تاریخ جهان و تقویم تاریخ

jhvdo [ihk , jr,dl jhvdo

جماران - منزل امام خمینی

سفر تهران

روز 4 فروردین برنامه رو ردیف کردیم برای رفتن به جماران و دیدن منزل امام خمینی. برای رفتن به منزل امام خمینی از میدان تجریش به سمت نیاوران بروید و سپس به خیابان جماران بپیچید کمی بالاتر در سمت چپ تابلویی آدرس بیمارستان فوق تخصصی قلب بقیه الله را نشان میدهد. منزل امام جنب آن در طرف دیگر کوچه است :


موقعیت مکانی

بعد از اینکه ماشین را در جای مناسبی پارک کردیم پیاده شده و رفتیم داخل کوچه. کوچه ای که نامش شهید حسنی کیا هست و امروز تنها باجه نگهبانی کوچکی در وسط آن وجود دارد که احتمالا به خاطر مسائل امنیتی بیت مرحوم آیت هاشمی رفسنجانی می باشد که در انتهای این کوچه است.

کمی بالاتر از باجه نگهبانی به درب نرده ای بزرگی میرسیم که تابلویی، درب ورودی بیت و حسینیه امام را نشان میدهد :

با گذر از درب ورودی و تحویل وسایل اضافی و بازرسی کامل دوربین عکاسی وارد کوچه میشویم. به یاد می آورم که این کوچه همان جاییست که تصاویر آن را در سالهای گذشته بارها دیده ام :

بعد از گرفتن عکسی ، تا نزدیک درختهایی که می بینید رفته و از درب کوچکی که چند متری با درب ورودی حسینیه فاصله دارد وارد نگارستان جماران میشویم که بخشی از لوازم شخصی امام در آن نگهداری میشود. نگارستان جماران همزمان با سالروز تاسیس موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی به مساحت 360 متر مربع در زیر زمین حسینیه و با حضور سید محمد خاتمی رئیس جمهور در تاریخ 1377/06/17 گشایش یافته است . تصویر زیر فیدل کاسترو رهبر کوبا را به همراه سید حسن خمینی در نگارستان جماران نشان میدهد :


فیدل کاسترو در نگارستان جماران ( 1380 )


نگارستان جماران ( 1396/01/04 )

 






 


دستنوشته ها 


مکاتبات مردم


سند ازدواج امام و گواهینامه رانندگی حاج احمد آقا


نوارهای قلب

 

پس از دیدن نگارستان بیرون آمده به سمت درب ورودی حسینه می رویم که چند متری بالاتر از درب ورودی نگارستان است و یادم می آید که عکسی قدیمی و مربوط به اوایل حضور امام در این مکان دیده ام :


درب ورودی 1359


درب ورودی 1396/01/04

وارد حسینیه می شویم حس می کنم وارد فضای عجیبی شده ام اینکه روزگاری این جا یکی از مهمترین مراکز توجه جهانیان بوده و بسیاری از دیدارهای مهم و تاریخی در همین مکان اتفاق افتاده به خودی خود ، حداقل برای من که علاقه زیادی به مسائلی از این دست دارم جالب توجه است. لحظه ای که وارد حسینیه شدم و اولین عکس را گرفتم برای دقایقی تمام اتفاقات دوران کودکی ام، تلویزیون سیاه و سفید مبله ی شاوبلورنس منزل قدیمی مان، سخنرانی های امام، پاسداران و محافظانی که در پایین همان بالکن به ردیف می ایستادند، برایم تدائی شد و اینکه امروز از آن همه برو بیا، کسی جز معدود بازدیدکنندگان ، متولی حسینیه و حاج سلطانعلی خادم امام باقی نمانده است.

 

برای گرفتن عکس دیگری جلوتر می روم :

 

و کمی دیگر :

 

و نزدیکتر :


صندلی امام ( 1396/01/04 )


رهبر انقلاب - حاج احمد - ؟ - ؟ - رئیس جمهور

 

 و از زاویه دیگر :


حسینه جماران ( 1396/01/04 )


حسینه جماران تنفیذ حکم ریاست جمهوری ( 1360/07/17 )

 

در حال نظاره دور و اطراف متوجه می شوم که دیوارهای حسینیه هنوز هم به همان شکل اولیه و سفید کاری نشده باقی مانده است دلیلش را که از متولی آن میپرسیم ، می گوید که خود امام مانع شده و گفته بودند " این کارها رو برای بعد از من بگذارید " و بعد از فوت ایشان هم برای حفظ اصالت حسینیه تغییرات خاصی انجام نگرفته است و هنوز هم دوربین تصویربرداری و سیستم صوتی قدیمی را می شود در بالکن روبروی صندلی امام دید :

هر جایی از این مکان رو که می بینم ناخودآگاه گوشه ای از وقایعی که در این حسینیه روی داده از نظرم می گذرد. همینجا بود که دسته موزیک ارتش در حضور امام سرودی اجرا کرد که امروز با گذشت 35 سال هنوز هم به عنوان آرم خبر ساعت 19:00 شبکه یک استفاده میشود که می توانید در اینجا ببینید. همینجا بود که دیماه سال گذشته پیکر مرحوم هاشمی رفسنجانی را روی همین سکویی که حکم ریاست جمهوری اش را در سال 1368 گرفته بود برای انجام مراسم تدفین گذاشته بودند :


