تاریخ جهان و تقویم تاریخ

jhvdo [ihk , jr,dl jhvdo

آهنگ زیرخاکی شماره 13 - دهه 60

آهنگی رو که تقدیم دوستان می کنم در اواسط سالهای دهه 60 و ایام دهه فجر از برنامه کودک پخش میشد. گرچه در آن روزها کودک 6-7 ساله ای بیش نبودم ولی نمی دانم چرا هیچ وقت ارتباطی با این آهنگ برقرار نکردم .... 

 

            

            

            

            

 

 

تصاویر بالا از نماهنگ این آهنگ هست و هنوز هم از دیدن تصویر سیاه رنگ لاشخور احساس بسیار بدی پیدا می کنم . احساسی که بعد از گذشت 30 و اندی سال هنوز در ذهن و روان کودک درونم هست .... 

 

نظر شما چیست ؟

 

متن شعر در : 

ادامه مطلب
نويسنده : امیررضااکبری : ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۸ بهمن ۱۳٩۳
Comments نظرات () لينک دائم

گوریل انگوری رفت

 

صادق ماهرو ، گوینده و مدیر دوبلاژ پیشکسوت رادیو و تلویزیون در سوم فروردین سال 1318 در تهران متولد و در 18 سالگی فعالیت هنری خود را از تاتر و سپس به صورت جدی با کار دوبله ادامه داد و در طول 40 سال فعالیت هنری اش ، آثار ماندگاری از خود بر جای گذاشت.

 

 صادق ماهرو

 

صدای صادق ماهرو صدایی خاص و خاطره انگیز بود ... همه ما کارتون گوریل انگوری را به خاطر داریم. دوبلور گوریل بنفش و عاشق انگور محبوب ما همان صدای صادق ماهرو بود.

++

صدای گوریل انگوری 

 

البته صدای او را در بسیاری از مجموعه های دیگر نیز شنیدم که شاید در خاطرتان نباشد. مثلا کارتون مهاجران که یادتان هست .... نریشن تیتراژ ابتدایی این انیمیشن که با صلابت خاصی می گفت : " مُهاجــــران " ، را نیز صادق ماهرو گفته بود ...

 

(Download (192 kbps

 

جناب " داروغه "ی بد ذات شهر ناتینگهام در مجموعه " رابین هود " که به خاطر پرنس جان از یک عدد سکه صندوق اعانات کلیسای پدر تاک هم چشم پوشی نکرد ، از صدای زیبای این هنرمند بهره میبرد ....

صدای داروغه در مجموعه رابین هود 

 

البته صدای خاطره انگیز ماهرو برای نسلهای  قبل از ما دهه شصتی ها نیز آشناست و حتما چهره شیرعلی قصاب " سریال تلویزیونی " دایی جان ناپلئون " را برایشان تدائی خواهد کرد. به هر روی صادق ماهرو که در سالهای آخر عمر در شهر کلن آلمان بسر میبرد روز 6 دی ماه امسال ( 1393 ) در سن 75 سالگی و پس از یازده ماه که به دلیل عارضه مغزی در کما به سر می برد، درگذشت .

 

 

یادش گرامی

 

 

نويسنده : امیررضااکبری : ٥:۳۳ ‎ب.ظ ; شنبه ٦ دی ۱۳٩۳
Comments نظرات () لينک دائم

آهنگ زیرخاکی شماره 7 - دهه 60

 

به مناسبت هفته دفاع مقدس و آغاز سال تحصیلی جدید

 

28 سال پیش در همین روزها بود که آخرین کلاس ته سالن مدرسه آیت الله کاشانی شهرستان میاندوآب اولین کلاس درس من شد. 

اولین معلم من در کلاس اول ابتدایی ( 1365 ) خانم نجفی بودند که انشاالله هر کجا هستند به سلامت باشند. ایشان پسری داشتند به اسم اکبر ایمانی که در کلاس پنج ابتدایی ( 1369 ) مدرسه شهید اژدر صارمی همکلاس بودیم و چند سال پیش شنیدم که متاسفانه فوت شده اند و خانم نجفی هم حال روز خوبی ندارند و امیدوارم که این خبر صحت نداشته باشد.

