تاریخ جهان و تقویم تاریخ

jhvdo [ihk , jr,dl jhvdo

آهنگ زیرخاکی شماره 29 - دهه 40

 

اینجاست یار گمشده گرد جهان مگرد                  خود را بجوی سایه اگر جستجو کنی

 

دیماه سال 78 مصادف با ماه رمضان بود. سر سفره افطار نوارکاستی به اسم " نغمه فاخته " را که عصر همان روز همراه دوست عزیزم خالید علیپناه از پاساژ آشنا گرفته بودیم گوش می کردیم البته رادیو ضبط که چه عرض کنم، دست ساز بود. بلندگو ، مکانیزم ، آمپلی فایر ، ترانس و .... پخش رو زمین کنار دیوار سیستم صوتی ما رو تشکیل داده بود خلاصه قانع بودیم ولی نمی دانید چه لذتی داشت گوش دادن به آهنگها و نوارهای مورد علاقه مان در آن دوران سانسور و بگیر بگیر خوابگاه .........

اما بعد از صحبتهای قوامی در رابطه با اینکه کدام یک از آثارش رو بیشتر از بقیه دوست داشت آهنگ به اسم سرگشته رو پخش کردن که تا آن روز نشنیده بودم :

 سرگشته

   شبـی کـه آواز نــی تــو شنیـدم         چــو آهـوی تشنـه پـی تـو دویـدم
   دوان دوان تا لب چشمه رسیدم         نشـانـه‌ای از نــی و نغمـه نـدیـدم

توای پــری کجایی؟         که رخ نمی‌نمایی
از آن بهشت پنهـان         دری نمی‌گشایی

دل مــن ، سـرگشتــه تــوســــت        نفســـم  ،  آغشتـــه تــوســت
   بـه بـاغ رؤیـاهـا ، چـوگلت بـویـــم        در آب و آئینـه ، چـو مـهــت جـویم

 توای پــری کجایی؟

 
البته دلیل هم داشت. چون اصولا در اون سالها وضعیت مثل امروز نبود. نه از اینترنت خبری بود و نه از انواع فایلهای فشرده با انواع و اقسام فرمتها که بشود به راحتی خرید و یا دانلود کرد. پخش خیلی از آثار ممنوع بود و هر از گاهی از طریق رادیوهای برون مرزی بیگانه و یا نوارهای رنگ و رو رفته ی بی کیفیتی که بزرگترهای ما خریده و در کنج خانه ها در شرف نابودی بودند گوش می کردیم .... به هر حال اینها خاطراتی هستند که این آهنگ تداعی کننده آنهاست .... بگذریم.

 
 

ته نوشت :

نام آهنگ : سرگشته
خواننده : حسین قوامی (فاخته ای)
آهنگساز : همایون خرم
شاعر : هوشنگ ابتهاج (سایه)

عکس : کارت پستالی که سال 1378 از خیابان 6 بهمن شهر سنندج گرفتم
 

 

 


 

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

سرگشته


شبی که آواز نی تو شنیدم
چو آهوی تشنه پی تو دویدم
دوان دوان تا لب چشمه رسیدم
نشانه‌ای از نی و نغمه ندیدم
تو ای پری کجایی، که رخ نمی‌نمایی
از آن بهشت پنهان، دری نمی‌گشایی

من همه‌جا، پی تو گشته‌ام
از مه و مهر، نشان گرفته‌ام
بوی تو را، ز گل شنیده‌ام
دامن گل، از آن گرفته‌ام
تو ای پری کجایی، که رخ نمی‌نمایی
از آن بهشت پنهان، دری نمی‌گشایی

دل من سرگشته توست
نفسم آغشته توست
به باغ رویاها چو گلت بویم
در آب و آیینه چو مهت جویم
تو ای پری کجایی
در این شب یلدا ز پی‌ات پویم
به خواب و بیداری سخنت گویم
تو ای پری کجایی

مه و ستاره درد من می‌دانند
که همچو من پی تو سرگردانند
شبی کنار چشمه پیدا شو
میان اشک من چو گل وا شو
تو ای پری کجایی، که رخ نمی‌نمایی
از آن بهشت پنهان، دری نمی‌گشایی

 

نويسنده : امیررضااکبری : ٥:٢٠ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢ تیر ۱۳٩٥
Comments نظرات () لينک دائم