مراسم تنفید حکم ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی ( 1368/05/12 )

 

این هم عکس پانورامای 360 درجه از محیط پیرامون حسینیه است که برای دیدنش باید نرم افزار فلش پلیر مرتبط با اندروید و یا ویندوز بر روی سیستمتان نصب باشد :

تصویر 360 درجه از داخل حسینیه جماران 1396/01/04

 

پس از گرفتن عکس 360 درجه ، چند عکس یادگاری دیگر در مقابل سکوی سخنرانی امام گرفته ، از حسینیه خارج می شویم تا از منزل امام نیز دیدن کنیم. درب ورودی این محل در پشت حسینیه قرار دارد و همان جاییست که تصاویر آن را در حالی که امام در حال رای دادن است دیده ایم :


عکس از اینترنت

 

از درب ورودی عبور کرده وارد حیاط می شویم اینجا بخشی از منزل امام هست که در سالهای حضور ایشان در جماران بسیاری از جلسات رسمی مسئولین در همین ایوان و اتاق تشکیل شده بود. حیاطی نه چندان بزرگ که راهرویی فلزی در میان آن ، راه ارتباطی ایوان منزل با بالکن داخل حسینیه بوده است.

برای دیدن اتاق از پله های بخش غربی حیاط بالا رفته و قدم در ایوان می گذاریم و عکس زیر را میگیرم :

با دیدن پنجره و دیوار به یاد می آورم که تصاویر بسیاری از امام را درحالی که بر روی صندلی در گوشه ایوان نشسته بود دیده ام جایی که بدون شک اگر دیوارهایش لب به سخن می گشودند چه بسا حرفها برای گفتن داشتند از بسیار کسانی که امروز دیگر فقط نامی ، یادی و یا عکسی از آنها در تاریخ مانده است ....

ایوان منزل امام خمینی ( 1396/01/04 )

 


دیدار شهید رجایی با امام در ایوان منزل ( 1360 )

 

اما یکی از مهمترین ملاقاتهایی که در این منزل انجام گرفته است ، مربوط می شود به نامه تاریخی امام در رابطه با فروپاشی کمونیسم. در تاریخ 13 دیماه سال 1367 هیات 3 نفره ای با حضور آیت الله جوادی آملی، محمدجواد لاریجانی و مرضیه حدیدچی دباغ به نمایندگی از امام راهی مسکو شده و چهاردهم دیماه دیداری با میخائیل گورباچف رهبر اتحاد جماهیر شوروی در کاخ کرملین صورت گرفت :

در این دیدار پیام امام با این عنوان که : " جناب آقای گورباچف، برای همه روشن است که از این پس کومونیسم را باید در موزه‌های تاریخ سیاسی جهان جستجو کرد ... " ، توسط هیات ایرانی قرائت شد و کمتر از دو ماه پس از این دیدار، ادوارد شواردنادزه وزیر امور خارجه شوروی با حضور در جماران به عنوان اولین و آخرین مقام رسمی یک کشور خارجی ، جواب رهبر شوروی را در همین اتاق تسلیم امام کرد :


اتاق دیدارهای رسمی امام ( 1396/01/04 )


دیدار ادوارد شواردنادزه وزیر امور خارجه شوروی ( 1367/12/07 )

 

و باز در همین اتاق و دیدار با ورزشکاران تیمهای منتخب پرسپولیس ، استقلال و شاهین بود که ایشان همان جمله معروف را گفتند که: " من خودم ورزشکار نیستم ولی ورزشکارها رو دوست دارم ... " که می توانید در پایین عکس از طریق پلیر بشنوید :

سخنان امام در دیدار با ورزشکاران

 

دیگر زمان رفتن است. کمی از پنجره اتاق امام فاصله گرفته و آخرین عکس را هم از پله ها و بخش غربی حیاط می گیرم ...

 

پایان

 

 

نويسنده : امیررضااکبری : ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩٦
Comments نظرات () لينک دائم

مجموعه کاخ موزه نیاوران

سفر تهران 2

روز سوم حضورمون در تهران ، به دیدن مجموعه نیاوران رفتیم که این پست رو به گزارش تصویری از اون اختصاص میدم و اگر مطلب و توضیح خاصی هم نیاز بود در زیر همون عکس می نویسم. اما برای رفتن به نیاوران بهترین مسیر به نظر من رفتن به میدان تجریش و ادامه مسیر به سمت شرق از طریق خیابان باهنر است. انتهای خیابان باهنر هم به میدان باهنر ختم میشود که تابلوی مجموعه نیاوران مشخص است.


موقعیت مکانی در گوگل مپ

 

مجموعه نیاوران در یکی از مناطق خوش آب و هوای تهران واقع شده است. آورده اند که در سالیان دور نی زارهای فراوانی در این منطقه وجود داشته و چون مردمان قدیم که حاجت به نی اشان بوده ، برای آوردن نی به اینجا می آمده اند ، نام نی آوران را بر آن نهاده اند که در طی سالیانی چند به نیاوران تغییر یافته است.