کلاس درس بچه ها در دهه 60

از اولین روز مدرسه ، خاطره تقسیم گوسفندی کلاس ها را در خاطر دارم. یعنی بچه ها را چون احشام به صف کرده و مانند شمارش چهارپایان در دسته های 50-40 نفری جدا شده و هر یک به کلاسی هدایت می شدیم و نهایتا در همان کلاس اسممان را نوشته و معلممان معرفی میشد. از آن روزها داد و فریاد بچه های مهد کودک و پیش دبستانی ندیده ی آویزان به چادر مادرشان را هم در خاطر دارم .

از اولین روزهای آغاز سال تحصیلی چند آهنگی از برنامه کودک هم در ذهنم باقی مانده که آنها هم از حال و هوای دوران جنگ بی بهره نبودند :

مدرسه ها وا شده ، همهمه بر پا شده
....
کتاب و کیف و دفتر ، دست دختر و پسر
همه سوی مدرسه، هم قدم و همسفر
مدرسه سنگر ماست ، تفنگ ما قلمهاست
با جنگ می ستیزیم ، اسلام یاور ماست

 

از اولین روزهای آغاز مدرسه بچه های دهه 50-40 هم  چند آهنگی به یادگار مانده که یک از آنها را به همین مناسب با صدای " نازی افشار " تقدیم می کنم. ما که خاطره ای نداریم از این آهنگ ولی حتما برای بچه های آن دوره یه دنیا حس و حال است ...

یادم می یاد کوچولو بودم دلم می خواست همیشه  /  بزارنم به مدرسه مامان میگفت نمیشه
وقتی که 6 ساله شدی میزارمت دبستان  /  براب باباجون میخره کتاب و کیف و لیوان
...
م آ و م آ میشه ماما ، ب آ و ب آ میشه بابا
آموزگارم ، همه چی دادی یادم ، حالا دیگه حالا دیگه با سوادم

 

 

.......... جالب بود نه؟ ... پس تا برنامه بعد !!!

 

 

 


نويسنده : امیررضااکبری : ۸:٠۱ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱ مهر ۱۳٩۳
Comments نظرات () لينک دائم

آهنگ زیر خاکی شماره 6 - دهه 60

 روزنوشت

تا چندی پیش سایتی به نام " صدای کودکی من " در فضای مجازی وجود داشت که پر بود از صداهایی که به نوعی کودکی هایمان با آنها شکل گرفته بود ...

دیالوگهای ماندگار و آهنگ تیتراژ سریالها و کارتونهای قدیمی، اخبار پیروزی رزمندگان در جبهه های جنگ، صدای شخصیتهای کارتونی، بزرگان و سیاستمداران، موسیقی ها و آهنگهای قدیمی، همه و همه جزئی از این نوستالوژی ها بودند .


در این بین اما گاهی آهنگی آپلود می شد که گذشت زمان آنها را در گوشه ای کنج از ذهنمان به فراموشی سپرده بود. مثلا آهنگی که نماهنگش در سالهای پایانی دهه 60 توسط 3-4 تا پسر بچه به زیبایی و ظرافت تمام اجرا شده و به کرات از برنامه کودک پخش گردید. نماهنگی که روایت از فرزند شهیدی داشت که سراغ پدرش را از گنجشک و ماه و ستاره میگرفتگرچه به دلیل شرایط سنی ام در آن سالها هیچ گونه احساسی نسبت به شعر و آهنگ این ترانه نداشتم ولی امروز تمامی احساسات غریبی را که از این آهنگ می گیرم شاید در باز نشر کامنتهایی که در زیر آن پست نگاشته شده بود ، خلاصه شود ...


