تاریخ جهان و تقویم تاریخ

jhvdo [ihk , jr,dl jhvdo

آهنگ زیرخاکی شماره 17 - دهه 60

روزنوشت

امروز یکی دیگر از کارهای صادق نوجوکی را با صدای خودش انتخاب کردم که احتمالا در سالهای پایانی دهه 60 شنیده اید ... 

شهر هزار دستگی

من اینم و غرق خستگی آمده ام      /       ویرانم و از شکستگی آمده ام
از شهر یگانگی فراموشش کن       /       از شهر هزار دستگی آمده ام
بشناس مرا حکایتی غمگینم       /       افسانه تیره شبی سنگینم

...

اینجا که کسی به من بپیوندد نیست       /       صبحی که به روی ظلمتم خندد نیست

زنجیر فراوانه فراوان اما ... اما
چیزی که مرا به زندگی بندد نیست

من اینم و غرق خستگی آمده ام      /       ویرانم و از شکستگی آمده ام

 

از صادق نوجوکی دو تا آهنگ قدیمی هم در پست شماره 136 و 178 هست که می تونید گوش بدید. اما همیشه برای من این سوال هست که آیا آهنگها و زندگی های دوران دهه 60 قشنگ بودن یا اینکه خاطره هاشون قشنگش کرده و آیا روزی هم حسرت این روزهایی که الان داریم میگذرونیم رو خواهیم خورد یا نه ؟

همیشه پیش خودم فکر می کنم که واقعا زندگی پدر و مادرهامون در آن دوران راحتتر از الان بود و یا ما کوچک بودیم و از سختی های زندگی درکی نداشتیم یعنی سرمون توی بازی ها و دعواهای کودکانه خودمون بود ....

اما یک چیز رو خوب میدونم و اون اینکه زندگی امروزه بعضی از ما بچه های دهه 60 و البته تحصیل کرده پر از سختی و مشقتهاست.

 بگذریم ..........

 

نويسنده : امیررضااکبری : ٤:٠٠ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩٤
Comments نظرات () لينک دائم

آهنگ زیرخاکی شماره 13 - دهه 60

آهنگی رو که تقدیم دوستان می کنم در اواسط سالهای دهه 60 و ایام دهه فجر از برنامه کودک پخش میشد. گرچه در آن روزها کودک 6-7 ساله ای بیش نبودم ولی نمی دانم چرا هیچ وقت ارتباطی با این آهنگ برقرار نکردم .... 

 

            

            

            

            

 

 

تصاویر بالا از نماهنگ این آهنگ هست و هنوز هم از دیدن تصویر سیاه رنگ لاشخور احساس بسیار بدی پیدا می کنم . احساسی که بعد از گذشت 30 و اندی سال هنوز در ذهن و روان کودک درونم هست .... 

 

نظر شما چیست ؟

 

متن شعر در : 

ادامه مطلب
نويسنده : امیررضااکبری : ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۸ بهمن ۱۳٩۳
Comments نظرات () لينک دائم

آهنگ زیرخاکی شماره 8 - دهه 60

 

روزنوشت

بعضی هنرمندان ، خواننده ها و یا آهنگسازهایی هستند که می شود گفت امضای آنها روی تک تک آثارشان هست. یعنی با دیدن و یا شنیدن اثر هنری اش نیاز به منبعی برای شناخت صاحب اثر نیست و صادق نوجوکی آهنگساز و ترانه سرای ایرانی ساکن آمریکا یکی از آن هاست.

صادق نوجوکی کیست ؟ صادق نوجوکی سازنده بسیاری از آهنگهای شاخص هایده مثل " شب عشق - که امشب شب عشقه " یا یکی از خاطره انگیزترین آهنگها برای من " زندگی – چشمی به زدیم و دنیا گذشت " هست. من قصدی برای نوشتن بیوگرافی او ندارم چرا که کاملش در ویکی پدیا آمده.