سردر مجموعه نیاوران

مجموعه نیاوران شامل ، کاخ اختصاصی ( محل اقامت خانواده محمدرضا شاه) ، کاخ صاحبقرانیه ( محل زندگی ناصرالدین شاه قاجار ، مظفرالدین شاه قاجار ، دفتر کار محمد رضا شاه پهلوی ) ، کوشک احمد شاهی ( خوابگاه ییلاقی احمد شاه قاجار ) ، موزه  خودروهای سلطنتی ، موزه جهان نما ، مدرسه اختصاصی ، موزه حوضخانه ، موزه جهان نما و کتابخانه اختصاصی هست.

 

کوشک احمدشاهی

متاسفانه یا خوشبختانه در روز بازدید چنان باران شدیدی باریدن گرفت که دیگر امکان گرفتن عکسی برای تهیه گزارش نماند و به هر حال تنها با محبت و کمک یکی از بازدیدکنندگانی که چترش برایم گشود توانستم تنها عکس این بنای زیبا را بگیرم :


کوشک احمد شاهی

اگرچه عکاسی از داخل کاخ ممنوع بود که هنوز هم نتونستم خودم قانع کنم که گرفتن چند تا عکس از قاشق و بشقاب و تلویزیون و ضبط استریو و ویدئو ، چه خطری می تونه برای اونها داشته باشه ، ولی اگر ممنوعیتی هم نبود ، بازم امکان عکاسی وجود نداشت. چون حجم انبوه بازدیدکنندگان و مسیرهای تعیین شده برای بازدید گردشگران به قدری روی اعصاب و روان آدم رژه میرفت که دیگر مجبور بودی عطای عکس و مکس و این جور چیزها که هیچ ، بازدید رو هم بی خیال بشی و از اون محیط ناهنجار بزنی بیرون تا بلکه بتونی حداقل یه نفس تازه توی حیاط بکشی یعنی همون کاری بدون معطلی انجام دادیم ...

 

کاخ صاحبقرانیه

اما کاخی که در بدو ورود به مجموعه می بینیم کاخ زیبای " صاحبقرانیه " هست که متاسفانه به دلیل بررسی های آسیب شناسی و مرمت گویا تعطیل بود. متاسفانه به دلیل شدت بارش باران نتونستم عکسی از این بنای قاجاری بگیرم و به ناچار از خبرگزاری مهر یکی از عکسهای آقای مجید عسگز پور رو به امانت گرفتم :


کاخ صاحبقرانیه

کاخ صاحبقرانیه در دوران ناصرالدین شاه قاجار و به دستور او در سال 1229 هجری شمسی در دو طبقه شامل شاه نشین ، کرسی خانه ، تالار آینه ، حمام و حوضخانه ( طبقه پایین) به همراه تعدادی زیادی منزل برای سکونت زنان حرمسرای در اطراف کاخ احداث شد .


ناصرالدین ، سلطان صاحبقران

در دوران ناصرالدین شاه هر 30 سال را یک قرن حساب می کردند و چون او در سی یکمین سال سلطنتش خود را صاب قران نامیده بود ، کاخ را صاحبقرانیه نام نهادند ...


کاخ صاحبقرانیه در دوران ناصری

حوضخانه که در دوران ناصرالدین شاه ورودی حرمسرای ناصری محسوب میشد، پس از به قدرت رسیدن مظفرالدین شاه تغییر یافت و بخشی از حرمسرا نیز تخریب گردید و این کاخ به نوعی محل دیدارهای رسمی و زندگی شاه قاجار شد. امضای فرمان مشروطیت یکی از مهمترین اتفاقانت روی داده در این بنای تاریخیست:


مراسم سلام در دوران ناصرالدین شاه

پس از به قدرت رسیدن رضاخان باقی بخش های حرمسرا تخریب و به مناسبت جشن ازدواج محمدرضا با ملکه فوزیه تغییراتی در این کاخ انجام شد گرچه به دلیل سرمای شدید هوا در آن سال مورد استفاده قرار نگرفت و مراسم به جای دیگری انتقال یافت.

در دوران پهلوی دوم، فرح دیبا تغییرات اساسی در تزیینات کاخ ایجاد کرد و طبقه اول یعنی حوضخانه به عنوان محلی برای برگزاری جشنهای غیر رسمی و طبقه اول به عنوان دفتر کار محمدرضاشاه اختصاص یافت :

+
دفتر کار محمدرضا شاه



حوضخانه (عکس از اینترنت)

 


حوضخانه دوران قاجار ( عکس از اینترنت)

کاخ صاحبقرانیه شاهد اتفاقات ریز و درشت بسیاری در طول تاریخ بوده است. بسیاری از نخست وزیران ، وزیران ، مقامات سیاسی داخلی و خارجی در همین کاخ به خدمت اعلیحضرت همایونی رسیده اند و در واپسین روزهای حکومت پهلوی نیز آخرین نخست وزیر شاه ، شاهپور بختیار کابینه اش را در همین دفتر به شاه معرفی کرد تا شاید بتواند کشور را از انقلابی که صدایش را در 14 آبان سال 57 شنیده بود برهاند :


محمدرضا شاه ، شاهپور بختیار و اعضای کابینه دولت (دیماه 1357)

 


آخرین مصاحبه مطبوعاتی با خبرنگاران خارجی
11 دیماه 1357-نیاوران 


آخرین مصاحبه مطبوعاتی با خبرنگاران خارجی
11 دیماه 1357-نیاوران

 

روز 26 دیماه همان سال شاه کشور را به مقصد آسوان ترک کرد و مجموعه نیاوران پس از پیروزی انقلاب در 22 بهمن به اشغال انقلابیون در آمد :


میزکار شاه 


کاخ نیاوران بهمن ماه 1357

مجموعه نیاوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی تعطیل و در سال 1360 به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تحویل داده شد تا در سال 1365 به عنوان موزه گشایش یابد. 