گنجیشک ناز و زیبا ، که میپری اون بالا
بال و پرت به رنگ خاک ، دلت مهربون و پاک
به من بگو وقتی که پر کشیدی ، بابام رو تو ندیدی ؟
دیدمش از اینجا رفت ، اون بالا بالا ها رفت
پیش ستاره ها رفت ، یواش و بی صدا رفت
...
ستاره آی ستاره ، پولک ابر پاره
خاموشی و می تابی ، بیداری و چه خوابی
به من بگو وقتی نور پاشیدی ، بابام رو تو ندیدی ؟
دیدمش از اینجا رفت ، اون بالا بالاها رفت
از اون طرف از اون راه ، رفته به خونه ماه
....
ماه سفید تنها ، که هستی پشت ابرا
نقره نشون کهکشون ، چراغ سقف آسمون
به من بگو وقتی که نور پاشیدی ،بابام رو تو ندیدی ؟
همینجا پیش من بود ، نموند و رفت زود زود
اون بالا بالا ها رفت ، بابات پیش خدا رفت
...
خدا چه مهربونه ، پیش بابام می مونه
گریه نمی کنم من ، که شاد نباشه دشمن

  

Download

 
×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××× 

 

سینا
وقتی که بچه بودم پدرای زیادی را دیدم که موقع رفتن به جبهه از بچه ها و خانواده هاشون خداحافظی می کردن وقتی بزرگتر شدم این تصاویرو توی تلویزیون دیدم ولی هیچوقت عظمت کار اونارا نفهمیدم تا اینکه خودم ازدواج کردمو خدا بهم یه پسر داد حالا اگه یه روز بخوام از اونا جدا بشم اگه فقط یه روز بخوام به یه ماموریت کاری برم اونوقته که با خودم فکر می کنم خدای من اونا کی بودن و چه روحی داشتن.

 

بی نام
من خیلی با این آهنگ ارتباط بر قرار میکنم . بعضی از ما پدرانشون را در اون سال ها از دست دادن و بعضی هم مثل من کودکیمون با انتظار کشیدن برای دیدن پدر گذشت.

 
bahar
این آهنگ تمام کودکی من بود.
وقتی‌ ۹ سالم بود این نمایشو توی مدرسه اجرا کردیم.من ماه بودم...
نمیدونم اون روز چند نفر دیگه مثل من اشکهاشونو قایم کردن که دشمن شاد نشه، ولی‌ امروز به جای همهٔ اون سال‌ها گریه کردم.

 
علی مرادی
چه دنیای اسرار آمیزی است دنیای اشک.


 
saeed ad
یادمه یه روز معلممون شغل پدرهامونو داشت میپرسید نوبت به یه دانش اموز که رسید اون گریه کرد ...

 

مرتضی 1364
من یه فرزند شهیدم
همیشه پیش خودم میگفتم چرا بچه های همسن من پدر دارن من ندارم ولی هیچ وقت حسرت نداشتنش رو نکشیدم ولی باور نمیکنید هنوز که هنوزه نمیدونم پدر یعنی چی نمیتونم تصورش کنم،نمیدونم باید چجوری با فرزندم باشم،باور کنید این آهنگ وقتی گوش میدادم میفهمیدم پدرم شهید شده ولی اشک نمیریختم اما حالا که دوباره گوش دادم اشکهام اصلا بند نمیاد اصلا دوست ندارم این آهنگ تموم بشه ...


 
shana
از اول تا آخرش گریه کردم.خیلی دوست داشتم دوباره آهنگش گوش بدم.ممنون


 
moshtaba1366
کدوم دهه شصتی میتونه این آهنگ رو گوش بده و گریه نکنه ؟؟؟؟
وقتی این آهنگ رو گوش میدادم میرفتم تو زیر زمین خونه مادربزرگم و توی تاریکی زار و زار گریه میکردم تا کسی اشکامو نبینه.بعد از مدتها که دوباره این آهنگ رو گوش دادم بی اختیار توی تاریکی سرمو روی پام گذاشتم و با همون صداقت کودکیم گریه کردم.گریه کردم.گریه کردم.


 
فطرت
اون زمان که این آهنگ از تلویزیون پخش میشد من کلاس چهارم دبستان بودم و پدرم به دلیل سکته قلبی تو بیمارستان بود. هرچندتا 14 سال بعد پدرم در قید حیات بود ولی این آهنگ منو به حال و هوای اون موقع برد که ناخوداگاه اشکم سرازیر شد.روح همه ی پدرها شاد.


