تاریخ جهان و تقویم تاریخ

jhvdo [ihk , jr,dl jhvdo

فرهنگ استفاده از تکنولوژی در بین ایرانیان 1

روزنوشت

 

 

و ایرانیان علم را همچون متاعی می‌دانستند که می‌توان آنرا از بلاد دیگر ابتیاع نمود و در مقابل ، اوقات خود را به لطیفه گویی و شعر و خوشگذرانی گذراند... "  « تاریخ بیهقی »

 

خودرو :

ورود اولین خودرو به ایران گویا در زمان مظفر الدین شاه بوده است یعنی زمانی که تکنولوژی ایران در آن زمان در حد ساخت آفتابه و لگن مسی بود و ذهن و فرهنگ مردم در حدی نبود که بتواند این وسیله نقلیه نوظهور را در جامعه قبول کند و ترس و وحشت از چنین وسایل نقلیه ای در آن زمان امری عادی بوده است .

نمونه بارز آن ماشین دودی شاه عبدالعظیم بوده که سرانجام ناصرالدین شاه با ترس سوار آن شده و مردم نیز به تبعیت از آن همان کار را کردند ولی چون شعور و فرهنگ نداشتند ، با زیرگرفتن یک نفر با الاغش توسط ماشین دودی ، با چوب و چماق و بیل و کلنگ بر سر این وسیله ریخته و دمار از روزگارش در آوردند . حکایت اتومبیل هم چندان دست کمی از ماشین دودی نداشت . ولی با گذشت زمان و کم کم مردم پی با آسایش خودرو بردند و با فروش فایتون ( درشکه ) و اسب و الاغ هایشان خودرویی خریده و بر جان خیابانها افتادند و به قول دوستی :

 

" اما خورجینها را دور نیانداختند و گذاشتند پشت شیشه عقب ماشینشان و دو کیلو هم زلمب و زیمبو آویزان کردند به آینه وسط که ماشین جدیدشان چشم نخورد . شب جمعه هم که می‌شد ماشینی که ظرفیتش چهار سرنشین بود هشت تا آدم بزرگ سوار میشدند و راه میافتادند وسط جاده ها و سرعت که برشان می‌داشت ، کنترل ماشین از دستشان خارج می‌شد و بجای اینکه بزنند روی ترمز فکر میکردند هنوز سوار همان فایتون و اسب و الاغ خودشان هستند و در عوض فرمان ماشین را آنچنان به نیت افسار اسب و الاغ می کشیدند که از جا در می‌آمد! " .

 

این فرهنگ استفاده از خودرو در طی 100 سال از آن زمان چندان فرقی نکرده که هیچ ، بدتر هم شده است با این تفاوت که آن زمان الاغ می فروختند و امروز ، گاو و گوسفند و ژیان و پیکان مدل 47 و امثالهم و آدمی که همیشه عقده سرعت و شتاب و راحتی را داشت ، به یکباره با فروش همانها ، صاحب پژو 405 و سمند و پراید و ... با اقساط 50 ماهه شده و خیابان ها را جولانگاه لایی کشیدن با سرعتهای وحشتناک ، تک چرخ زدن ، جفت چرخ زدن ، جفتک زدن و صدها مورد دیگر کرده است .

این حکایت غم انگیز فرهنگ رانندگی در بین ایرانیان تنها به اینجا ختم نمی شود . عبور از چراغ قرمز ، انحرافهای وحشتناک به چپ و راست خیابانها و بزرگراه ها ، عدم رعایت حقوق سایر رانندگان ، ممانعت و جلوگیری از سبقت سایر خودروها ، سبقت های غیر مجاز خطر آفرین ، سرعتهای بالای 160 کیلومتر در جاده های غیر استاندارد ایران را هم می توان به این ناهنجاریها اضافه کرد و همین گواهینامه های 50 هزار تومانی ، یکی از عوامل به وجود آورنده چنین اعمالی هست .

 

نکته جالب و قابل تامل اینجاست که چرا ایرانیان مثلا برای رفتن به توالت 10 بار به هم تعارف می کنند ولی زمانی که در پشت فرمان ماشینشان می نشیند ، یکه تاز خیابانها هستند و جاده تنها از آن آنان می شود .چرا ؟!!!

 

نويسنده : امیررضااکبری : ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٩ آذر ۱۳۸٦
Comments نظرات () لينک دائم