 

کاخ اختصاصی

احداث بنای کاخ اختصاصی نیاوران در سال 1337 با طرحی از مهندس " محسن فروغی " که شرکت " ماپ " اجرای پروژه را در دست داشت آغاز و با وقفه ای ، در سال 1346 به اتمام رسید و در سال 1347 به عنوان محل زندگی شاه تا آخرین روزهای حکومت پهلوی مورد استفاده قرار گرفت. بسیاری از عکسهای خانوادگی شاه در محوطه همین کاخ گرفته شده است :

 


نیاوران 1971



نیاوران 1972



نیاوران 1973

 

و حال و روز امروز نیاوران :


کاخ اختصاصی نیاوران (1396/01/03)



منظره ای که محمدرضاشاه هر روز موقع بیرون آمدن از کاخ میدیده



یکی از اتاقهای طبقه اول


تابلو نقاشی از فرح دیبا



اتاق غذاخوری
سرویسهای غذاخوری ساخت کارخانه های رزنتال و باواریا ( آلمان)- باکارا (فرانسه) و موزر ( چکسلواکی)-فرش بافت اصفهان از نخ و ابریشم



اتاق نشیمن
فرش دستبافت بختیاری،ویترینهای روبرو مجموعه سفالهای تمدن آمریکای جنوبی
تابلوی نقاشی سمت راست رنگ روغن اثر جی.والونا
تابلوی نقاشی سمت چپ رنگ روغن اثر هنرمند شارل ورلا 



کیبورد (ارگ) یاماها مدل EX-42
این کیبورد با دو باند فابریک یکی پیچیده ترین و در عین حال گرانقیمترین سازهاست
تمامی احتمالات صوتی از یک سیستم استاندارد در این مجموعه وجود دارد
ارگ ایکس42 یکی از بهترین تولیدات شرکت یاماها بوده و در سال 1970 ساخته شده
و به عنوان هدیه به دربار تقدیم شده است. این ارگ صدایی باورنکردنی دارد 



فرش مشاهیر
 این فرش که اسم و تصویر 109 تن از پادشاهان ایران ، 54 تن از مشاهیر جهان و 16 تصویر
از حجاری های دوران ساسانی و هخامنشی را شامل میشود بافت راور کرمان است
چهره حضرت موسی،عیسی،سقراط،اسکندر،کنفسیوس،کنستانتین،عمر،هارون الرشید،کریستف کلمب
لویی چهاردهم و جرج واشنگتن برخی از شخصیتهای خارجی منقوش بر این فرش است
 اما کیومث،ضحاک،افراسیاب،کیکاووس،اردشیر،اشک اول،اردوان دوم،اردشیر بابکان، شاهپور اول،
بهرام گور،یعقوب لیث،چنگیزخان،شاه عباس اول،شاه طهماسب دوم،نادرشاه،کریمخان زند،آقامحمدخان،
ناصرالدین شاه، مظفرالدین شاه و احمدشاه ،برخی دیگر از برزگان ایران هستند که تصویرشان روی فرش است

 


اتاق فرزندان شاه در طبقه دوم
مطابق معمول هر سال در ابام بازدیدهای نوروزی بسته بود

 


نمای داخلی کاخ از دید طبقه دوم
سقف مجموعه قابلیت باز و بسته شدن را دارد

 


کفشهای مورد استفاده فرح دیبا

 


تعدادی از لباسهای فرح دیبا

 


اتاق آرایش فرح

 


اتاق استراحت شاه

 


لباس مورد استفاده شاه

+
+

 


لباس محمدرضا شاه پهلوی

 


همان لباس در کاخ نیاوران

+
+

 

موزه خودروهای سلطنتی نیاوران


موتور سیکلت یاماها ATC 90



موتور سیکلت یاماها ATC 90



خودرو تفریحی مورد استفاده فرزندان شاه



خودروی مسابقه ای



رولزرویس مخصوص شاه



روزلزرویس مخصوص شاه در نیاوران



روزلرویس مخصوص شاه در نیاوران
 
 
 

 

نويسنده : امیررضااکبری : ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩٦
Comments نظرات () لينک دائم

آهنگ زیرخاکی شماره 38 - دهه 40

روزنوشت

اوایل دهه 70 تلویزیون یه سریالی پخش میکرد به اسم " این خانه دور است " که مرحوم جعفر بزرگی توی تیتراژ آخرش آهنگ " مرغ سحر ناله سر کن " رو می خوند که حتما در اولین فرصت میذارم تو وب که شنیدنش با صدای جعفر بزرگی لطف خودش رو داره ، ولی تو یکی دو تا از قسمتهاش، مرحوم بزرگی یه آهنگ دیگه ای رو خوند که البته اون موقع نمی دونستم که این آهنگ چی هست و از کی هست و شعرش از کیه ، به هر حال کلاس اول راهنمایی بودم و اصلا اطلاعاتی در زمینه آهنگ و موسیقی نداشتم تا اینکه 7-6 سال بعدش (1377) دانشجو شدم و تب عشق به موسیقی ما رو گرفت. تو این دوران بود که با دوستی به اسم خالید علیپناه آشنا شدم و ایشون نوار کاست گلهای رنگارگ شماره 224B و 224‍‍‍‍‍‍‍C رو بهم امانت دادن که استاد بنان تصنیف و آوازش رو خونده بود. وقتی داشتم نوار رو گوش میکردم رسید به تصنیفش، دیدم ملودیه خیلی برام آشناست دقت کردم دیدم همون آهنگیه که مرحوم بزرگی تو تیتراژ آخر سریال می خوند :