 
سینا
عالی بود مرسی مرسی مرسی.عجب حس غریبی!!! چقدر خاطره انگیز! چقدر باهاش گریه کردم. می ترسم زیاد گوش کنم و اون حس غریب ازم گرفته بشه.


 
افتخار
الان برا بار بیستم گوشش دادم تصویراشم داره جلو چشمم رژه میره


 
nadoorka
واقعا این آهنگها اینقدر قشنگن !؟ یا خاطره هاشون قشنگشون کرده ؟ به هر حال اشک من رو که در آورد.


 
جعفر کارون
گریه نمیکنم من که شاد نباشه دشمن... ولى من کلى گریه کردم به یاد باباهایى که تو آسمونن. این آهنگ بدون شک یکى از معدود آهنگهاییست که نسل سومیها، با هر مرام و مسلکى که اینروزها دارن دورش جمع میشن و به یاد همدلى هاى گذشته و از دسترفته از ته دل گریه میکنن. از دوست عزیز که این اهنگ رو در اختیار بقیه قرار داد شدیدا تشکر میکنه، انشالله اجر شما با باباهایى که تو آسمونن...

 
robin
عالی... وقتی بچه بودیم غم بود ولی کم بود...

 

 

فاتحه برای تمامی پدرانی که به خاطر ما آسمانی شدند

 

نويسنده : امیررضااکبری : ٩:۱۱ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢۸ امرداد ۱۳٩۳
Comments نظرات () لينک دائم

شب بخیر کوچولو

روزشمار

     شب بخیر کوچولو    دانلود      "04:36  -  128kbit/sec     

 

" به نام خدای مهربون خدای ابر و آسمون خدای شاپرکها خدای باد و بادبادکها سلام عزیزای دلم سلام گلهای خوشگلم سلام به روی ماه همه شما امیدوارم حال همگی تون خوبه خوب باشه ..... "

شب بخیر کوچولو خواب خوش ببینی

گنجشک لالا سنجاب لالا

آمد دوباره مهتاب لالا

لالا لالا لالایی لالالالایی لالالالایی

گل زود خوابید مثل همیشه 

قورباغه ساکت خوابیده بیشه

لالا لالایی لالالالایی لالا لالایی لالا لالایی

جنگل لالا لالا برکه لالالا

شب بر همه خوش تا صبح فردا

شب بر همه خوش تا صبح فردا

 لا لا لالایی لا لا لالایی لا لا لالایی لا لا لالایی

21 سال پیش در چنین روزی برابر با دوم تیرماه سال 1369 برنامه ای در ساعت 9 شب به روی آنتن صدای جمهوری اسلامی ایران رفت که بی شک با ترانه لالایی اش برای همه ما کودکان دیروز و پدر و مادرهای امروز آشناست. برنامه به یاد ماندنی " شب بخیر کوچولو " با اجرای خانم مریم نشیبا و ترانه زیبای لالایی با صدای مخملی پرشات پیروزکار 8 ساله و شعر مصطفی رحماندوست شاعر شعرهای دوران کودکی ما ...

گرچه در زمان پخش برنامه سن و سال من در حدی نبود که قصه های کودکانه آن برایم جذابیت زیادی داشته باشد ولی با این حال گه گاهی به خاطر ترانه لالایی هم که بود برنامه را گوش می کردم و همین امر موجب شد تا امروز با شنیدن این آهنگ یک حس غریب نوستالوژیکی تمام وجودم را فرا بگیرد و یاد دوران کودکی ام و قصه های مادربزرگم بیفتم که هر شب با آنها غرق در رویاهای کودکانه می شدم و تمام اتفاقات و ماجراهای قصه همانند فیلم از جلوی چشمانم می گذشت. قصه هایی که همیشه یک مفهوم را در ذهن تداعی می کرد ، بدی و بدکاران همیشه محکوم شکستند و خوبی و پاکی و انسانیت پیروز میدان است. مفهومی که شاید در جامعه امروز ما دیگر آن معنی سابق را نداشته باشد .

