به مناسبت هفته دفاع مقدس و آغاز سال تحصیلی جدید

 

28 سال پیش در همین روزها بود که آخرین کلاس ته سالن مدرسه آیت الله کاشانی شهرستان میاندوآب اولین کلاس درس من شد. 

اولین معلم من در کلاس اول ابتدایی ( 1365 ) خانم نجفی بودند که انشاالله هر کجا هستند به سلامت باشند. ایشان پسری داشتند به اسم اکبر ایمانی که در کلاس پنج ابتدایی ( 1369 ) مدرسه شهید اژدر صارمی همکلاس بودیم و چند سال پیش شنیدم که متاسفانه فوت شده اند و خانم نجفی هم حال روز خوبی ندارند و امیدوارم که این خبر صحت نداشته باشد.

کلاس درس بچه ها در دهه 60

از اولین روز مدرسه ، خاطره تقسیم گوسفندی کلاس ها را در خاطر دارم. یعنی بچه ها را چون احشام به صف کرده و مانند شمارش چهارپایان در دسته های 50-40 نفری جدا شده و هر یک به کلاسی هدایت می شدیم و نهایتا در همان کلاس اسممان را نوشته و معلممان معرفی میشد. از آن روزها داد و فریاد بچه های مهد کودک و پیش دبستانی ندیده ی آویزان به چادر مادرشان را هم در خاطر دارم .

از اولین روزهای آغاز سال تحصیلی چند آهنگی از برنامه کودک هم در ذهنم باقی مانده که آنها هم از حال و هوای دوران جنگ بی بهره نبودند :

مدرسه ها وا شده ، همهمه بر پا شده
....
کتاب و کیف و دفتر ، دست دختر و پسر
همه سوی مدرسه، هم قدم و همسفر
مدرسه سنگر ماست ، تفنگ ما قلمهاست
با جنگ می ستیزیم ، اسلام یاور ماست

 

از اولین روزهای آغاز مدرسه بچه های دهه 50-40 هم  چند آهنگی به یادگار مانده که یک از آنها را به همین مناسب با صدای " نازی افشار " تقدیم می کنم. ما که خاطره ای نداریم از این آهنگ ولی حتما برای بچه های آن دوره یه دنیا حس و حال است ...

یادم می یاد کوچولو بودم دلم می خواست همیشه  /  بزارنم به مدرسه مامان میگفت نمیشه
وقتی که 6 ساله شدی میزارمت دبستان  /  براب باباجون میخره کتاب و کیف و لیوان
...
م آ و م آ میشه ماما ، ب آ و ب آ میشه بابا
آموزگارم ، همه چی دادی یادم ، حالا دیگه حالا دیگه با سوادم

 

 

.......... جالب بود نه؟ ... پس تا برنامه بعد !!!