اما ، من امروز یکی از معدود آهنگهای معروف او را که در 60 توسط خودش آهنگسازی و خوانده شده است را برای شما تقدیم می کنم :

 

دیگه از ما گذشت

از تو اصرار چرا ؟ از من اقرار چرا  /  دیگه از ما گذشت، اینو انکار چرا
خسته و بی گناه بی سرانجام شدم  /  با همه عاشقی وای چه بدنام شدم
من و تو کارمون بازی بود ، قصه و صحنه پردازی بود
عشق ما عشق نبود خیمه شب بازی بود

Download 

 

صــــــدای نوجوکی ، صدایی خاص و نوستالوژیک برای ما دهه پنجاه – شصتی هاست. یکی از زیباتریــــــن کارهای نوجوکی را قبلا در پست " آهنگ زیر خاکی شماره 1 – دهه 60 " قرار دادم که پیشنهاد می کنم بشنوید. این هم یکی از دیگر کارهای کمیاب اوست.

 

تا بعد .... بدرود

 

نويسنده : امیررضااکبری : ۱:۱۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٥ مهر ۱۳٩۳
Comments نظرات () لينک دائم

آهنگ زیرخاکی شماره 7 - دهه 60

 

به مناسبت هفته دفاع مقدس و آغاز سال تحصیلی جدید

 

28 سال پیش در همین روزها بود که آخرین کلاس ته سالن مدرسه آیت الله کاشانی شهرستان میاندوآب اولین کلاس درس من شد. 

اولین معلم من در کلاس اول ابتدایی ( 1365 ) خانم نجفی بودند که انشاالله هر کجا هستند به سلامت باشند. ایشان پسری داشتند به اسم اکبر ایمانی که در کلاس پنج ابتدایی ( 1369 ) مدرسه شهید اژدر صارمی همکلاس بودیم و چند سال پیش شنیدم که متاسفانه فوت شده اند و خانم نجفی هم حال روز خوبی ندارند و امیدوارم که این خبر صحت نداشته باشد.

کلاس درس بچه ها در دهه 60

از اولین روز مدرسه ، خاطره تقسیم گوسفندی کلاس ها را در خاطر دارم. یعنی بچه ها را چون احشام به صف کرده و مانند شمارش چهارپایان در دسته های 50-40 نفری جدا شده و هر یک به کلاسی هدایت می شدیم و نهایتا در همان کلاس اسممان را نوشته و معلممان معرفی میشد. از آن روزها داد و فریاد بچه های مهد کودک و پیش دبستانی ندیده ی آویزان به چادر مادرشان را هم در خاطر دارم .

از اولین روزهای آغاز سال تحصیلی چند آهنگی از برنامه کودک هم در ذهنم باقی مانده که آنها هم از حال و هوای دوران جنگ بی بهره نبودند :

مدرسه ها وا شده ، همهمه بر پا شده
....
کتاب و کیف و دفتر ، دست دختر و پسر
همه سوی مدرسه، هم قدم و همسفر
مدرسه سنگر ماست ، تفنگ ما قلمهاست
با جنگ می ستیزیم ، اسلام یاور ماست

 

از اولین روزهای آغاز مدرسه بچه های دهه 50-40 هم  چند آهنگی به یادگار مانده که یک از آنها را به همین مناسب با صدای " نازی افشار " تقدیم می کنم. ما که خاطره ای نداریم از این آهنگ ولی حتما برای بچه های آن دوره یه دنیا حس و حال است ...

یادم می یاد کوچولو بودم دلم می خواست همیشه  /  بزارنم به مدرسه مامان میگفت نمیشه
وقتی که 6 ساله شدی میزارمت دبستان  /  براب باباجون میخره کتاب و کیف و لیوان
...
م آ و م آ میشه ماما ، ب آ و ب آ میشه بابا
آموزگارم ، همه چی دادی یادم ، حالا دیگه حالا دیگه با سوادم

 

 

.......... جالب بود نه؟ ... پس تا برنامه بعد !!!

 

 

 


نويسنده : امیررضااکبری : ۸:٠۱ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱ مهر ۱۳٩۳
Comments نظرات () لينک دائم

آهنگ زیر خاکی شماره 6 - دهه 60

 روزنوشت

تا چندی پیش سایتی به نام " صدای کودکی من " در فضای مجازی وجود داشت که پر بود از صداهایی که به نوعی کودکی هایمان با آنها شکل گرفته بود ...

دیالوگهای ماندگار و آهنگ تیتراژ سریالها و کارتونهای قدیمی، اخبار پیروزی رزمندگان در جبهه های جنگ، صدای شخصیتهای کارتونی، بزرگان و سیاستمداران، موسیقی ها و آهنگهای قدیمی، همه و همه جزئی از این نوستالوژی ها بودند .