به هر حال پخش برنامه شب بخیر کوچولو از سال 1369 به مدت 15 سال ادامه داشت تا اینکه در سال 1384 با تصمیم مدیران وقت مبنی بر اینکه دیگر تاریخ مصرف قصه و برنامه گذشته است تعطیل شد و به مدت 5 سال ادامه داشت تا اینکه دوباره تصمیم به احیای برنامه گرفته شد و نهایتا اولین برنامه از سری دوم آن با همان آرم و لوگوی برنامه و گویندگی خانم نشیبا در تاریخ 1/8/89 و در همان ساعت پخش قبلی به روی آنتن رفت ....

علاقه مندان و کودکان دیروز می توانند همه روزه این برنامه را به یاد دوران کودکی خودشان از ساعت 20:45 به مدت 15 دقیقه از طریق رادیو سراسری روی موج AM ردیف Khz 900 بشنوند و یا از طریق وب سایت رادیو سراسری، صفحه شب بخیر کوچولو به برنامه ها دسترسی داشته باشند .

 

 

 شب بخیر کوچولو    بشنوید      "04:36  -  40kbit/sec

 

 

 

نويسنده : امیررضااکبری : ٧:۱۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢ تیر ۱۳٩٠
Comments نظرات () لينک دائم

یاد دوران کودکی

روزنوشت

 

 

 

 

  یاد دوران کودکی   دانلود  

به قول استاد شهریار :

من گوردویوم کاروان چاتیپ کوئچوبدی ...... اون کاروانی که من دیده بودم رسیده و  رفته

گئچیب گئدیب ، گئدر گلمـــــز یولــلارا ...... رد شده ، رفته ، دیگـه بر نمی گرده به راهها

تــوزی قـونوب بـو داشــــــلارا کولـــلارا ...... گـــــرد و خاکـــش مونده رو بوته ها و سنگها

 

و آن کاروان همان عمر ماست و گرد و خاکش ، خاطرات ما ، و آن خاطرات با نسیمی زنده شوند و آن نسیم چه باشد که اخگر یاد ها را شعله ور کند و آن یاد دوران کودکی ست !

 

برای ما ! 

مدرسه موشها

با کپل و دم دراز و گوش دراز

با سرمایی ، نارنجی و عینکی

با موش موشک ، معلم ، آشپز باشی

پینوکیو ، واتو واتو

هادی هدی و آق بابا

خانوم حنا ، باربا پاپا

زنبه با اون ناز و ادا

علی کوچولو ی قصه مون

با حوض بلبلی اون باغچه ی گل گلی یه اون

از طاقچه ی خونش بگم از جبهه و باباش بگم

علی کوچولو ی قصه ها مونده دیگه اون دور دورا

بازم برم به اون زمون !

تا برسم به خونه مادربزرگ و گربه ی مخمل اون .

از کنار خونش بگم بوی گل دشت هاش بگم

اون خونه مادر بزرگ !

هزار تا ، قصه داره شادی و غصه داره

از خونه مادر بزرگ و صاحبش ، نوک طلا و هاپو کومارش

هر چی بگم بازم کمه

می خوام بگم از رادیو ، با شب بخیره کوچولو !

جنگل لا ، لا لا

برکه لا ، لا لا

شب بر همه خوش تا صبح فردا

لالا لالایی ، لالا لالایی

لالا لالایی ، لالا لالایی

دلم گرفت از این زمون شکوه زدم به آسمون

تا که بگم با این زبون از کارتون های اون زمون

می خوام دیگه تموم کنم این همه آه و غصه رو

تا پاک کنم از گونه هام اشکای دونه دونه رو

 

توضیح فایل : فایل صوتی تدوین شده ای ، شامل لوگوهای آغازین و پایانی کارتونهای واتو واتو پرنده اسرار آمیز بر روی صدای استاد شهریار ، مدرسه موشها ، پینوکیو ، حنا دختری در مزرعه ، خانواده ی دی ، علی کوچولو ، جنگل لالای شب خیر کوچولو ......

ظرفیت فایل : 155 کیلو بایت -  "2:26 با فرمت wma

 

نويسنده : امیررضااکبری : ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٦ مهر ۱۳۸٦
Comments نظرات () لينک دائم