تاریخ جهان و تقویم تاریخ

jhvdo [ihk , jr,dl jhvdo

سفر ترکیه - کاخ اسحاق پاشا

 سفر ترکیه

تعطیلات خرداد امسال فرصتی پیش آمد تا سفر دو روزه ای به شهر ارزروم ترکیه داشته باشیم. دلیل این انتخاب هم در وهله اول خنکی آب و هوای آن در خرداد ماه به دلیل ارتفاع 1900 متری از سطح دریاهای آزاد بود و دوم خرید های تابستانی ....

طبق برنامه ریزی که انجام داده بودیم بایستی در ساعت 7:30 تا 8:00 در پایانه مرزی بازرگان می بودیم تا پس از واریز عوارض 1000 تومنی شهرداری و 25000 تومنی عوارض خروج از کشور به ازای هر نفر، از مرز رد شویم و روی همین برنامه نیز نصف شب راه افتادیم و حدود ساعت مقرر در مرز بودیم.

اما در زمان کنترل برگه ی عبور ( کاپوتاژ ) خودرو اعلام داشتند که چون این خودرو در طول کمتر از سه ماه از آخرین خروج خود ، دوباره قصد عبور از مرز را دارد، باید اظهارنامه سوختی برای خودرو پر شود و ممیز شرکت نفت نیز مبلغ 350.000 تومن بابت باک پر و با احتساب قیمت سوخت در ترکیه جریمه تعیین کرد که چاره جز پرداختنش نبود. ماجرا هم گویا از این قرار است که می خواهند با افزایش قیمت بنزین و کاهش فاصله قیمت آن با ترکیه ، جلوی قاچاق سوخت را بگیرند که تا حدودی می تواند کارساز باشد.

 به هر حال پس از عبور از مرز با انبوه کامیونهایی مواجه شدیم که در دو ردیف و به طول تقریبی 5 کیلومتر در صف ورود به ایران بودند.



طبیعت مسیر
 

در سفر قبلی گفتم که بنایی به اسم کاخ اسحاق پاشا در شهر Doğubeyazıt وجود دارد که به دلیل ذیق وقت امکان بازدید مهیا نشد ولی این بار فرمان ماشین رو به طرف جنوب شرقی شهر بایزید گرفتیم :

+

موقعیت جغرافیایی در گوگل ارث

پس از طی 3-4 کیلومتری رسیدیم به کنار کاخ والی استان بایزید به اسم " İshak Paşa Sarayı " و اینبار هم درب ورودی بسته بود. در مورد کاخ اسحاق پاشا می توانید به " گزارش سفر ترکیه 1 " مراجعه کنید. به هر حال از فرصت استفاده کرده و تعدادی عکس از بنا گرفتم :



نمای سر در ورودی

در سمت چپ درب ورودی شیر سنگی نسبتا بزرگی مرا به تعجب واداشت ... البته نه اینکه هنر فوق العاده ای در طبعش به کار رفته بود ، بلکه متعجب از این بودم که چگونه این همه سال از دست دزدان و غارتگران در یک چنین محیط خلوتی جان سالم به در برده است. چه بسیار از این شیرهای سنگی که در ایران به دست بی وجدانان وطن فروش به سرقت رفته و هر از چند گاهی در گوشه و کنار جهان و موزه های اجانبه سر در می آورند :

 

کمی دورتر اما ، قبرستانی قدیمی نظرم را جلب کرد :

آنچه از این قبرستان دستگیرم شد این بود که افرادی که امروز در این خلوت و زیر خروارها خاک آرمیده اند شاید روزگاری از صاحبان و مقربان این قصر سلطنتی بوده اند و ناخداگاه دوبیتی باباطاهر عریان یادم آمد که گفته :

به گورستان گذر کردم کم و بیش      /      بدیدم حال دولتمند و درویش
نه درویشی به گوری بی کفن ماند      /      نه دولتمند برد از یک کفن بیش

 اما کمی آنطرفتر دو مسجد قدیمی وجود دارد که به سویشان می روم. در حال نزدیک شدن به مسجد هستم که از دوردست آخرین عکس رو از İshak Paşa Sarayı میگیرم : 

اما در مسیر و میان سنگلاخهای کنار جاده جنبنده ای چون برق میجهد و من بلافاصه عکسی میگیرم :

بعد از چکاندن شاتر، روی عکس گرفته شده در ویزور دوربین زوم میکنم و اون بنده ی پشمالوی خدا را می بینم :

 اسمش را نمی دانم چه بود ولی تا زمانی که من می توانستم ببینمش، همین طور مرا می پایید تا مبادا به قصد تناولش به سویش حمله ور شوم .

