تاریخ جهان و تقویم تاریخ

jhvdo [ihk , jr,dl jhvdo

سفر اردبیل - موزه باستان شناسی

سفر اردبیل 1

سفرمان را با برنامه ریزی قبلی آغاز می کنیم. مقصدمان مجتمع خدماتی رفاهی اداره همسرخانم در بابلسر هست و اصولا باید تمام دیدنیهای مسیر را هم از دست ندهیم. طبق برنامه ریزی بایستی ابتدا در اردبیل از بقعه شیخ صفی دیدن کنیم و بعد از عبور از گردنه حیران به شهر فومن و از آنجا به ماسوله رفته ، شب اول را در آنجا اقامت کنیم تا صبح فردایش پس از گشت و گذار در ماسوله راه قلعه رودخان را پی بگیریم و عصر از مسیر جاده رشت سراوان به موزه میراث روستایی رشت برویم. اگر هم فرصتی بود در مسیرمان سری هم به موزه چای در لاهیجان بزنیم ...

خلاصه ساعت 8 صبح با تاخیری دوساعته راه افتادیم و ساعت 13:00 رسیدیم به شهر اردبیل مرکز استان اردبیل . شهری با جمعیت 482،000 نفر طبق سرشماری سال 1390 و با 1350 متر ارتفاع از سطح دریا و میانگین آب و هوایی 14.8 درجه سانتیگراد ....

با توجه به اینکه مسیر و نقاط توقفمان را بر روی نقشه و GPS معین کرده بودم ، بدون اتلاف وقت درست در پارکینگ مجموعه شیخ صفی توقف کردیم البته خود مردم اردبیل این مجموعه را عالی قاپو می نامند ...

 موقعیت بقعه و پارکینگ مجموعه

درب ورودی بقعه در تقاطع خیابان سعدی و شیخ صفی قرار دارد که از پارکینگ مجموعه 5 دقیقه ای بیشتر راه نیست ولی اولین جایی که برای بازدید می رویم موزه باستان شناسی و نگارخانه خطاطی در خیابان شیخ صفی هست :

در بدرو ورود به حیاط ، تندیسی را می بینیم که در وسط حوضی جا خوش کرده و وقتی لوح منصوبش را می خوانیم ، متوجه می شویم که این تندیس ، همانا تندیس عالیجناب و قبله عالم شیعیان جهان !!! اعلیحضرت شاه اسماعیل صفوی است :

سمت راست صحن موزه باستان شناسی و سمت چپش نگارخانه خطاطی بوده که فعلا غیر فعال است بنابراین می رویم به سمت موزه. اما ابتدای درب ورودی چشم به نگهبانی می افتد که با نگاههای سنگینش به من و دوربین شاید می فهماند که با این دوربین اجازه عکاسی نداری !!! نمی دانم چه حکایتیست که بسیاری از همین دوستان با هود و لنز بزرگ و دوربین حرفه ای مشکل دارند اما اعتنایی نمی کنم و می رویم داخل. تنها موردی که باید رعایت کنیم عکاسی بدون فلش هست. بنابراین دیاف و سرعت شاتر رو تنظیم می کنم که عکسهای روشن تری بگیرم. یکی دو پله که از کف حیاط بالا میرویم ، می شود طبقه همکف و سمت چپ و راستمان پله هایی ما را به زیر زمین مجموعه  می رساند ولی ابتدا طبقه همکف را میگردیم ...

فضای داخلی مجموعه



زیور آلات طلایی



زیور آلات مفرغی هزاره قبل از میلاد



ظرف سفالی



خمره های نگهداری غلات عهد صفوی

از جالبترین اشیایی که در این مجموعه قرار دارد می توان به سنگ قبرهایی که از قبرستان شهیدگاه مجموعه شیخ صفی به این جا منتقل شده است، اشاره کرد. شاید خنده دار باشد ولی من علاقه عجیبی به سنگ قبرهای قدیمی دارم و همیشه یک احساس خاص سکوت و ارامش بهم دست میده ... اینکه در زیر این سنگها چه کسانی و از چه قشری از جامعه آن دوران آرمیده اند ... چه خاطراتی از دوران کودکیشان و درد و رنجهایشان در دل این خاک و زیر سنگها نهفته که ما امروز هیچ از آنها نمی دانیم، همیشه برایم جذابیت داشته است .


سنگ قبرهای مرمرین

مثلا  سنگ بالا مربوط می شود به " عزیزه خانم ، متوفی به تاریخ 22 صفر 1337 " که در حاشیه سنگ بیت زیر نوشته شده است :

بدل مهر علی را کرد یاری             بارانی ولد رمضان بختیاری

 بارانی بیگ پانصد باشی که در سفر داغستان به رحمت خدا پیوست محرم الحرام 1155.