در این بین اما گاهی آهنگی آپلود می شد که گذشت زمان آنها را در گوشه ای کنج از ذهنمان به فراموشی سپرده بود. مثلا آهنگی که نماهنگش در سالهای پایانی دهه 60 توسط 3-4 تا پسر بچه به زیبایی و ظرافت تمام اجرا شده و به کرات از برنامه کودک پخش گردید. نماهنگی که روایت از فرزند شهیدی داشت که سراغ پدرش را از گنجشک و ماه و ستاره میگرفتگرچه به دلیل شرایط سنی ام در آن سالها هیچ گونه احساسی نسبت به شعر و آهنگ این ترانه نداشتم ولی امروز تمامی احساسات غریبی را که از این آهنگ می گیرم شاید در باز نشر کامنتهایی که در زیر آن پست نگاشته شده بود ، خلاصه شود ...


گنجیشک ناز و زیبا ، که میپری اون بالا
بال و پرت به رنگ خاک ، دلت مهربون و پاک
به من بگو وقتی که پر کشیدی ، بابام رو تو ندیدی ؟
دیدمش از اینجا رفت ، اون بالا بالا ها رفت
پیش ستاره ها رفت ، یواش و بی صدا رفت
...
ستاره آی ستاره ، پولک ابر پاره
خاموشی و می تابی ، بیداری و چه خوابی
به من بگو وقتی نور پاشیدی ، بابام رو تو ندیدی ؟
دیدمش از اینجا رفت ، اون بالا بالاها رفت
از اون طرف از اون راه ، رفته به خونه ماه
....
ماه سفید تنها ، که هستی پشت ابرا
نقره نشون کهکشون ، چراغ سقف آسمون
به من بگو وقتی که نور پاشیدی ،بابام رو تو ندیدی ؟
همینجا پیش من بود ، نموند و رفت زود زود
اون بالا بالا ها رفت ، بابات پیش خدا رفت
...
خدا چه مهربونه ، پیش بابام می مونه
گریه نمی کنم من ، که شاد نباشه دشمن

  

Download

 
×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××× 

 

سینا
وقتی که بچه بودم پدرای زیادی را دیدم که موقع رفتن به جبهه از بچه ها و خانواده هاشون خداحافظی می کردن وقتی بزرگتر شدم این تصاویرو توی تلویزیون دیدم ولی هیچوقت عظمت کار اونارا نفهمیدم تا اینکه خودم ازدواج کردمو خدا بهم یه پسر داد حالا اگه یه روز بخوام از اونا جدا بشم اگه فقط یه روز بخوام به یه ماموریت کاری برم اونوقته که با خودم فکر می کنم خدای من اونا کی بودن و چه روحی داشتن.

 

بی نام
من خیلی با این آهنگ ارتباط بر قرار میکنم . بعضی از ما پدرانشون را در اون سال ها از دست دادن و بعضی هم مثل من کودکیمون با انتظار کشیدن برای دیدن پدر گذشت.

 
bahar
این آهنگ تمام کودکی من بود.
وقتی‌ ۹ سالم بود این نمایشو توی مدرسه اجرا کردیم.من ماه بودم...
نمیدونم اون روز چند نفر دیگه مثل من اشکهاشونو قایم کردن که دشمن شاد نشه، ولی‌ امروز به جای همهٔ اون سال‌ها گریه کردم.

 
علی مرادی
چه دنیای اسرار آمیزی است دنیای اشک.


 
saeed ad
یادمه یه روز معلممون شغل پدرهامونو داشت میپرسید نوبت به یه دانش اموز که رسید اون گریه کرد ...

