تاریخ جهان و تقویم تاریخ

jhvdo [ihk , jr,dl jhvdo

در دیار غربت با شریعی 1

سفرنامه ۴

 

در مسیر سفر به وسیله یکی از همسفران که اتفاقا از اقوام نیز بودند فهمیدم که مزار دکتر علی شریعتی در قبرستان زینبیه دمشق قرار دارد . اتفاق جالبی بود . دیدار با دکتر شریعتی در دیار غربت !!!

ولی آیا او در آنجا غریب و تنها بود ؟ چرا در دمشق ؟ و سوال های فراوان زیادی در ذهنم که تا دیدار در دمشق ذهنم مشغول کرده بود . صدای دکتر شریعتی و گلچینی از جملاتی که با گذشت سالیان دور و دراز در اذهان مردم و خصوصا جوانانی مثل من که هیچگاه دکتر را ندیده ایم موج می زد . روز چهارم اقامت در هتل بالاخره در ظهر یک روز گرم در پی دیدار با او شدم و بالاخره یافتم . تابلویی در بدو ورود به گورستان ، محل مزار شریعتی را به مشتاقانش نشان می داد . 

 

 

 

دست چپ ، در گوشه دنج و خلوت اتاقک کوچکی بود که گویا مزار دکتر بود نزدیکتر رفتم و به چیزی جالبی برخوردم و آن انبوه دیوار نوشته هایی بود که دوستاران شریعتی بر روی دیوار اتاقک وی نوشته بود . جملات زیبای وی در کتابها و سخنرانی هایش که هر یک از دوستداران او ، که به زیارتش آمده بودند را وادار به تامل و خواندن می کرد :

" پس هیچگاه کوری را به خاطر آرامش تحمل مکن "

" خدایا چگونه زیست را تو به من بیاموز چگونه مردن را خودم میدانم "

" اگر امام به درخت تکیه داد و تو به توپ و تفنگ ، بدان که آن امام است و تو ... "

" اگر چون مسیح مرا بر صلیب بکشند و چون حلاج به دارم زند حسرت گفتن یک آخ را بر دل آنان خواهم گذاشت "

و ...

 

 

 

شکوفه عابدی - اردبیل

 

ادامه دارد ....

نويسنده : امیررضااکبری : ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۸ تیر ۱۳۸٧
Comments نظرات () لينک دائم