تاریخ جهان و تقویم تاریخ

jhvdo [ihk , jr,dl jhvdo

مهر و موم 3200 ساله

عکس نوشت

 

مهر و موم درب ورودی مقبره توت عنخ آمون پادشاه افسانه ای مصر

 که در سال 1922 پس از 3245 سال به صورت دست نخورده کشف گردید

 

 

 

نويسنده : امیررضااکبری : ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٧ دی ۱۳٩٥
Comments نظرات () لينک دائم

یک خاطره از هاشمی ...

روزنوشت

دقایقی پس از درگذشت آیت الله هاشمی رفسنجانی بود که از طریق زیر نویس شبکه 1 متوجه قضیه شدم و حقیقتا خبر به قدری غیر منتظره و ناگهانی بود که باور کردنش به این آسانی نیست. واقعیت مسئله این هست که پس از مقام رهبری و ایشان فرد دیگری را که در جایگاه و منزلت این دو رهبر انقلابی دوران امام خمینی باشد سراغ ندارم.

  

هاشمی رفسنجانی علاوه بر اینکه وزنه تعادلی برای نظام بود به نوعی نوستالژی تک تک ایرانیان نیز بود. چهره و تن صدای خاص هاشمی به نوعی با کودکی ما عجین شده و از زمانی که خودم و محیط پیرامونم را شناختم با من بوده است و با شنیدن خبر درگذشتش تمامی لحظات کودکی ام و تصاویری که از جوانی ایشان در دهه 60 و امام و جنگ در خاطر داشتم مثل فیلم از جلوی چشمانم گذشت و حس غریبی وجودم رو گرفت که سالها پیش در زمان رحلت امام خمینی در سال 1368 تجربه کرده بودم. هاشمی علی رغم همه تنگ نظری ها و جفاهایی که خوارج زمان در سالهای اخیر روا داشتند مردی بزرگ و تاثیر گذار در تاریخ ایران بود و البته که ملت پاسخ همه آنان را در مراسم تشییع باشکوه امروز آیت الله دادند ....

  

شهریورماه سال 1376 ، بعد از اینکه هاشمی دولت رو در مردادماه همان سال به سید محمد خاتمی تحویل داده بود در مجتمع فرهنگی هنری ارومیه چند روزی سمینار قرآنی بر پا بود که هاشمی رفسنجانی و حجت الاسلام قرائتی از شرکت کنندگان مراسم بودند. یادمه عصر یکی از همون روزهایی که مراسم در حال برگزاری بود ، به همراه خانواده در حال رفتن به منزل بودیم که نیسان پاترولی با شیشه های دودی نظرم رو جلب کرد چون اون وقتها مثل الان نبود و کسانی که همچین ماشینهایی سوار میشدن خیلی انگشت شمار و از مرفهین جامعه بودن و هر کسی نمی تونست نیسان پاترول سوار بشه ، خلاصه وقتی پدرم به آرامی داشت از کنارش رد میشد کنجکاو شدم توش رو ببینم که دیدم بلی جناب قرائتی جلو و مرحوم هاشمی هم بدون هیچ محافظی پشت سر ایشون نشستن و این تنها مورد بعد مهندس میر حسین موسوی و احمدی نژاد بود که از فاصله بسیار نزدیک یکی از مقامات مملکتی رو میدیدم .... نمی دونم اون روز هاشمی که چهره اش سمت مابود چهره بهت زده و چسبیده به شیشه منو از توی پشت شیشه نیسان پاترولش دید یا نه ولی اگر هم دیده بودن قطع مدتها سوژه خنده و تفریحش بوده است ..... خدا رحمتش کند

 

نويسنده : امیررضااکبری : ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢۱ دی ۱۳٩٥
Comments نظرات () لينک دائم

آیت الله هاشمی رفسنجانی درگذشت

  

 

نويسنده : امیررضااکبری : ۸:٠٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٩ دی ۱۳٩٥
Comments نظرات () لينک دائم

می روی تنهای تنها می شوم ...

روزنوشت

 دنیا فنی زاده عروسک گردان شخصیت عروسکی کلاه قرمزی

تولد : 20 آبان 1346

درگذشت : 8 دیماه 1395 بر اثر ابتلا به سرطان عضله دست راست ... 


نويسنده : امیررضااکبری : ٩:٥۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۸ دی ۱۳٩٥
Comments نظرات () لينک دائم

آهنگ زیرخاکی شماره 32 - دهه 80

روزنوشت

به مناسبت سالروز زلزله بم

ساعت 10-11 صبح روز 5 دیماه مرحومه مادر بزرگم که بنا به شرایط تحصیلی ام با هم زندگی میکردیم اخباری از وقوع زلزله در بم را جسته گریخته و اونچه که از اخبار صبحگاهی متوجه شده بود برایم نقل کرد حقیقتش زیاد جدی نگرفتم . از اینترنت هم نتونستم خبری گیر بیارم تا اینکه اخبار ساعت 14 در اولین بخش خبر خود و با پخش مختصر تصاویری که تا اون لحظه از بخش خبر کرمان دریافت کرده بودن پی به ابعاد فاجعه بردم. 

تصاویری از ورودی ارگ بم که به کلی تخریب شده بود خود گویای همه چیز بود تا اینکه در بخش های بعدی خبر اعلام شد که ایرج بسطامی نیز جزو جانباختگان این حادثه بود است. حقیقا خیلی افسوس خوردم و دلم به درد آمد که جامعه هنری چنین هنر نابی را از دست داد.

بعد از این بود که آهنگ " گلپونه ها " ی استاد بر روی تصاویر زلزله پخش شد و کسانی هم تا آن روز اسمی از بسطامی نشنیده بودند یکباره خواهان آلبومهایش شدند و اینچنین بود که بساط دستفروشان و نوارفروشها پر شد از آلبومهای تکثیر شده استاد ، تا بلکه به نانی از این راه برسند.

از اون روزها تصاویر زیادی از تلویزیون پخش شد که هرکدومش به نوعی درد آور بودن ولی اون چیزی که بیشتر از همه برام سخت بود تصویر دختربچه ی سرم به دستی کنار خیابان بود که جلوی دوربین فوت شد و پتو رو روش کشیدند و هنوز هم بعد از این همه سال وقتی یادم می افته و یا تصویرش رو می بینم منقلب میشم ....

به هر حال برای امروز آهنگ " حریر مهتاب " رو از آلبوم رقص آشفته انتخاب کردم که پس از زلزله بم منتشر شد و حقیقتا به زیبایی اجرا شده است گرچه به دلیل شرایط خاص اون دوران زیاد شنیده نشد ....

 حریر مهتاب

دیدمت در حریری زمهتاب سرد و خاموش خفته بودی
یادم آمد که در صبح دیدار از غروبی چنین گفته بودی
در دو چشمت طلوعی نهان بود، چون ستاره می‌دمیدی
در شب بهت ویرانی من، قصه‌های مرا از سر شوق می‌شنیدی
بی شکیبم بی قرارم سر به پاهای جنون می‌گذارم
بی شکیبم بی قرارم دل به دریای تو می‌سپارم
در بهاری که بی تو خزان شد، باورم شد دگر نیستی تو
خود نگفتی که من هم بدانم، کیستی تو، چیستی تو

  

 

 

 

 

نويسنده : امیررضااکبری : ٩:٥۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٥ دی ۱۳٩٥
Comments نظرات () لينک دائم