 

مرتضی 1364
من یه فرزند شهیدم
همیشه پیش خودم میگفتم چرا بچه های همسن من پدر دارن من ندارم ولی هیچ وقت حسرت نداشتنش رو نکشیدم ولی باور نمیکنید هنوز که هنوزه نمیدونم پدر یعنی چی نمیتونم تصورش کنم،نمیدونم باید چجوری با فرزندم باشم،باور کنید این آهنگ وقتی گوش میدادم میفهمیدم پدرم شهید شده ولی اشک نمیریختم اما حالا که دوباره گوش دادم اشکهام اصلا بند نمیاد اصلا دوست ندارم این آهنگ تموم بشه ...


 
shana
از اول تا آخرش گریه کردم.خیلی دوست داشتم دوباره آهنگش گوش بدم.ممنون


 
moshtaba1366
کدوم دهه شصتی میتونه این آهنگ رو گوش بده و گریه نکنه ؟؟؟؟
وقتی این آهنگ رو گوش میدادم میرفتم تو زیر زمین خونه مادربزرگم و توی تاریکی زار و زار گریه میکردم تا کسی اشکامو نبینه.بعد از مدتها که دوباره این آهنگ رو گوش دادم بی اختیار توی تاریکی سرمو روی پام گذاشتم و با همون صداقت کودکیم گریه کردم.گریه کردم.گریه کردم.


 
فطرت
اون زمان که این آهنگ از تلویزیون پخش میشد من کلاس چهارم دبستان بودم و پدرم به دلیل سکته قلبی تو بیمارستان بود. هرچندتا 14 سال بعد پدرم در قید حیات بود ولی این آهنگ منو به حال و هوای اون موقع برد که ناخوداگاه اشکم سرازیر شد.روح همه ی پدرها شاد.


 
سینا
عالی بود مرسی مرسی مرسی.عجب حس غریبی!!! چقدر خاطره انگیز! چقدر باهاش گریه کردم. می ترسم زیاد گوش کنم و اون حس غریب ازم گرفته بشه.


 
افتخار
الان برا بار بیستم گوشش دادم تصویراشم داره جلو چشمم رژه میره


 
nadoorka
واقعا این آهنگها اینقدر قشنگن !؟ یا خاطره هاشون قشنگشون کرده ؟ به هر حال اشک من رو که در آورد.


 
جعفر کارون
گریه نمیکنم من که شاد نباشه دشمن... ولى من کلى گریه کردم به یاد باباهایى که تو آسمونن. این آهنگ بدون شک یکى از معدود آهنگهاییست که نسل سومیها، با هر مرام و مسلکى که اینروزها دارن دورش جمع میشن و به یاد همدلى هاى گذشته و از دسترفته از ته دل گریه میکنن. از دوست عزیز که این اهنگ رو در اختیار بقیه قرار داد شدیدا تشکر میکنه، انشالله اجر شما با باباهایى که تو آسمونن...

 
robin
عالی... وقتی بچه بودیم غم بود ولی کم بود...

 

 

فاتحه برای تمامی پدرانی که به خاطر ما آسمانی شدند

 

نويسنده : امیررضااکبری : ٩:۱۱ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢۸ امرداد ۱۳٩۳
Comments نظرات () لينک دائم

موسیقی ملل - Cusco

موسیقی

گروه موسیقی آلمانی کوسکو ( Cusco ) که نامشان برگرفته از پایتخت امپراتوری اینکاها در کشور پرو می باشد، در سال 1979 تشکیل و اولین آلبومشان با نام "  Desert Island " در سال 1980 روانه بازار شد.

بیشتر آثار این گروه با تاکید بر موسیقی نواحی مختلف جهان و همچنین تلفیق آنان شکل گرفته است.

در میان نواهای زیبای این گروه دو آهنگ شاخص و معروف از آلبوم " 1985-1 Apurimac " وجود دارد که در سالهای پایانی دهه 60 و اوایل دهه 70 به کرات از رادیو تلویزیون پخش شده است.

 

                                                                                                                ( "Inca dance  ( 02:44 

                                                        

 

                                                                                                                ( "Ands           ( 03:51

                                                        

 

ترک پنج این آلبوم با نام رقص اینکا ( Inca dance ) و ترک نهم ، اندس ( Ands ) ، به شخصه برایم بسیار خاطره انگیزند. امیدوارم شما هم از این دو آهنگ بی کلام قدیمی لذت ببرید.

 

 

مطلب بعدی : سفر ترکیه 6 


  

نويسنده : امیررضااکبری : ٧:۳٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۱ خرداد ۱۳٩۳
Comments نظرات () لينک دائم

آهنگ زیر خاکی شماره 2 - دهه 60

رونوشت

آهنگ ای ساربان آهسته ران

در بهبوهه جنگ و ایامی که غیر از سنج و دهل و نی، ساز دیگری در اجرای سرودها و آهنگهای حماسی مربوط به جنگ، به کار نمی رفت، در اتفاقی بی سابقه و غیر منتظره، تلویزیون تصاویری از اجرای قطعه معروف، " ای ساربان آهسته ران کارام جانم می رود " را به روی آنتن برد و موجب حیرت همگان گردید.

