تاریخ جهان و تقویم تاریخ

jhvdo [ihk , jr,dl jhvdo

یادداشت آخر سال ...

 

روزنوشت

تقریبا میشه گفت که ساعاتی بیشتر به پایان سال 1395 باقی نمونده و به همین راحتی و در چشم بر هم زدنی یک سال دیگه از عمرمون رو تموم کردیم. حقیقتش اینه که امسال هیچ حس و حال خاصی نسبت به نوروز و سال جدید ندارم و نوروز امسال هم مثل یکی از روزهای معمولی هست که داریم برای زندگیمون می جنگیم. 

 

 

 

نويسنده : امیررضااکبری : ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۳٠ اسفند ۱۳٩٥
Comments نظرات () لينک دائم

سالروز درگذشت بنان

روزنوشت

 

آهنگ زیرخاکی شماره 36 - دهه 40

امروز 8 اسفند سی و یکمین سالروز درگذشت غلامحسن بنان هست و بنا دارم به همین مناسبت تصنیفی از آلبوم  یادواره استاد رو تقدیم دوستان کنم.

 

 

نقش خیال

نقش خیال روی تو تا وقت صبحدم               بر کارگاه دیده بی‌خواب می‌زدم
هر مرغ فکر کز سر شاخ سخن بجست               بازش ز طره تو به مضراب می‌زدم

 


نوار کاست این تصنیف رو حدود 20 سال پیش از پاتق همیشگی خودم که یکی از نوار فروشی های شهرمون بود گرفتم ، اون وقتها خبری از CD و فلش و اینترنت و ... نبود و هر آلبومی که منتشر میشد از طریق نوار فروشی ها به دستمون میرسید. من هم که عاشق موسیقی و مخصوصا موسیقی سنتی بودم و علیرغم گرانی نوار برای من در اون برهه از زمان که به هرحال شاگرد مدرسه بودم و پول توجیبی غیر متعارفی از منزل نمی گرفتم ، زیاد بود. 

ولی این مانع از این نمی شد که درصدد جمع آوری آلبوم نباشم و امروز حدود 150 آلبوم نوارکاست رو توی آرشیوم دارم که تک تک اونها و قطعات موسیقی که توشون هست برای من خاطره انگیز هستند و یاد آور دوران نوجوانی و جوانی .... این آهنگ هم که جزو همونهاست و اجرای زیبای بنان هم که دیگه حرفی برای گفتن نداره ...

بگذریم ......

 

 


 

ادامه مطلب
نويسنده : امیررضااکبری : ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۸ اسفند ۱۳٩٥
Comments نظرات () لينک دائم

آلبوم عکس قدیمی

روزنوشت

بچه که بودم گنجه های منزل پدربزرگ از مکانهای مرموز و جالب توجه من بودند و همیشه به دور از چشم مادربزرگم در حال کنکاش و کشفیات جدید بودم . همین طور که من بزرگتر میشدم اشیای متفاوتی نیز بنا به مقتضیات سنی ام توجهم رو جلب میکرد مثلا یکی از اونها همین آلبوم عکس قدیمی هست :

 

 

اینو که میگم شاید باور نکنید ولی هنوز هم که هنوزه همون بوی خاصی که اون  گنجه داشت توی برگ برگ صفحات آلبوم نشسته با هر بار ورق زدنش ، عطر منزل و گنجه پدربزرگم و همه خاطرات خوش دوران کودکی ام برام زنده میشه ...

پدر بزرگم متولد 1303 و استوار ارتش شاهنشاهی در دهه 30 و 40 بود و به دلیل موقعیت شغلی اش در شهرهای مختلفی مثل تهران ، زنجان ، عجب شیر ، کرمانشاه و لشگر 64 پیاده ارومیه خدمت کرده و به همین دلیل تعدای از عکسها مربوط میشه به دوستان و همکارانش که در اون سالها و در ستاد ارتش گرفتن. به هر حال با توجه به تاریخ تولد پدربزرگم ، همکاران و هم دوره هایش اگر در قید حیات باشند که بعید میدانم سنی در حدود 95 سال خواهند داشت به هر حال شاید روزی ، کسی از اقوام و آشنایان و نوه های صاحبان عکس هویت و سرنوشت آنان را در همین وبلاگ بیان کند :


پشت این عکس نوشته شده :
در سال 1341 در حوزه زنجان برداشته شد
از راست یدالله حاجی زاده (پدربزرگم) ، خمسه ، مرتضی ، مقدادی ، رسولی ، طاهری

 