بنای بعدی که 200 متری از کاخ پاشا فاصله دارد به Ahmed-i Hani در زبان ترکی و به  Ehmedê Xanî در گویش کردی معروف است. 


آنچه از تابلوی نصب شده در درب ورودی بنا که به زبان ترکی نوشته شده بود دریافتم این بود که  شیخ احمد خانی ( 1707-1650 ) از فیلسوفان قرن 17 بوده و به چهار زبان ترکی ، کردی ، فارسی و عربی مسلط بوده است. 

 


 پرتره شیخ احمد خانی

دیگر فرصتی نمانده و باید هرچه زودتر راه بیفتیم تا سر موقع در ارزروم باشیم اما قبل از حرکت یک عکس هم از لانه ای درختی که برای پرندگان ساخته اند، می گیرم :

 

ادامه دارد ...

 

 

 

 

نويسنده : امیررضااکبری : ٦:٤۸ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٤
Comments نظرات () لينک دائم

سفر شیراز 5 - سرای مشیر

 

سفر شیراز 5

بعد از دیدن خانه زینت الملک قوامی رفتیم به سمت سرای مشیر ... 

سرای مشیر بنایی  هشت ضلعیست در جنوب بازار وکیل و شمال بازار مشیر که از ساخته های دست معماران دوران فتحعلی شاه قاجار است. فتحعلی شاه دومین پادشاه سلسله قاجار ، برادرزاده آقامحمدخان قاجار، پدر محمدشاه و پدربزرگ ناصرالدین شاه قاجار بود. امروز آنچه ما در مورد فتعلیشاه می دانیم تنها نامی ننگین برجای مانده از دو عهدنامه ترکمنچای و گلستان است اما در دوران آقامحمدخان قاجار ، فتحعلیشاه یکی از جنگجویان و فرماندهان لایق و رشید وی بوده است و آنچنان در فتوحات خوش درخشید و لیاقت نشان داد که نهایتا به جرگه معتمدین درآمد و سپس به جانشینی یکی از بزرگترین و قدرتمندترین پادشاهان ایران انتخاب شد. ولی اما پس به قدرت رسیدن تمامی خلق و خوی نیکویش به لودگی و زن بارگی تغییر یافت  و آن شد که امروز ما از او میدانیم ....

فتحعلی شاه قاجار

اما بازار و سرای مشیر توسط شخصی به نام میرزا ابوالحسن خان سیوندی معروف به مشیرالملک دوم وزیر و والی فارس احداث گردید. میرزا محمدعلی سیوندی ( مشیرالملک اول ) و پسرش میرزا ابوالحسن ( مشیرالملک دوم ) منشا خدمات بسیاری در شهر شیراز و استان فارس بودند. ساخت چندین مسجد، آب انبار، حمام، کاروانسرا، تیمچه و سرا در بازار از خدمات خاندان مشیرالملک است.

پس از اینکه به بازار مشیر و سرای معروفش رسیدیم آخرین رگه های نور خورشید به خاموشی گرایید و روشنایی چراغهای مغازه ها زیبایی محیط را دو چندان کرد. خواستیم که از زیبایی این سرای زیبا نیز عکسی تهیه کنیم که با فاجعه تمام شدن بطری دوربین ذوق و شوق عکس اندازی نیز چون نور خورشید به خاموشی رفت. اما لذت گشت گذار در مغازه های طبقه بالا تلخی این اتفاق را از بین برد.