 

شاید امروز برای کسانی که خاطره ای از آن سالها ندارند پخش آهنگی چون " ای ساربان " از تلویزیون امری عادی باشد و یا حیرت از پخش آن کاری بس مضحک و خنده دار، ولی آن روزها ارائه آثار موسیقایی فاخر و غیر مرتبط با جنگ، نشان دادن آلات و ادوات موسیقی، رهبر ارکستری که با چوب دستی اش در مقابل عده ای کثیری از مردم بر روی سن حرکات موزون انجام میداد و یا خواهران و برادرانی که اختلاط کرده و در پشت سر نوازندگان همخوانی می کردند، گناهی بس نابخشودنی به حساب می آمد و چه بسا فاعلان این فعل قبیح را  هم مجازاتی سخت در پیش بود !!!

 
آهنگ " ای ساربان " مهرداد کاظمی را بشنوید که از ساخته های بهمن ریاحی بوده و توسط ارکستر سمفونیک تهران به رهبری نادر مرتضی پور در پاییز سال 1366 اجرا شده است.
 
 


 

 
 
 

 

 ای ساربان
 

ای ساربان آهسته ران، کارام جانم می رود
وان دل که با خود داشتم، با دلستانم می رود

محمل بدار ای ساربان، تندی مکن با کاروان
کز عشق آن سرو روان، گویی روانم می رود
 
او می رود دامن کشان، من زهر تنهایی چشان
دیگر مپرس از من نشان، کز دل نشانم می رود
من مانده ام مهجور از او، درمانده و رنجور از او
گویی که نیشی دور از او، در استخوانم میرود
 
در رفتن جان از بدن، گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن، دیدم که جانم می رود
ای ساربان آهسته ران، کارام جانم می رود
وان دل که با خود داشتم، با دلستانم می رود

 

 

 


ادامه مطلب
نويسنده : امیررضااکبری : ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ ; شنبه ٥ بهمن ۱۳٩٢
Comments نظرات () لينک دائم

آهنگ زیر خاکی شماره 1 - دهه 60

 

روزنوشت

در سالهای پایانی دهه 60 که تقریبا با نوارکاست و آهنگ آشنا شده بودم ، آهنگی نظرم را جلب کرده بود که هیچ اطلاعی از خواننده و آهنگساز آن نداشتم ولی چون ملودی زیبایی داشت به نوعی برایم جذاب بود. جالب است بدانید که این آهنگ در اکثر نوارکاستهایی که به صورت گلچین به نوار فروش سفارش میدادیم گنجانده میشد.

به هر حال سالها گذشت و این آهنگ نیز چون بسیاری از اتفاقات ریز و درشت آن ایام در گوشه از ذهنم به فراموشی سپرده شد تا اینکه چندی پیش به طور اتفاقی به دستم رسید و تمام خاطرات شیرین و غریب دوران نوجوانی ام را برایم به ارمغان آورد که مجالی برای بیانش نیست. این آهنگ رو بشنوید شاید برای شما هم خاطره انگیز باشد.

 

 

 

 

 

بت شکن   

یه هم صدا بودم و همراه تو

یه عاشق و بنده درگاه تو
نگام نکردی که ببینی به کنارت منم
عزیز من غافل از این بودی که یارت منم

من تو رفاقت به تو دل باختم
بنده شدم از تو یه بت ساختم
من بخدا بت شکنت نیستم
وای تو نباشی دیگه من چیستم
تو بی وفا بودی و من مهربون
جدا ندیدی منو از دیگرون
این دل من عاشق تو از همه عالم گذشت
غصه نخوردم اگه عمرم همه با غم گذشت

 

  

پی نوشت :

 آهنگ آهنگساز و خواننده : صادق نوجوکی

شعر کامل در ادامه مطلب

ادامه مطلب
نويسنده : امیررضااکبری : ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٦ دی ۱۳٩٢
Comments نظرات () لينک دائم

شهید خردسال شلوار قرمز

 

روزنوشت

 

در سالهای آغازین جنگ، تلویزیون نماهنگی را از صحنه های نبرد رزمندگان پخش می کرد که به نوعی برایم رعب آور بود. ابتدای نماهنگ فردی با صدای خشن شعری را می خواند و بعد آهنگ شروع می شد. دلیل استرس ایجاد شده را نمی دانم ولی شاید تن صوتی و نوع گفتار خواننده متن برای من کمی سنگین بوده است.

