روزنوشت

تقریبا از اوایل دهه 70 به بعد روند تولید و پخش آثار موسیقایی در کشور دستخوش تغییرات اساسی شد و مردم آهنگهایی ( بخوانید : سرودهایی ) را شنیدند که تقریبا چه از نظر شعر و چه از نظر ملودی و آهنگ ، هیچ شباهتی به آثار و تولیدات سابق نداشتند و به این ترتیب بود که موسیقی پاپ اسلامی به تدریج شکل گرفت و جایی برای خودش در میان عامه مردم و حتی صاحبنظران باز کرد.

آهنگی که برای امروز انتخاب کردم ، ترانه ایست خاطره انگیز با نام " بام سحر " از روی A آلبوم شیرین و فرهاد، مهرداد کاظمی که نوار کاست شرکتی آن را حدود سال 1375 خریدم که خود ماجرایی دارد و در این مجال نمیگنجد ...

 

 بام سحر

دارم دلکی غمین و خسته / کز دست غمت به خون نشسته

آلاله من بیا و بنگر / آیینه به سنگ غم شکسته

مهر تو فروغ دیده ماست / بر بام سحر سپیده ماست

 

  

بسیاری از آثار موسیقایی آن دوران، علیرغم گذشت 20 و اندی سال هنوز هم از لذت شنیداری فوق العاده ی همراه با حس نوستالژیک برخوردارند. در دورانی که فضای موسیقی کشور شدیدا تحت تاثیر سبکهای موسیقی غربی قرار گرفته و شعر و آهنگ جایشان را به حرف زدن های بی وزن و محتوا داده اند، شنیدن آهنگهایی از این دست همانند تنفس هوای خالص است.

 

متن شعر در ادامه مطلب


بام سحر

شعر : مشفق کاشانی

 

دارم دلکی غمین و خسته / کز دست غمت به خون نشسته

آلاله من بیا و بنگر / آیینه به سنگ غم شکسته

مهر تو فروغ دیده ماست / بر بام سحر سپیده ماست

 

ای نغمه عاشقانه من / گلواژه هر ترانه من

ای شور غزل به پرده ساز / گل کرده در آشیانه من

 مهر تو فروغ دیده ماست / بر بام سحر سپیده ماست

 

در دیده دل چراغ جان باش / خورشید زمین و آسمان باش

 

از دامن گل چو شبنم از شوق /  بر خیز و طلوع کهکشان باش

 ای سوسن و یاس و سنبل از تو / ای باغ امید پر گل از تو

در نی نفس هزار دستان / پژواک نوای بلبل از تو