تاریخ جهان و تقویم تاریخ

jhvdo [ihk , jr,dl jhvdo

این عاقبت وطن پرستی ست !

روزشمار

" ملت ایران هرگز به شرایطی که با استقلال سیاسی و اقتصادی و شرافت ملی آن سازگار نباشد تن در نخواهد داد ........ "

 

17 آبانماه سال 1332 خورشیدی محاکمه دکتر مصدق که در بازداشت بود به اتهام ضدیت با سلطنت و قصد برکنارکردن شاه و نیز به عنوان مسبب وقایع 25 تا 28 مرداد در محکمه نظامی تهران آغاز شد .

دکتر محمد مصدق در حالی به پای میز محاکمه رفت که دو ماه و 21 روز از کودتای انگلیسی روز 28 مرداد می گذشت . همان طوری که قبلا اشاره شد در روز 25 مرداد سال 32 کودتایی بر علیه نخست وزیر وقت انجام گرفت که ناکام ماند . در این بین زنده یاد دکتر فاطمی گرفتار کودتا چیان و ارتشبد نصیری گرفتار طرفداران مصدق می شود و و زاهدی نیز که متواری بود با هماهنگی های مامور سیا در ایران تدارک کودتایی دیگر را می بیند . دکتر فاطمی موفق به فرار شده به خانه مصدق پناه می برد . در روز 28 مرداد کودتا شکل گرفته و پیروز می شود و مصدق نیز بازداشت شده و سرانجام در چنین روزی به پای میز محاکمه می رود .

مصدق در دادگاه فریاد زد : " مرا اعدام کنید ولی نگویید که به مملکت خیانت کرده ام " .

در تصویر مقابل دکتر محمد مصدق را در حالتی رقت آور می بینید که در اثر اتهامات بی اساس و غیر واقعی دادگاه نظامی تهران به سختی خسته شده و از حال رفته است . وی در روز محاکمه اش ، هنگام معرفی ، خود را نخست وزیر قانونی ایران اعلام و به صلاحیت دادگاه  اعتراض کرده و گفت : "  طبق قوانین ایران ، دیوان عالی کشور صلاحیت رسیدگی به قصور نخست وزیر و وزیران را دارد  " و در نتیجه جلسه محاکمه به مدت یک هفته تعطیل شد تا اعضای محکمه که چند افسر ارشد بودند به صلاحیت خود رسیدگی کنند.

مصدق در جلسه سی و چهارم دادگاه نظامی تهران گفته بود : " حیات و عرض و مال و موجودیت من و امثال من در برابر حیات و استقلال و عظمت و سرافرازی ملیونها ایرانی و نسلهای متوالی این ملت کوچکترین ارزشی ندارد و از آنچه برایم پیش آورده اند تأسف ندارم و یقین دارم وظیفه تاریخی خود را تا سر حد امکان انجام داده ام. من به حس و عیان میبینم که این نهال برومند در خلال تمام مشقتهایی که امروز گریبان همه را گرفته، به ثمر رسیده است و خواهد رسید.عمر من و شما و هر کس چند صباحی، دیر و یا زود به پایان میرسد. ولی آنچه میماند حیات و سرافرازی یک ملت مظلوم و ستمدیده است .

آری تنها گناه من و گناه بزرگ و بسیار بزرگ من این است که صنعت نفت ایران را ملی کرده ام و بساط استعمار و اعمال نفوذ سیاسی و اقتصادی عظیمترین امپراطوریهای جهان را از این مملکت برچیده ام و پنجه در پنجه مخوفترین سازمانهای استعماری و جاسوسی بین المللی درافکنده ام و به قیمت از بین رفتن خود و خانواده ام و به قیمت جان و عرض و مالم خداوند مرا توفیق عطا فرمود تا با همت و اراده مردم آزاده این مملکت بساط این دستگاه وحشت انگیز را درنوردم. من طی این همه فشار و ناملایمات، این همه تهدید و تضییقات از علت اساسی و اصلی گرفتاری خود غافل نیستم و به خوبی میدانم که سرنوشت من باید مایه عبرت مردانی شود که ممکن است در آتیه در سراسر خاورمیانه در صدد گسیختن زنجیر بندگی و بردگی استعمار برآیند " .

خبر محاکمه نخست وزیر در پایتخت آشوب به پا کرد و کسبه بازار به نشانه اعتراض به موضوع ، مغازه ها را تعطیل کردند و دولت نیز برای کنترل اوضاع در شهرهای اصفهان و شیراز و ....  حکومت نظامی اعلام نمود .

دکتر مصدق پس محاکمه و به احمدآباد تبعید شد و در اسفند 1345 در بیمارستان نجمیه تهران درگذشت.

نويسنده : امیررضااکبری : ٦:۱۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٤
Comments نظرات () لينک دائم