اواخر تابستان سال 79 و همزمان با آغاز هفته دفاع مقدس ویژه برنامه از تلویزیون پخش می شد که به بررسی آثار سینمایی مرحوم رسول ملاقلی پور می پرداخت. مجری برنامه اکبرنبوی بود و میهمانش ملاقلی، که در میان نقد آثار خاطراتی نیز توسط ملاقلی از صحنه های جنگ روایت می شد.

او  یکی از آن خاطرات را اینگونه بیان کرد : " آقای سراج آهنگی داشت که از نظر شعری شور و حال جبهه و جنگ را داشت و من همراه آقای ؟ تصاویری که تازه از جنوب و مناطق جنگی گرفته بودیم به همراه این آهنگ آقای سراج نماهنگی را آماده کردیم که از تلویزیون پخش شد".

چند روز بعد خانواده ای دنبال سازنده این نماهنگ می گردند و نهایتا می رسند به مرحوم ملاقلی پور. قضیه از این قرار بود که در میان تصاویر این نماهنگ مزاری را در یکی از قبرستانهای آبادان یا خرمشهر دقیقا یادم نیست نشان می دهند که روی آن نوشته بود :

 

 " بچه شلوار قرمز ، حدودا 3 ساله " .

 

و ماجرا بدین صورت بوده است که کودک خردسال این خانواده در حین بمباران و هرج و مرج ناشی از حمله هواپیماهای عراقی مفقود می شود و پس از اتمام عملیات جنگنده ها ، تلاش خانواده برای یافتن وی به سرانجام نمی رسد تا نهایتا با دیدن همان تصاویر و مشخصات ذکر شده بر روی سنگ، گمشده شان را در حالی می یابند که در زیر خروارها خاک خفته بود.

بعد از توضیحات ملاقلی ، دوباره همان نماهنگ را پخش کردند :

 

  همپای جلودار

  

وقت است تا برگ سفر، برباره بندیم

دل بر عبور از سد خار و خاره بندیم

گاه سفر آمد نه هنگام درنگ است

چاوش می‌گوید که ما را وقت تنگ است

 

گاه سفر شد باره بر دامن برانیم

تا بوسه‌گاه وادی ایمن برانیم

وادی پر از فرعونیان و قبطیان است

موسی جلودار است و نیل اندر‌میان است

  

 

 

و من دیدم که این همان آهنگ ترسناک دوران کودکی من است به اسم " همپای جلودار " با صدای حسام الدین سراج و شعری از حمید سبزواری که دکلمه اولش را هم فرج الله سلحشور گفته است.

    

 

نويسنده : امیررضااکبری : ۱:٤٠ ‎ب.ظ ; شنبه ٦ مهر ۱۳٩٢
Comments نظرات () لينک دائم

شب بخیر کوچولو

روزشمار

     شب بخیر کوچولو    دانلود      "04:36  -  128kbit/sec     

 

" به نام خدای مهربون خدای ابر و آسمون خدای شاپرکها خدای باد و بادبادکها سلام عزیزای دلم سلام گلهای خوشگلم سلام به روی ماه همه شما امیدوارم حال همگی تون خوبه خوب باشه ..... "

شب بخیر کوچولو خواب خوش ببینی

گنجشک لالا سنجاب لالا

آمد دوباره مهتاب لالا

لالا لالا لالایی لالالالایی لالالالایی

گل زود خوابید مثل همیشه 

قورباغه ساکت خوابیده بیشه

لالا لالایی لالالالایی لالا لالایی لالا لالایی

جنگل لالا لالا برکه لالالا

شب بر همه خوش تا صبح فردا

شب بر همه خوش تا صبح فردا

 لا لا لالایی لا لا لالایی لا لا لالایی لا لا لالایی

21 سال پیش در چنین روزی برابر با دوم تیرماه سال 1369 برنامه ای در ساعت 9 شب به روی آنتن صدای جمهوری اسلامی ایران رفت که بی شک با ترانه لالایی اش برای همه ما کودکان دیروز و پدر و مادرهای امروز آشناست. برنامه به یاد ماندنی " شب بخیر کوچولو " با اجرای خانم مریم نشیبا و ترانه زیبای لالایی با صدای مخملی پرشات پیروزکار 8 ساله و شعر مصطفی رحماندوست شاعر شعرهای دوران کودکی ما ...

