روزشمار  

 

 

  

 

 

 

 

 

 تاریخ 12/ 9/ 78 در اتاق 312 B    بشنوید

 

 

تاریخ 12 / 9 / 78 ، در اتاق 312 B جمع شدیم ،روز پنجشنبه هست می خوایم یه کمی خوش باشیم . یه نوار یادگاری رو می خوایم پر می کنیم با صدای خودم علی عبدالهی ، جمال طاهری ، امیررضا ا. ، خالد علیپناه ، قهرمان فتحی و مجید کاظم زاده .

 

زمانی که نوار را پر می کردیم ، به واقع می دانستم که روزگاری تمامی خاطرات خوب و بد دوران دانشجویی در آن اتاق محقر و ساده اش ، به خاطرات من خواهند پیوست شاید شنیدن چنین نواری برای سایر دوستان چندان جالب نباشد ولی برای تمامی آن دوستانی که در جمع حاضر بودیم ، خاطره ای شیرین و بس به یاد ماندنی هست . یادم نمی رود خالد سه تاری گرفته بود و چند ماهی بود که تمرین آواز و سه تار می کرد و در اول نوار هم با سه تارش قطعه آغازین تصنیف سپیده شجریان را زد و بعد هم درخواست کردیم قطعه ای بخواند و چنین شروع کرد :

 

" اگه اجازه بدید چون روز پنجشبه هست و دلهای همه گرفته یه آواز غمگین بخونم " که خواند : 

دل من کوره سوزان عشق است

دلم ؟ پاکش جان عشق است

دلم این عاشق سرگشته مست

نمک پرورده دامان عشق است

 

و بعد هم در زده شد و دیدیم که خداویردی افروزی ملقب به حاجی آمد تو نشست و بعد هم ابوالفضل زمانی و اتفاقات و ماجراهایی که فی البداهه پیش آمد و جذابیت نوار را دو چندان کرد . این را هم به یاد دارم دلمان هوای کیک پختن کرده بود و پلو پزی داشتیم و چراغ نفتی گردسوزی ، که من و مجید از قابلمه پلو پز و یک لیوان فلزی کیک پزی درست کردیم و مشغول پختن آن شدیم و ساعت ده ونیم بود که مجید گفت : " ساعت ده و نیم شب و داریم کیک می پزیم " و از قضا عجب کیکی شد . هنوز هم که هنوز است طعم و بوی وانیل کیک در مشام هست و مستم می کند .

از آن روزگار خوش و به یاد ماندنی ام تنها دفتر خاطرات و عکسها و نواری که آن زمان پر کردیم برایم باقی مانده و گاه و گداری مونس تنهایی و خلوت من است .

امروز به مناسبت سالگرد آن روز با دوستانی که تلفنشان را داشتم ، تماسی گرفته و از حال و احوال هم جویا شدیم . خالد ساکن هشتگرد شده و از تماس من بسیار خرسند شد و تجدید خاطره کردیم . مجید موبایلش را واگذار کرده بود و تماسی حاصل نشد ، جمال ساکن تهران است و هیچ اثر و شماره تلفنی از وی ندارم ، قهرمان ساکن تبریز بوده و کلی با هم صحبت کردیم ، با افروزی دو سال پیش تماس گرفتم و الان شمارش رو ندارم  از  ابوالفضل زمانی هم از زمانی که درسمان تمام شد هیچ اطلاعی ندارم ......