در بدنه غربی سنگ نیز با خطوط اسلیمی این چنین نوشته شده است : 

باز غم و غصه نخل بختم بشکست             از باد عجل شمع مرادم بشکست

 در کتیبه بخش شرقی سنگ نیز این بیت را می توان دید :

همه فصل ؟؟؟ گلی چند             آن نو گل امید مرا رفت ز دست

 

اما در کنار این سنگ قبرها ، کتیبه عریض و طویل دیگری وجود دارد که با خط ثلث بر روی سنگ حجاری شده است این کتیبه در دوران صفوی بر سر در ورودی بقعه شیخ صفی نصب شده بود که در دوران قاجار به منظور جلوگیری از آسیبهای انسانی و عوامل طبیعی از جای خود برداشته و در داخل مجموعه، بر بالای قبر مادر شاه اسماعیل نصب میگردد:

عکس سر در ورودی بقعه در دوران قاجار

پس از روی کار آمدن پهلوی بنای مذکور به جای مرمت ، تخریب می شود و سنگها در گوشه ای از صحن به حال رها شده و در نتیجه بخشهایی از آن نابود و مفقود میگردد و امروز بقایای آن سنگهای زیبا به لحاظ ارزش و اهمیت بالایی که دارند در همین موزه نگهداری میشود : 

کتیبه سر در بقعه ( 1395) 

 

 اما در ادامه سری هم به طبقه زیرین می زنیم تا از دیدنهای آن نیز لذت ببریم :


ریتون هزاره اول قبل از میلاد

 


ظرف شیشه ای دوران پارتی



بشقاب چینی از مججموعه چینی های اردبیل



طبقه زیر زمین

 


نورگیر

 


نصر من الله و فتح قریب
عمل آقابابا ابن علی رضا کاشی پز - صفویه 1130 هـ ق

 

اما  یکی از جالب ترین بخشهای طبقه زیرین مربوط می شود به لایه نگاری محوطه باستانی قلعه بوینی یوغون (قلعه گردن کلفت) در روستای کورعباسلو در 4 کیلومتری شهر نیر که طی کاوشهای سال 1385-1387 منجر به کشف آثاری از دوران مفرغ (1500 سال قبل از میلاد) تا دوره سلجوقی گردید. این لایه نگاری 13 بخش را شامل میشود .

اولین لایه ، خاک بکر است و هیچ نشانی از فعالیتهای انسانی ندارد. اما 3500 سال قبل و در دوران عصر آهن(1500 قبل از میلاد) مردمانی در این منطقه سکنی می کنند ولی بنا به دلایل نامعلومی چون بلایای طبیعی و یا عوامل انسانی به مدت 500 سال متروک می شود. جمجمه مردی حدودا 27 تا 35 ساله یافته شده بر روی اولین لایه و بستر مربوط به عصر آهن بوده و به صورت جنینی دفن شده است. متاسفانه عکسی از این جمجمه نگرفتم.

اما دست تقدیر مجددا زندگی را پس از حدود 500 سال و در اوایل دوران پارتی (اشکانیان) به این قلعه باز میگرداند و این زندگی مدت مدیدی بدون توقف ادامه می یابد لایه های 5-11 موید این حقیقت است . اسکلت یافت شده در این قلعه مربوط به زنی حدودا 25 تا 30 ساله بوده و مربوط به اوایل دوران پارتی هست :

اما قلعه پس از دوران پارتی و بر اثر عوامل مرموزی بار دیگر خالی از سکنه و مدفون می شود. شن و ماسه موجود بر روی این لایه ها نشانگر متروکه شدن این تمدن تا اوایل دوران اسلامی و سلجوقی هست. 

نتیجه کاوشهای این قلعه و بررسی لایه های اول تا سوم این مهم را آشکار می کند که زندگی در اوایل دوران اسلامی در این قلعه مجددا جریان یافته و دگربار تا به امروز و شاید برای همیشه خالی از سکنه شده است که دلایل و چرایی آن را شاید نتوان به راحتی پیدا کرد ...

اما دیگر وقت رفتن است پس موزه و سرگذشت تلخ و شیرین مردمان قلعه بوینی یوغون را به حال خود گذاشته بیرون می آییم و این عکس 90 درجه رو از محیط پیرامونم میگیرم :

موقع خروخ از حیاط موزه و درست در پشت مجسمه شاه اسماعیل اول چشمم به تلمبه ای قدیمی می افتد. البته قدمتش به صفویه نمی رسد و برای دوران معاصر است اما به ناگاه تمام دوران کودکی در مقابل دیدگانم ظاهر می شود. سالها پیش که هنوز قهر طبیعت دامن مردمان این سرزمین را نگرفته بود و آب ، این نعمت حیات بخش زندگی در وضعیت بحرانی قرار نداشت، از این وسیله ابتدایی برای بیرون کشیدن آب از چاه استفاده می کردیم اما عمر این وسیله ساده و سودمند نیز با کم آبی و پایین رفتن سفره های آب زیر زمینی و تکنولوژی روز به سر آمد و در عین ناباوری در موزه ها جای گرفت :

 

 

 ادامه دارد ....

 

 

نويسنده : امیررضااکبری : ٧:٢۳ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٥
Comments نظرات () لينک دائم