 

از آنجایی که عاشق عتیقه جات هستم و طبقه فوقانی این سرای دلگشا نیز پر از عتیقه فروش بود ، یک دل سیر تمام مغازه ها را زیر رو کردم آنچنان که خستگی بر همسر مکرمه چیره شده فرمود : تو که این همه عاشق عتیقه هستی باید زنی مثل زنان عتیقه ی قاجاری میگرفتی ...

و چون اصولا سر به سر همسر گذاشتن و عصبانی کردنش از کارهای ناجوانمردانه و لاینفک ماست ، گفتم البته چون من بد سلیقه نبوده و نیستم حتما انتخابی غیر آنچه مد نظر توست ، داشتم ...

خلاصه مزاحی کردیم و چون فرصتی داشتیم تا صرف شام ، رفتیم سمت امامزاده شاهچراغ ... امامزاده شاهچراغ را برای اولین بار در سال 1381 و زمانی که برای کنفرانس مهندسی برق دانشگاه شیراز رفته بودیم دیدم و چون در آن شب دعای توسل نیز در آنجا در حال برگزاری بود یک حالت خاص و معنوی غیرقابل وصفی وجود داشت.

در بدو ورود به صحن امامزاده گفتند که بانوان باید چادر به سر کنند و ما ماندیم که در این اوضاع و احوال چادر از کجا پیدا کنیم ؟ که دستفروشی گفت : چند نفری دوره گرد هستند که در این اطراف چادر اجاره میدهند چند دقیقه صبر کنید پیدایشان میشود .... 

که البته لحظاتی بعد بانویی آمد و همان طور شد که دستفروش میگفت و 10هزار تومنی گرفته و چادری داد و گفت : بعد از برگشتنتان 2 هزار تومن کسر کرده و بقیه پولتان را پی میدهم. خلاصه عجب کاسبیی راه افتاده از برکات این امامزاده شاهچراغ برای عده ای نان آور و سرپرست خانوارهای بی بضاعت احیانا ....

++

بنا بر اعتقاد شیعیان سید احمد بن موسی کاظم، پسر ارشد امام موسی کاظم ( امام هفتم شیعیان ) که در راه پیوستن به برادرش امام رضا ( ع ) در خراسان بود به دست ماموران مامون خلیفه عباسی در شهر شیراز به شهادت رسید و در این مکان دفن شد ...

عکس زیر را قاچاقی از داخل آرامگاه و ضریح امامزاده شاهچراغ گرفتم ...

اما یکی از اتاقهای اطراف حرم امامزاده شاهچراغ مدفن آیت‌الله سید عبدالحسین دستغیب است که پس از انقلاب به عنوان نماینده مردم شیراز در مجلس خبرگان رهبری و امامت جمعه شهر شیراز انتخاب شد. 

شهید دستغیب در خانه ای محقر و ساده که بی شباهت به خانه اجداد طاهرینش نبود ، زندگی را بسر می برد و از هرگونه تجملات و مظاهر فریبنده دنیا پرهیز می نمود در میان مردم بود و این امر را سعادتی انکار ناپذیر می دانست.

آیت الله دستغیب نهایتا در روز جمعه 20 آذرماه سال 1360 در حالی که عازم نماز جمعه بود با انفجار بمب عامل انتحاری منافقین به شهادت رسید ...


 منبع تعدادی از عکسها : اینترنت

 

نويسنده : امیررضااکبری : ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٠ اسفند ۱۳٩۳
Comments نظرات () لينک دائم

سفر شیراز 4 - خانه زینت الملک

 

سفر شیراز 4

باغ نارنجستان را ترک گفتیم تا حضور زینت الملک قوامی در اندرونی شرفیاب شویم اگر که نگهبانان قصر اجازه دهند ....

با حاجیه خانم همسر مکرمه به درب اندرونی باغ نارنجستان می رسیم که اندک فاصله ای با بیرونی دارد یعنی کوچه ای حائل بین اندرونی و بیرونی است .... نزدیک عصر است و من بیم آن دارم که زینت الملک خانم قوامی در یکی از زاویه ها یا شاه نشینها در حال استراحت باشد و ما را راهی به داخل اندرون نباشد .... 