 

بهار دلنشین

تا بهار دلنشین آمده سوی چمن
ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن

چون نسیم نوبهار بر آشیانم کن گذر
تا که گلباران شود کلبه ویران من

تا بهار زندگی آمد بیا آرام جان
تا نسیم از سوی گل آمد بیا دامن کشان

ای روی تو آیینه ام عشقت غم دیرینه ام
بازا چو گل در این بهار ،سر را بنه بر سینه ام

 

به هر حال این آهنگ هم ، دیشب وقتی داشتم آرشیوم رو مرور میکردم به چشمم خورد و خلاصه  همه لحظات خوش دوران دانشجویی و خوابگاه از نظرم گذشت که بد ندیدم برای ثبت و ضبط گوشه ای از خاطراتم تو وبلاگ بنویسم. کارت پستالی هم که در بالا می بینید همون زمان یعنی سال 1378، از یکی از پاساژهای خیابون 6 بهمن سنندج گرفتم که شعر و مشخصات همین آهنگ رو توش نوشته بود ....

 

پی نوشت :

شاعر : بیژن ترقی
آهنگساز : روح الله خالقی
خواننده : غلامحسین بنان
دستگاه : بیات اصفهان

 

نويسنده : امیررضااکبری : ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٥ فروردین ۱۳٩٦
Comments نظرات () لينک دائم

غار کتله خور زنجان

سفر زنجان 2 - قسمت آخر

بعد از دیدن موزه رختشویخانه و موزه مردان نمکی راهمان را به سوی زیباترین و در عین حال قدیمی ترین سازه ساخت طبیعت ، ادامه میدهیم. جایی که قصد رفتش را داریم غار کتله خور هست که از خود شهر زنجان 165 کیلومتر فاصله دارد. برای رفتن به این غار بهتر است جاده قدیمی زنجان قزوین را انتخاب کنید و در ادامه به سمت شهر سلطانیه بپیچید . بعد از طی 5 کیلومتر به سلطانیه خواهید رسید و اگر فرصت داشتید از گنبد زیبای سلطانیه که بزرگترین بنای خشتی جهان نیز هست دیدن کنید.


عکس : از اینترنت

با توجه به اینکه زمان قابل توجهی صرف دیدن غار خواهد شد و بایستی تا شب نیز به تهران برسیم و از همه مهمتر جاده دسترسی به غار نیز به قرار اطلاع مناسب نیست از دیدن مجدد این بنا و عکس اندازی ، میگذریم و راهمان را به سوی غار ادامه میدهیم. پس از طی 40 کیلومتر می رسیم به شهر قیدار که اولین بار اسمش رو حدود 18 سال پیش که دوستی به اسم مهدی ؟ از اون شهر در خوابگاه دانشجویی داشتیم شنیدم. بعدها هم عکسی از پدربزرگم توی آلبوم قدیمی اش دیدم که در پشتش نوشته بود  :

از راست به چپ کاظمی ، حاجی زاده ، ؟
در اردیبهشت ماه  سال 1341 در باغ کاظمی ، قریه قیدار گرفته شد

اما شهر قیدار امروز با قریه قیدار دهه 40 بسیار متفاوت بود و امروز در باغی که 55 سال پیش پدر بزرگم لحظه نابی از زندگیش را به همراه دوستانش با این عکس جاودانه کرده بود ، خیابانی و شاید آپارتمانی ساخته اند ....

 

چون وقت تنگ است از قیدار میگذریم و با ادامه مسیر و طی 40 کیلومتر دیگر میرسیم به یک سه راهی که می پیچیم به سمت راست (نرسیده به شهر زرین رود) و با ادامه مسیر 35 کیلومتری به گرماب میرسیم. پس از تعیین مسیر از روی تابلو و  طی 2 کیلومتر دیگر به یک سه راهی میرسیم که در آنجا ادامه مسیرمان تا غار را مشخص میکند. اینجا به بعد 4 کیلومتر تا مقصد فاصله دارید ... 

در محوطه غار کتله خور جای کافی برای پارک خودروها وجود دارد. سرویسهای بهداشتی تمیز و مرتب نیز به تعداد کافی در نظر گرفته شده و علاوه بر اینها سوپرمارکت و فست فود نیز برای رفع احتیاجات ضروری قابل دسترس است. جای پارک خودرها با ورودی غار 100-150 متری فاصله دارد که با پای پیاده میرویم.

اما در رابطه با تاریخچه شکل گیری و کشف آن باید گفت که بنا به اظهار راهنمایان کشف اسکلتهای انسانی و تکه های سفال با قدمت بیش از 3000 سال خود دلیلی بر زیست انسان های گذشته و یا آمد و شد آنان به این مکان بوده است. با این حال ثبت رسمی این غار در سال 1330 هجری شمسی صورت گرفته و گروههای غار نوردی و اکتشاف در سال 1365 شمسی اقدام به کاوش در این غار کرده اند. زمان شکل گیری این غار که به دلیل عیار بالای آهک آن ، قندلیلهایی شفاف دارد به 30 میلیون سال پیش بر میگردد.