گرچه در زمان پخش برنامه سن و سال من در حدی نبود که قصه های کودکانه آن برایم جذابیت زیادی داشته باشد ولی با این حال گه گاهی به خاطر ترانه لالایی هم که بود برنامه را گوش می کردم و همین امر موجب شد تا امروز با شنیدن این آهنگ یک حس غریب نوستالوژیکی تمام وجودم را فرا بگیرد و یاد دوران کودکی ام و قصه های مادربزرگم بیفتم که هر شب با آنها غرق در رویاهای کودکانه می شدم و تمام اتفاقات و ماجراهای قصه همانند فیلم از جلوی چشمانم می گذشت. قصه هایی که همیشه یک مفهوم را در ذهن تداعی می کرد ، بدی و بدکاران همیشه محکوم شکستند و خوبی و پاکی و انسانیت پیروز میدان است. مفهومی که شاید در جامعه امروز ما دیگر آن معنی سابق را نداشته باشد .

به هر حال پخش برنامه شب بخیر کوچولو از سال 1369 به مدت 15 سال ادامه داشت تا اینکه در سال 1384 با تصمیم مدیران وقت مبنی بر اینکه دیگر تاریخ مصرف قصه و برنامه گذشته است تعطیل شد و به مدت 5 سال ادامه داشت تا اینکه دوباره تصمیم به احیای برنامه گرفته شد و نهایتا اولین برنامه از سری دوم آن با همان آرم و لوگوی برنامه و گویندگی خانم نشیبا در تاریخ 1/8/89 و در همان ساعت پخش قبلی به روی آنتن رفت ....

علاقه مندان و کودکان دیروز می توانند همه روزه این برنامه را به یاد دوران کودکی خودشان از ساعت 20:45 به مدت 15 دقیقه از طریق رادیو سراسری روی موج AM ردیف Khz 900 بشنوند و یا از طریق وب سایت رادیو سراسری، صفحه شب بخیر کوچولو به برنامه ها دسترسی داشته باشند .

 

 

 شب بخیر کوچولو    بشنوید      "04:36  -  40kbit/sec

 

 

 

نويسنده : امیررضااکبری : ٧:۱۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢ تیر ۱۳٩٠
Comments نظرات () لينک دائم

یاد دوران کودکی

روزنوشت

 

 

 

 

  یاد دوران کودکی   دانلود  

به قول استاد شهریار :

من گوردویوم کاروان چاتیپ کوئچوبدی ...... اون کاروانی که من دیده بودم رسیده و  رفته

گئچیب گئدیب ، گئدر گلمـــــز یولــلارا ...... رد شده ، رفته ، دیگـه بر نمی گرده به راهها

تــوزی قـونوب بـو داشــــــلارا کولـــلارا ...... گـــــرد و خاکـــش مونده رو بوته ها و سنگها

 

و آن کاروان همان عمر ماست و گرد و خاکش ، خاطرات ما ، و آن خاطرات با نسیمی زنده شوند و آن نسیم چه باشد که اخگر یاد ها را شعله ور کند و آن یاد دوران کودکی ست !

 

برای ما ! 

مدرسه موشها

با کپل و دم دراز و گوش دراز

با سرمایی ، نارنجی و عینکی

با موش موشک ، معلم ، آشپز باشی

پینوکیو ، واتو واتو

هادی هدی و آق بابا

خانوم حنا ، باربا پاپا

زنبه با اون ناز و ادا

علی کوچولو ی قصه مون

با حوض بلبلی اون باغچه ی گل گلی یه اون

از طاقچه ی خونش بگم از جبهه و باباش بگم

علی کوچولو ی قصه ها مونده دیگه اون دور دورا

بازم برم به اون زمون !

تا برسم به خونه مادربزرگ و گربه ی مخمل اون .

از کنار خونش بگم بوی گل دشت هاش بگم

اون خونه مادر بزرگ !