در دروازه اندرونی دو سرباز تفنگ به دست سالهاست خدمت زینت ملک را می کنند و می بینیم که دروازه اندرونی را بسیار مشابهتی است با بیرونی آن ....

به آرامی و احتیاط از دروازه رد می شویم که مبادا به تیغ برران نگهبانان و یا تیر تفگ سربازان گرفتار آییم ولی اما سکوتی سنگین در فضا حاکم است که ناگاه چشممان به جمال  نگهبانی می افتد و با اندک وجهی اجازه شرفیابی میدهد ... از آنجا می گذریم و وارد حیاطی می شویم بس سر سبز و دلگشا ....

ولی باز همه جای این سرای دل نواز را ، در سکوتی سنگین و دل آزار می یابم ..... با خود می گویم پس ملازمان و نوکران و کنیزان را چه شده .... نکند آنان نیز در خواب و استراحتند ... !!!

در همین حین کسی را یافته می پرسیم کجایند صاحبان و ملازمان و نوکران که به خنده می گوید : کجایی کاکو ؟ .... از حرفش به خود می آیم و در می یابم که آنان قرنیست در خوابند و باید این ساعت را در یابم ولی اما مگر میشود در چنین جایی گشت و صدای قدمها و خنده ها و گریه های گذشتگان را نشنید ... مگر می شود به دیوارها گوش نکرد ... 

  

در گشت و گذار در حیاط با صفای این منزل به ناگاه نمای اصلی در نظرم آشنا می نماید و به یاد می آورم که بخشهایی از فیلم داش آکل مسعود کیمیایی با بازی بهروز وثوقی را در این باغ مصفا فیلم برداری کرده اند و بی درنگ از همان زاویه ای که 40 سال پیش لنز دوربین قرار داشت عکسی میگیرم :

 

خانه زینت الملک در فیلم داش آکل - 1350

 

خانه زینت الملک از همان نما - 1390

این فیلم بر اساس داستان داش آکل از کتاب سه قطره خون نوشته صادق هدایت ساخته شده است. داش آکل لوطی معروف و با مرام شهر شیراز در این فیلم یک دل نه هزار دل ، دلباخته دختری به نام مرجان می شود و چون ازدواج با دخترک را به علت سن زیاد خود، دور از مردانگی می‌داند ، ترتیب ازدواج او را با یکی از خواستگارانش می‌دهد ...

 

مرجان فیلم داش آکل

فیلم نهایتا با مرگ قهرمان داستان ( داش آکل ) و کاکا رستم دشمن داش آکل به پایان می رسد. عکس زیر میهمانان مراسم ازدواج مرجان را نشان میدهد و در عکس بعدی ، همین مکان را 40 سال بعد از این واقعه می بینید ...

1352

1390

چون فرصت زیادی نداریم باید هر چه سریعتر همه جای این بنای قدیمی را بگردیم و بی درنگ راهی اتاقهای تو در توی این مجموعه زیبا می شویم. در یکی از اتاقها ، بنر کوچکی نصب شده و در آن سال ساخت این اثر را 1290 هجری قمری و پایان آن را 1302 هـ.ق ذکر کرده اند . 

این بنای زیبا علاوه بر گجبری ها و آینه کاری ها و نقاشی های زیبا بیش از 20 اتاق دارد که همگی به هم راه دارند و سقف چوبی آنها با تصاویر زیبایی از حیوانات و گل و بوته نقاشی شده است :

کف راهروها نیز از کاشی های خوش رنگ و لعابی پوشیده شده است که در مجموع طرح و نقش فرشی زیبا را تشکیل می دهد ....

