قسمت سوم

چنان چه در پست قبل گذشت، پس از گردشی در شهر ارزروم و مجددا کمی تا قسمتی فراوان ، خرید !!! ، از شهر خارج میشویم و بعد از 25 کیلومتر رانندگی میرسیم به یک سه راهی که جاده ترابزون را مشخص کرده اند. با تعیین مسیر و گرفتن عکسی که در زیر ملاحظه میکنید مجددا راه می افتیم :

اندکی بعد میرسیم به گردنه های پر پیچ و خم و البته زیبا که متاسفانه باز هم به دلیل کمبود وقت و هراس از نیافتن هتل که سعی میکنیم کمترین اتلاف وقت داشته باشیم، موجب می شود نتوانم عکسی بگیرم ولی تا آنجا که بتوانم با ارائه عکس های اینترنتی توضیحاتی را خواهم داد.

در ادامه مسیر و بالای کوهی بلند، بنای یادبودی ( Kop Şehitleri Abidesi ) نظرمان را جلب میکند. این بنای مربوط به دو موضوع تاریخیست اول اینکه در جنگ جهانی اول و دوران امپراتوری عثمانی ، ترکیه و شهر ارزروم به دست قوای تزار روس اشغال شده بود و در حال سازماندهی و تجدید قوا برای حمله به شهر ترابزون بودند که با فراخوان عمومی حاکم وقت شهر Bayburt که در مسیر مواصلاتی ارزروم به ترابزون قرار دارد، نیروهایی برای مقابله با ارتش روس سازماندهی میشوند که منجر به درگیری بین آنان گردیده و تعداد زیادی از نیروهای مردمی کشته میشوند و نهایتا شهر بایبورت در 16 ژوئیه سال 1916 به تصرف نیروهای روس در آمده و به مدت دو سال اشغال میشود. مورد دوم مربوط میشود به شهدای راه آزادی و استقلال ترکیه در سال 1936 که گویا در این مکان مدفونند :

از این بنا بدون بازدید گذشته گاز ماشین را میگیریم و پس از عبور از شهر" gümüşhane " می رسیم به گردنه های واقعا بلند و صعب العبوری که اسب سفید ما در حال دویدن در شیب تند آنهاست. این مسیر را که میروی ، انگار که در آلاسکا هستی چرا که درختان سر به فلک کشیده کاج که در شیبهای 60-70 درجه با استواری کامل روئیده اند را شاید فقط بتوان در آنجا یافت :

به 60 کیلومتری ترابزون میرسیم و کم کم داریم از ارتفاعات پایین می آییم که آب و هوای سرد و خشک جای خود را به هوای معتدل، و درختان سرسبز نیز جایگزین سنگ ها و سنگلاخها میشوند :

به نزدیکیهای ترابزون که میرسیم این ساختمان بر بالای بلندی نظرمان را جلب میکند :

نبود منابع نفتی در این کشور موجب شده هیزم به عنوان ماده سوختی مهم مورد استفاده قرار گیرد :

به دلیل تاثیرات جوی دریای سیاه و بارندگی های زیاد اکثر منازل به این صورت احداث شده و دارای شیروانی هستند : 

تقریبا هوا تاریک شده که میرسیم به ورودی شهر ترابزون. ورودی شهر تقریبا شبیه ورودی شهرهای ایران است. یعنی می شود انواع و اقسام شغلها از جمله تعمیرکاران ماشین الات سنگین، رستورانها و فروشگاههایی چون ابزارآلات صنعتی و کشاورزی را مشاهد کرد.

با پرس و جو و استفاده از تابلوهای راهنما به مرکز شهر میرسیم و در زیر پلی توقف کرده تا هتل مناسبی بیابیم. در این بین متوجه میشوم که پایین پل در حقیقت پایانه مسافربری درون شهری هست که این وظیفه مهم نیز بر عهده خودروهای دیزلی ون از فولکس گرفته تا فیات و بنز می باشد و الحق با سرعت و بدون کمترین اتلاف وقتی اقدام به جابجایی مسافر میکنند. عکس زیر :


خلاصه سایر همراهان که برای یافتن هتل رفته بودند با دستی پر بازگشته و نوید دادند که در هتل هورون ( HOTEL HORON ) سوئیت مناسبی گرفته اند شبی 160 لیره. این هتل در سال 1967 تاسیس شده و در نزدیکی میدان مرکزی شهر در خیابان " Sıramağazalar " واقع هست. این میدان در میان مردم ترابزون نیز به میدان ( MEYDAN ) مشهور است البته امروزه دیگر خودرویی در آن تردد ندارد و بیشتر جنبه پارک و تفریحی پیدا کرده است. این هم آدرس اینترنتی هتل هارون شهر ترابزون که شاید روزی به دردتان خورد :

http://www.hotelhoron.com/eng/

 

ادامه دارد ....