برای دیدن این غار همراه ما شوید :

بلیط ورودی غار را به قیمت 12.000 تومن به ازای هر نفر را تهیه می کنیم و از طریق درب سمت چپ وارد سالن اجتماعات میشویم تا هم از سرما و نم بارانی که می بارد خلاص شویم و هم دالانهای غار از گردشگران خالی شود.


سالن انتظار و اجتماعات

بعد از نیم ساعتی که در تالار بودیم اطلاع دادند که گروه بعدی برای غار نوردی به درب ورودی مراجعه کنند و ما همراه جمعیت بازگشته و این بار از طریق درب سمت راست وارد غار شدیم : 


ورودی غار

در بدو ورود متوجه شدم که سابقا یعنی قبل از بازگشایی معبر برای تردد مسافران و گردشگران ارتفاع راهرو به زحمت به 50 سانتیمتر می رسیده است که با ایجاد راهرو و خاکبرداری مسیر مناسبی برای این امر ایجاد شده است که در عکس بالا مشاهده میکنید از اینجا به بعد مطلب خاصی نیست جز دیدن عکسهای این غار زیبا .....


سفره عقد


سفره عقد

در اینجا به پایان منطقه قابل دسترس غار میرسیم و من هم یک عکس پانوراما که از آخرین تالار این غار زیبا گرفتم تقدیم همراهان می کنم که برای مشاهده آن در اندازه بزرگتر می توانید بر روی عکس کلیک کنید :

طبق گفته راهنمایان فقط تا این قسمت غار برای بازدیدکنندگان بازگشایی شده و برای ادامه مسیر بایستی با فنون غارنوردی آشنا بوده و با تجهیزات کامل وارد طبقات زیرین شد. تا اینجا غار حدود 1.2 کیلومتر مسیر پیموده شده است و می شود گفت که مسیر قابل توجهی از بابت پیمایش است. ولی نکته ای که یکی از راهنمایان در این قسمت غار متذکر شدند این بود که غار کتله خور از 5 طبقه تشکیل شده و در یکی از دالانهای طبقه 2- اسکلت کودکی 8-9 ساله به صورت سالم وجود دارد که تا امروز چگونگی راه یافتن این جسد به آن نقطه از غار مشخص نشده است. 

با راهنمایان و دوستداران این غار منحصر بفرد که با نگرانی فراوان از تخریب های صورت گرفته در این غار توسط گردشگران می گفتند خداحافظی کرده و بر میگردیم. اما در طول مسیر که بر روی بعضی از قندیلها دقت کردم متوجه شدم علیرغم اینکه نورپردازی های صورت گرفته زیبایی این غار را صد چندان کرده است ولی نور چراغها و نهایتا پدیده فتوسنتز باعث رشد جلبکهای سبز رنگی بر روی قندیلها شده است که میتواند در دراز مدت اثرات مخرب جبران ناپذیری ایجاد کند :

اما چنین تخریبهای عمدی و سهوی صورت گرفته مختص به چراغ و نور آنها نبود و گه گداری با دقت روی سنگها و قندیلها می شد دید که عده ای بی شعور قندیلهایی را که دست طبیعت هزاران و شاید میلیونها سال برای ساختشان زحمت کشیده ، با ناجوانمردی تمام کنده و با خود برده اند و یا عده ای که با دستهای کثیفشان هنر خود را بر روی سنگها به خیال خود جاودانه کرده اند ............

دیگر دیر وقت است و بر سرعت خود برای خروج از غار می افزاییم و به درب خروج میرسیم. هوا کاملا تاریک شده است و باران با شدت تمام میبارد . آخرین عکس را هم دهانه غار میگیرم :

 

 

 

 

نويسنده : امیررضااکبری : ٩:٤٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٠ فروردین ۱۳٩٦
Comments نظرات () لينک دائم

آهنگ زیرخاکی شماره 37 - دهه 70

روزنوشت

برای امروز و به مناسبت اینکه در فصل بهار هستیم آهنگی بهاری به نام " رقص گلها " از آلبومی به همین نام و با صدای عباس بهادری انتخاب کردم که اواسط دهه 70 منتشر شده بود و البته حسابی توی بورس هم بود و خیلی از آهنگهای آلبوم هم به صورت بی کلام و با کلام از صدا و سیما پخش شد.

رقص گلها

زیباست در باران تازه شدن ها
رقص گلها در آغوش چمنها
میرسد پیغام آسمانی
زندگانی زیباست زندگانی
ای نسیم سحر پیک بهاری
در بر خود پیغام از دلبر داری
بوی گل میکشدم سوی شکفتن
بوی وفا ، بوی صفا ، بوی شکفتن 

نوار کاست این آلبوم رو  فکر کنم سال دوم دبیرستان که بودم (1375) از یکی از نوارفروشیها و پاتق همیشگی خودم خریدم . الان هم که به این آهنگ گوش میدم تمام خاطرات اون دوران برام زنده میشه و حسرت میخورم که چرا از فرصت هایی که دستم بود استفاده نکردم و الان دارم نتیجش رو می بینم که دیگه قابل جبران نیست ........... بگذریم

 

 

نويسنده : امیررضااکبری : ٩:٤٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٥ فروردین ۱۳٩٦
Comments نظرات () لينک دائم

فصل بهار

خاطره

 

فصل بهار

در بهار هوا کم کم گرم می شود.