پس از گشتی در اتاقها ، به زیر زمین می رویم که روزگاری مایحتاج زندگی و آذوقه مردمان این خانه قدیمی را انبار میکردند و امروز موزه بنیاد فارس شناسی هست که تندیس بسیاری از بزرگان و ادبای خطه فارس را در خود جای داده است. متاسفانه به دلیل تاریک بودن فضا نتوانستم عکس قابل توجهی تهیه کنم. اما دو تندیس در اینجا نظرم را جلب کرد یکی تندیس خود زینت الملک قوامی است :

زینت الملک قوامی دختر حبیب الله خان قوام ( قوام الملک چهارم ) و خواهر ابراهیم خان قوام ( قوام الملک پنجم ) و همسر فروغ‌الملک بوده‌ است. خاندان قوام الملک از نسل حاج ابراهیم‌خان کلانتر هستند که در دوره‌های مختلف به عنوان والی و کلانتر در شیراز و فارس حکومت می‌کرده‌اند ...

تندیس دوم اما تندیس مردیست که تمام برنامه های رژیم بعث و صدام حسین را برای برگزاری اجلاس غیر متعهدها با جانفشانی خود نقش بر آب کرد. در تاریخ 5 تیرماه سال 61 نامه ای محرمانه از وزیر امور خارجه علی اکبر ولایتی به رئیس جمهور وقت سید علی خامنه ای ارسال می شود :


در این نامه تاکید شده بود که سرنوشت کنفرانس و اجلاس سران عدم تعهد را یک حرکت نظامی روشن می کند و شهید عباس دوران همان کسی بود که فانتوم F4 آسیب دیده خود را که دیگر امکان برگشتنش نبود در تاریخ 30 تیرماه سال 1361 به هتل محل اقامت مهمانان اجلاس کوبید :


شهید عباس دوران

از شهید دوران تنها تکه‌ای از استخوان پا به ایران بازگشت که در ۱۰ مرداد ۱۳۸۱ خانواده وی آن‌ را طی مراسمی رسمی با حضور مسئولان کشوری و لشکری، خانواده و بستگان در شیراز به خاک سپردند و ما امروز تنها افتخارمان این است که با تندیس چنین مرد بزرگی عکس یادگاری بگیریم.    :(

 

دیگر وقت رفتن است و باید رفت ....

 


نويسنده : امیررضااکبری : ۳:۳٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٤ بهمن ۱۳٩۳
Comments نظرات () لينک دائم

سفر شیراز 3 - نارنجستان قوام

سفر شیراز 3

گفتیم که ارگ کریمخان زند را با خاطرات تلخ و شیرین گذشتگانش ، به حال خود رها کرده برای صرف نهار رفتیم  ....

پس از صرف نهار در خانه معلم و کمی استراحت قرعه بازدید به نام موزه نارنجستان قوام و خانه زینت الملک قوامی افتاد.

با استفاده از نقشه ای که از قبل تهیه کرده بودیم شناسایی مسیرها بسیار راحت بود و نهایتا با یک مسیر تاکسی در مقابل موزه نارنجستان قوام پیاده شدیم و این بار نیز با مشاهده سیمها و کابلهای برقی که با زیبایی غیر قابل وصفی از مقابل سر در آن آویزان شده بود، بسیار مسرو شده و بسی لذتها بردم !!!

     

سر در ورودی موزه


پس از پرداخت وجه بلیط و ورود به حیاط موزه که در مالکیت دانشگاه شیراز است چنین نمایی خواهید دید :

     
                 

 

باغ قوام که امروزه به نام موزه نارنجستان مشهور است مابین سالهای 1257 تا 1267 و دوران حکومت ناصرالدین شاه قاجار توسط " علی محمد خان " یا قوام الملک دوم و پسرش محمد رضا خان در زمینی به مساحت 3500 متر مربع و زیربنایی برابر با 940 متر مربع احداث شده است.

 

 ناصرالدین شاه قاجار

 

 نمای کلی

 

باغ قوام در دوران قاجار ، بیرونی بوده و با اندرونی آن ، خانه زینت الملک قوامی که با فاصله یک کوچه از هم در ضلع غربی اش قرار دارد توسط دالانی زیر زمینی در ارتباط بوده که بخش بیرونی برای برگزاری جشن ها و تشریفات و بازدیدها و پذیرایی از میهمانان کاربرد داشته است.