هزار تا ، قصه داره شادی و غصه داره

از خونه مادر بزرگ و صاحبش ، نوک طلا و هاپو کومارش

هر چی بگم بازم کمه

می خوام بگم از رادیو ، با شب بخیره کوچولو !

جنگل لا ، لا لا

برکه لا ، لا لا

شب بر همه خوش تا صبح فردا

لالا لالایی ، لالا لالایی

لالا لالایی ، لالا لالایی

دلم گرفت از این زمون شکوه زدم به آسمون

تا که بگم با این زبون از کارتون های اون زمون

می خوام دیگه تموم کنم این همه آه و غصه رو

تا پاک کنم از گونه هام اشکای دونه دونه رو

 

توضیح فایل : فایل صوتی تدوین شده ای ، شامل لوگوهای آغازین و پایانی کارتونهای واتو واتو پرنده اسرار آمیز بر روی صدای استاد شهریار ، مدرسه موشها ، پینوکیو ، حنا دختری در مزرعه ، خانواده ی دی ، علی کوچولو ، جنگل لالای شب خیر کوچولو ......

ظرفیت فایل : 155 کیلو بایت -  "2:26 با فرمت wma

 

نويسنده : امیررضااکبری : ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٦ مهر ۱۳۸٦
Comments نظرات () لينک دائم

علی کوچولو

روزنگار

 

 

 

در آستانه سوم خرداد ، سالروز آزادی خرمشهر قرار گرفته ایم . هر چند خواستم مطلبم در رابطه این موضوع باشد ولی بهتر دیدم چیزی بنویسم که یاد و خاطرات آن دوران برایمان زنده شود والا با نوشتن از روند عملیات و حرف و حدیث های تکراری نمی توان تجدید خاطره کرد .

شاید برای من و دوستان هم سن و سالم آهنگ علی کوچولو یکی از خاطره انگیزترین آهنگها باشد چرا که دیگر نه از کودکی ما خبری هست و نه از حال و هوای جنگ و آن روزگاران و همین آهنگ هست که می تواند تصویر روشنی از گذشته مان را در مقابل دیدگان ما قرار دهد .

 

 خوب دوستای هم سن و سال من !

 

علی کوچولو که یادتون هست همون پسر 5 – 6 ساله ای که عصای دست مامانش بود ، برای خونشون نون می خرید ، سبزی می خرید برای پرنده ها آب دونه میداد یادتونه ؟

خونه داشتن ، حوض داشتن ، یه باغچه قشنگ پر گل و کوچولو داشتن ....

تازه باباش هم رفته بود جبهه اگه یادتون باشه ولی نمی دونم آخرش شهید شد یا نه .....

مطمئنم شما هم مثل من یادتون هست . من هم اون موقع هم سن علی کوچولو بودم و الان علی کوچولو 26 ، 27 سالشه و بی هیچ نشانی و اثری از خودش به خاطرات ما پیوسته و اون دور دورا مونده

 

  

   علی کوچولو   دانلود

 

لی لی لی لی لی 

لی لی لی حوضک

علی کوچولو این مرد کوچک

علی کوچولو تو قصه ها نیست

مثل من و توست اون دور دورا نیست

نه قهرمانه نه خیلی ترسو

نه خیلی پر حرف نه خیلی کمرو

خونشون در داره ، دره خونشون کلون داره حیاط داره ایوون داره

اتاقش طاقچه داره ، حیاطش باغچه داره ، باغچه ای داره گل گلی

کناره حوضش بلبلی ، لای لای لای

لی لی لی حوضک

لی لی لی لی لی

این مادرشه ، مادر علی

مامانه خوبش چه مهربونه

علی کوچولو اینو می دونه

اینم باباشه ، چه خالییه جاش

رفته به جبهه خدا به همراش

علی کوچولو ، چه خوب و نازه

واسمون داره ، حرفهای تازه

 

خوب دوستای خوبم می دونم شما هم با شنیدن این آهنگ رفتید به دوران بچگی خودتون و غمگین و گریان شدید درست مثل من .....

 

 این پست در تاریخ ١/٧/١٣٨٩ ویراش شد

نويسنده : امیررضااکبری : ٢:٤٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱ خرداد ۱۳۸٦
Comments نظرات () لينک دائم