در بهار برف کوهها کم کم آب می شود.

در بهار درختها پر از برگ و شکوفه می شوند.

در بهار درختها میوه می دهند.

در بهار کشاورزان بیشتر کار می کنند.

فروردین و اردیبهشت و خرداد ماههای فصل بهار است.

عید نوروز روز اول بهار است.

 

 

 

نويسنده : امیررضااکبری : ٩:۳٥ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩٦
Comments نظرات () لينک دائم

رختشویخانه زنجان

سفر زنجان 1

بعد از تحویل سال راه افتادیم و طبق برنامه شب رو در شهر زنجان و منزل مسکونی اداره ماندیم. صبح هم بعد از صرف صبحانه به همراه همراهان راهی دیدن دیدنهای شهر شدیم. یک پل قدیمی بر روی رودخانه زنجان چای ، موزه صنایع دستی ، موزه باستان شناسی و بنای رخت شویخانه ، موزه شهدای زنجان از نقاط دیدنی و شاخص این شهر است.

اما جذابیت این شهر برای من سوای از دیدنهای آن شاید به دلیل این باشد که در سالهای دهه 40 خانواده مادرم به دلیل موقعیت شغلی پدربزرگم در این شهر زندگی میکردند و تعدادی عکس خاطره انگیز از آن سالها به یادگار مانده است :


خانواده پدربزرگم ( نوشته پشت عکس : در منزل کربلایی تقی در زنجان برداشته شد ) 

با این تفاصیل و طبق قراری که با همراهان داریم اولین جایی که برای دیدنش می رویم بنای رختشویخانه زنجان هست که کم و بیش اطلاعاتی از کیفیت و کاربری این بنای قدیمی در ذهن دارم ...

برای دیدن این بنا ، ابتدا به میدان انقلاب و سپس خیابان سعدی شمالی بروید. اولین تقاطی که دیدید به سمت راست بپیچید. 100 متر بالاتر در سمت چپ تان بنای آن مشخص است و البته که دیوارهای آن از گزند دست کثیف یادگار نویسان در امان نمانده است :

خوشبختانه محیط پیرامون این بنای خشتی قدیمی توسط شهرداری آزادسازی شده و فضای بسیار بزرگی برای پارک خودروها وجود دارد. پس از پارک اسب سفیدمان پیاده شده و چند قدمی که داخل کوچه می رویم، درب ورودی مجموعه مشخص میشود سمت چپ مجموعه رختشویخانه هم بازارچه صنایع دستی به سبک و سیاق معماری قدیم ساخته شده است :

پس از ورود به موزه و پرداخت وجه بلیط، وارد حیاطی نسبتا بزرگ ( 400 متر مربع ) می شویم که باغچه ای در میان آن وجود دارد که دور تا دور آن، با خمره های سفالین و یک شیر سنگی قدیمی تزئین شده است :

درب ورودی بخش رخت شویخانه در سمت راست ضلع شمالی قرار داد که در عکسها مشخص است. پس از عبور از درب وارد دالانی می شویم که نوشتارهایی در باب ویژگی های اثر و بانی آن نصب شده است :

 
 پلان دسترسی

مجموعه رختشویخانه به دو بخش کلی تقسیم می شود. بخش اول شامل حیاط و فضای سبز ، نگهبانی و منزل مسکونی سرایدار بوده و بخش دوم که پایین تر از سطح بخش اول قرار دارد به سه بخش مخزن که آب آن از قنات قلعه چی میر بها الدین تامین میشده و ابعادی به طول 17 متر ، عرض 11.5 و ارتفاعی 8 متر دارد ، بخش مباشر نشین ( مدیریت ) که بر بالای مخزن آب و مشرف بر بخش شستشو ساخته شده و اداره آن بر عهده " معصومه خانم " بوده و بخش شستشو ، تقسیم می شود.

اما بانی اثر فردی به نام میرزا علی اکبرخان توفیقی ( 1251-1324) بود که توسط دو برادر معمار به نامهای مشهدی اکبر معمار و مشهدی اسماعیل بنا در زمین علی اکبرخان توفیقی در سال 1307 و مدت زمانی کمتر از 15 ماه ، به دستور و هزینه او در یکی از نقاط پرجمعیت شهر احداث شد.


مرحوم علی اکبرخان توفیقی

میرزا علی اکبرخان که در دوران انقلاب کمونیستی به رهبری لنین در باکو به کار تجارت مشغول بود به علت عدم همکاری با انقلابیون روسیه مجبور به بازگشت به موطن و شهر خود شده و به دلیل انجام کارهای نوین و عام المنفعه ای که حاصل سالها تجربه و اقامتش در خارج از ایران بود، توسط معتمدین به عنوان اولین رئیس بلدیه منصوب گردید.

