم کرد :

یا رب دگر از خلق جهان بی خبرم کن
چون سرو سرافراز چمن بی ثمرم کن
آثار من آتش بزن و بی اثرم کن
دیگر ز هنر خسته شدم بی هنرم کن
بر این بنده ببخشا ، دلم مرده خدایا
ز بس رنگ و ریا دیدم از این آدم خاکی
ز بس فتنه گر دیدم از این عالم خاکی
خدایا تو کریمی ... فلک را بگشا در
که با بال شکسته به عرش تو کشم پر
....
در این دیار پر تمنا بی آرزو آتش گرفتم
یک قطره بارانم خدایا گوهرم کن گوهرم کن

 

 

الان که دوباره دارم آهنگ رو گوش میدم انگار که دنیا در چشم بر هم زدنی عقب برگشته و من همان نوجوان 17 ساله ای هستم که در شبی از شبهای بهاری سال 76 غمگین و تنها در اتاقم و پشت رادیو نشسته ام ... 

صدای مازیار و تک تک آهنگهایش امروز برای من یک دنیا خاطره هستند ... خاطره هایی از دوران نوجوانی و غم غصه ها و دلتنگی های خاص خودش ... این پست ادای دینی بود به زنده یاد مازیار که با صدای مخملینش خاطراتم را جاودانه کرده است ...

روحش شاد

 

 

نويسنده : امیررضااکبری : ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩٤
Comments نظرات () لينک دائم

رنگهای عصر خاکستری

 

روزنوشت

فکر می کنید رنگ و لعاب طبیعت و زندگی و لباس مردمان 100 سال پیش چگونه بود ؟

آنچه امروز ما از آن دوران در تصوراتمان داریم دنیاییست نوستالوژیک، پر از رنگهای خاکستری که به واسطه تعداد بیشماری عکس برجای مانده از آن عصر شکل گرفته است.

 زنان دوران قاجار

 

می دانیم که عکس رنگی در آن دوران وجود نداشت و تحقق این امر تا سالهای زیادی پس از آن مقدور نشد. اما در آن عصر شیمی دانی از کشور روسیه به نام " سرگی میخائیلوویچ پروکودین گورسکی ( ۱۸۶۳ - ۱۹۴۴) " عکس رنگی واقعی میگرفت !!!

 

 یک مرد مسلمان داغستانی سنی مذهب در سال 1904

 

رنگی کردن عکس سیاه و سفید مختص امروز نیست و قدمتی بیش از 100 سال دارد و می توان نمونه های متعددی از آن را حتی در میان عکسهای قاجاریه مشاهد کرد که توسط عکاس رنگ آمیزی شده اند و بیشتر به تابلو نقاشی می ماندند. عکس زیر نقش رستم شیراز را در دوران قاجار نشان میدهد ...

 عکس رنگ آمیزی شده در دوران قاجار

 

تکنیکی که برای این کار در آن عصر بکار می رفت تا همین چند سال پیش در آتلیه های عکاسی توسط  مدادهای رنگی مخصوصی انجام میگرفت که امروز دیگر منسوخ شده و جای خود را به تکنولوژی های نوین و سیستمهای کامپیوتری و انواع نرم افزارهای مرتبط داده است اما نه به کیفیت و واقعیت رنگهای آن دوران ...

 ترمیم و رنگ آمیزی کامپیوتری

 

برای درک بهتر و جا افتادن تکنیک گرفتن عکس رنگی توسط گورسکی باید طیفهای رنگ و فیلترهای عکاسی را بررسی کنیم. می دانیم که رنگ سفید از ترکیب سه رنگ اصلی RGB یا همان قرمز ، سبز و آبی تشکیل شده است و با کم و زیاد کردن هر یک از رنگهای این ترکیب ، رنگ دیگری حاصل خواهد شد. عکس زیر رو در نظر بگیرید :

 

 کاخ احمد شاه قاجار در سالهای اخیر ( کوشک احمدشاهی )

 

این عکس نیز همچون سایر عکسهای دیجیتال از سیستم RGB یعنی سه رنگ اصلی تشکیل شده است که می توان توسط نرم افزار فتوشاپ و قسمت Channels در پنجره Layers کانالهای تشکیل دهنده عکس رو مشاهده کرد . با حذف دو رنگ از ترکیب RGB ، تصویری سیاه و سفید به دست می آید یعنی در سه مرحله می توان سه عکس با اکسپوژر متفاوت به دست آورد :

در عکس سمت چپ ، دو طیف رنگ سبز و ابی حذف شده و تنها طیف رنگی قرمز باقی مانده است. در عکس وسط قرمز و آبی حذف شده و در عکس سمت راست نیز طیفهای رنگی قرمز و سبز حذف شده اند و همان طور که مشاهده میکنید سه عکس سیاه و سفید متفاوت حاصل شده است و اگر مجددا این سه عکس را توسط نرم افزار با هم ترکیب کنیم ، همان عکس اصلی بدست خواهد آمد و این عمل در دنیای دیجیتال ممکن است .

+++

ولی در حالت آنالوگ و سیستم نگاتیو یا فیلم پوزتیو کار به گونه ای دیگر است. برای جداسازی کانالهای رنگ در دوربین های عکاسی آنالوگ از فیلترهای شیشه ای مخصوصی که بر روی لنز سوار می شود ، می توان استفاده کرد و هر فیلتر فقط اجازه عبور طیف نوری خاص سبز ، قرمز و یا سبز را می دهد و به این ترتیب می توان از یک سوژه ثابت با سه فیلتر ، سه عکس سیاه و سفید تهیه کرد و این همان تکنیکی بود که سرگی میخائیلوویچ پروکودین گورسکی از آن بهره برد. عکس زیر :


علیم خان حاکم بخارا - 1911

 

اما امکان چاپ رنگی عکسهای بیشماری که از سراسر روسیه و به این روش گرفته شده بود وجود نداشت و تنها راه دیدن آنها به صورت رنگی، قراردادن هر سه فیلم تهیه شده بر روی هم و مشاهده آن از پشت منبع نور مخصوص بود و این اشکال و ضعف سیستم منجر به نابودی این روش گردید.

ولی امروزه با ظهور تکنولوژی های نوین و سیستمهای دیجیتال هزاران عکسی که میخائیلوویچ از سراسر روسیه به این روش گرفته بود ، ترکیب شده و تصاویر رنگی بی نظیری را از 110 سال پیش در مقابل دیدگان قرار داد است. تصاویری که کیفیت و رنگ طبیعی آنها با عکسهای دیجیتالی امروزی برابری می کند .... 

 

 

 

 

 

 

 برای دیدن بقیه عکسها می توانید به اینجا بروید ..... 


 

 

نويسنده : امیررضااکبری : ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۱ فروردین ۱۳٩٤
Comments نظرات () لينک دائم