پشت این عکس نوشته شده :
از راست به چپ کاظمی ، حاجی زاده ، ؟
در اردیبهشت ماه  سال 1341 در باغ کاظمی ، قریه قیدار گرفته شد

 


نفر وسط پدر بزرگ من هست و تنها عبارت نوشته شده در پشت این عکس :
در سال 1341 در حوزه زنجان برداشته شد

 


در پشت این عکس نوشته شده :
این عکس در دفتر حوزه [ زنجان ] از راست به چپ گروهبان ؟؟؟ ، محمد قهوچی ، 
یدالله حاجی زاده ، سرباز وظیفه مرتضی صنایعی برداشته شد 1341/10/11

 


عکس تکی از پدربزرگم در سال 1341

+

اما در لابلای صفحات این آلبوم تعدادی عکس وجود دارد که بنا به سنت اون سالها به عنوان یادگاری به خانواده پدربزرگم داده شده است که متاسفانه مطلب قابل استفاده ای در پشت اونها نوشته نشده و من هم اطلاعات و خاطراتی را که پدربزرگم در لابلای عکسها و صفحات آلبوم تعریف میکرد ثبت و ضبط نکردم و معلوم است که بعد از 25 سال چیزی یادم نمی ماند تا امروز بنویسم :


در مورد عکس شماره 1 کاشف به عمل آمد که از اقوام بودند و در اسفندماه سال 65 به ضرب گلوله سرباز خودش در منطقه عملیاتی به شهادت رسید
در پشت عکس شماره 2 این عبارت نوشته شده که " این عکس را به عنوان یادگار به شما و خانواده محترمتان تقدیم می کنم. امضاء : خدایاروردی 1344 " که مهر عکاسی مهتاب شهرستان شاه آباد ( اسلام آباد غرب ) را بر پشت عکس دارد
عکس شماره 3 : 
عکس شماره 4 :  در پشت این عکس به غیر از مهر "عکاسی مایاک کرمانشاه " نوشته دیگری درباره هویت صاحبان عکس وجود ندارد
عکس های شماره 5 و 6 و 7 نامشخص هستند
+

متاسفانه عکس و عکاسی با ظهور انواع و اقسام دوربین و موبایل و ... اون شکل و ساختار خودش رو از دست داده و کمتر شاهد ثبت و ضبط خاطراتمون به سبک و سیاق سابق هستیم و خیلی هامون فراموش کردیم و خیلی ها نمی دونن که سالها پیش زوار حرم حضرت موسی الرضا این چنین حضورشون رو در کنار حرم جاودانه میکردند و گرفتن چنین عکسهایی با این دکور و پرستیژ جز جدایی ناپذیر سفر زائران خراسان بود :


نفر وسط پدربزرگم در دهه 50 بعد از بازنشستگی


این یادگاری مشهدی اسماعیل در تاریخ یازدهم ذیقعده الحرام
روز سه شنبه تولد حضرت الرضا عکس برداشته شد 1386هـ.ق

مشهدی اسماعیل صمدی [آیدنلو] باجناق پدربزرگم مردی بسیار مومن و وارسته با قلبی بسیار رئوف و مهربان بود اما بسیار زود از کوره در میرفت و با همان سرعت هم آرام میشد خدا رحمتش کند حقیقتا بخشی از خاطرات خوش کودکی من در منزل ایشان شکل گرفت. 

 

آخرین عکس از این آلبوم هم مربوط به پدربزرگم است که احتمالا در اواسط دهه 50 و چند سالی قبل از انقلاب گرفته است :

 

 

 

 

 این مطلب در وبلاگ تاریخ جهان و تقویم تاریخ

به آدرس اینترنتی :

http://history.persianblog.ir/post/285

 در تاریخ 5 اسفند 1395 منتشر گردید

 


کلمات کلیدی : تهران قدیم - شهر قیدار قدیم - قریه قیدار در زمان قدیم - زنجان - ارتش زنجان - عکسهای قدیمی از زنجان - زنگان قدیم - باغ مرحوم کاظمی در قیدار قدیم - روستای قیدار در زنجان زنگان قدیمی - عکسهای قدیمی نظامیان دوران محمدرضا شاه پهلوی - عکس قدیمی از اسلام آباد غرب - اسلام اباد - شاه اباد قدیمی - شاه آباد قدیمی قدیم - عکس تکی - کرمانشاه - باختران - کرمانشاه قدیم

نويسنده : امیررضااکبری : ۱:٤٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٥ اسفند ۱۳٩٥
Comments نظرات () لينک دائم