با انتصاب وی به این منصب و مقام بین سالهای 1304 تا 1309 شهر زنجان شاهد تحولات بسیاری در باب عمران و آبادانی شد. احداث و سنگفرش معابر ، بنای مسجد غریبیه ، احداث نخستین مدرسه در محله سرچشمه ، ساخت مکانهای بهداشت عمومی و خصوصی ، احداث سلاخ خانه بهداشتی برای ذبح احشام ،  تسطیح خندق قدیمی شهر که معضلات فراوانی را برای مردم در پی داشت و ساخت رخت شویخانه برای زنانی که در سطح شهر در گرمای تابستان و سرمای استخوان سوز زمستان اقدام به شستن لباس می کردند از جمله اقدامات و یادگارهای این مرد تاریخ ساز بوده است.

اما علی اکبر خان توفیقی در سال 1309 خورشیدی و بر خلاف میل خود به دلیل اختلافاتش با اعضای بلدیه از کار کناره گیری کرد و نهایتا توسط دموکرات های حکومت خودمختار آذربایجان (1324-1325) به رهبری سید جعفر پیشه وری دستگیر و ماهها پس از آنکه در زیر زمین کارخانه کبریت سازی زنجان محبوس بود به اتهام " تحریک کسبه و بازاریان بر علیه دولت خودمختار " محاکمه و در پشت ساختمان همان کارخانه به همراه سه نفر دیگر در اسفند ماه سال 1324 هـ.ش اعدام شد. منزل مسکونی توفیقی که سالیان سال بلااستفاده و مخروبه گشته بود در سال 1378 به میراث فرهنگی واگذار شده و امروزه پس از بازسازی به عنوان موزه و گنجینه شهدای جنگ تحمیلی مورد استفاده قرار می گیرد.


کارخانه کبریت سازی زنجان ( عکس از اینترنت )

پس از مرور پیشینه این بنا به میانه دالان میرسیم. روبرویمان چند پله بالاتر البته ، ورودی بخش " مباشر نشین " است که مشرف به بخش شستشو بوده و مسئول رختشویخانه بر تمامی مراحل کار نظارت داشته است :

 سمت راستمان هم چند پله پایین تر ، ورودی بخش شستشو می باشد :

سالنی بزرگ به ابعاد 17x64 متر که طاقها در وسط با 11 ستون سنگی با ارتفاع 2.7 متر که فاصله ای در حدود 5.7 متر از هم فاصله دارند قرار گرفته و در کناره ها نیز بر روی جرزها و دیوارها نشسته است. نوع ملات استفاده شده احتمالا ساروج بوده و بخشهای پایینی دیوارها با سنگ و قسمتهای بالایی آجر چینی شده است :


مصالح بکار رفته


ستون سنگی

قدم زدن در چنین جاهایی همیشه حس متفاوتی برایم دارد اینکه در جایی که من الان هستم و ایستادم چه اتفاقات و چه حرفهای درگوشی رد و بدل شده و احیانا غیبتهای زنانه و ... همیشه برایم جالب است. این هم تندیس و نماد زنانی که با مشقت فراوان و در نبود امکانات وظیفه سنگین رخت شویی را بر عهده داشتند :

اگر روزی گذرتان به این بنای منحصر به فرد افتاد در بخش های بالایی دیوار و نزدیک طاقها پنجره هایی را خواهید دید که بر روی تعداد اندکی از شیشه های آن تصاویر پهلوانان ایران باستان نقش بسته است که قدمتی در حدود نیم قرن دارند و در آن سالها با تابش نور خورشید ، تصاویر روی شیشه ها بر روی آب نقش بسته و جلوه ای ویژه بر محیط پیرامون می داده  است که بعدها با ساخت دیوار و آجر چینی پشت تعدادی از شیشه ها و شکستن بقیه آنها در طور سالیان متمادی ، جلوه های بصری آنها برای همیشه از بین رفت :

پس از پایان بازدیدمان از رختشویخانه به سمت موزه باستان شناسی و مردان نمکی رفتیم تا از نزدیک شاهد مردانی باشیم که هزاران سال پیش در پی یافتن مقدار اندکی نمک جان خود را  به طرز دلخراشی از دست دادند تا جسدشان امروز یکی از مهمترین آثار برجای مانده از دوران هخامنشیان و ساسانیان مورد مطالعه باستان شناسان ایران و جهان قرار گیرد.


موزه مردم شناسی و مردان نمکی

با ورود به اتاق مخصوص مردان نمکی، متوجه شدیم که عکاسی با هر عنوان و وسیله ای از مردان نمکی ممنوع است و در غیر این صورت ممکن است به گلوله سربازان محافظ گرفتار آمده و هلاک شویم . به این ترتیب چاره ای جز غلاف دوربین نداشتم. در اتاق دیگری که در کنار مردان نمکی وجود داشت ، نمونه هایی از پارچه های یافت شده به همراه مردان نمکی وجود داشت که آدم را حیرت زده میکرد که چگونه و با چه ابزار و رنگهایی در 2500 سال پیش چنین منسوجاتی بافته و رنگ آمیزی شده است. حیف که امکان عکاسی از این بخش هم وجود نداشت والا باید میدید که نخ های پارچه ها با چه ظرافت و دقت تحسین برانگیزی ریسیده شده اند که حتی از نظر یکدستی با نخهای ماشینی و تکنولوژی امروز برابری می کند ...

در مورد مردان نمکی هم اطلاعات و تصاویر جامع تری وجود دارد که می توانید از اینترنت پیدا کنید 

تا بعد ....

 

 

نويسنده : امیررضااکبری : ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٧ فروردین ۱۳٩٦
Comments نظرات () لينک دائم