بخشی از کاشی کاری ضلع جنوبی

 

عمارت نارنجستان بعدها برای مرکز انستیتوی بنیاد آسیایی تحت سرپرستی پروفسور آرتورابهام پوپ خاورشناش شهیر امریکایی تخصیص و توسط دانشگاه شیراز به وضع آبرومندی مجهز و تعمیر گردید. در جریان انقلاب صدماتی به این منزل وارد می‌شود و ایوان قسمت شرقی آتش گرفته و تخریب می‌شود بطوریکه دیگر مانند اول قابل مرمت نبوده است.

      

نمایی از تزئینات سقف ، اتاق کار و مبلمان شخصی پرفسور آرتور

 

بعد از انقلاب همزمان با جنگ تحمیلی خانواده‌های جنگ زده در آنجا ساکن شده و باعث بوجود آمدن صدماتی می‌گردند .... امروزه بخش زیر زمین این بنا به موزه اشیای عتیقه تبدیل شده است که متاسفانه عکس قابل توجهی از این بخش تهیه نکردم ولی نکته اینجاست که ظروف چینی و سفال لعابداری که در این قسمت به نمایش درآمده حقیقتا هر بیننده ریز سنجی را مسخ می کند. چون تزئینات گل و تصاویر هندسی چنان با کیفیت و زیبایی ترسیم شده و چنان لعابکاری گردیده اند که گویی همین الان با پیشرفته ترین دستگاهای و بهترین کوره های پخت سفال ساخته شده اند .... و این هم از هنر مشرق زمین و چینیان باستان است ... که مهد چنین هنرهایی بوده است ...

  

ورودی موزه ( زیر زمین )

 

بخش زیر زمین ( عکس اینترنت )

 

گشت و گذار ما در مجموعه نارنجستان تقریبا پایان یافته و قصد دیدار از اندرونی  را نیز داریم اگر که غلامان و نگهبانان زینت الملک اجازه شرفیابی بدهند ....

 

نويسنده : امیررضااکبری : ٥:٠۱ ‎ب.ظ ; جمعه ۳ بهمن ۱۳٩۳
Comments نظرات () لينک دائم

سفر شیراز 1 - دروازه قرآن

سفر شیراز 1

دوازده سال پیش در همین روزها بود که برای شرکت در پنجمین کنفرانس دانشجویی مهندسی برق دانشگاه شیراز عازم این شهر شدیم. گرچه این سفر دومین سفرم به این شهر بود ولی چون اولین آن در دوران کودکی بود، چیزی در خاطر ندارم. به هر حال اولین جایی که از این شهر دیدم، دروازه قرآن بود. ولی دروازه قرآن دوران کودکی من با تفاصیلی که پدرم داشت اندکی متفاوت بود :

دروازه قرآن دوران کودکی ام

دروازه قرآنی که من دیدم

دروازه قرآن در دوران حکومت آل بویه و زمامداری عضدالدوله دیلمی ساخته و قرآنی در آن قرار داده شد تا مسافران با گذشتن از زیرش متبرک شوند. این بنا در دوران حکومت کریم خان زند با افزودن یک طبقه بر بالای آن مورد مرمت و بازسازق قرار گرفت و دو جلد قرآن بزرگ نفیس، به خط سلطان ابراهیم بن شاهرخ تیموری، در آن جای دادند که بعدها به موزه پارس منتقل شدند.

گزند زمان و بلایای طبیعی اما تیشه بر ریشه این بنا در دوران قاجار زده و در اثر زلزله صدمان زیادی به بنا وارد شد که توسط که " محمد زکی خان نوری " والی فارس و داماد فتحعلی شاه قاجار، مرمت و بازسای گردید :

 دروازه قرآن در زمان قاجاریه

دروازه قرآن در دوران ناصرالدین شاه

اما سرنوشت دروازه قرآن به اینجا ختم نشد و توسط رضاخان قلدر که پس از کودتا قدرت مطلق را از آن خود میدید و کمر همت به تخریب آثار باستانی ایران به نام تجدد بسته بود ، در سال 1315 تخریب و بنای جدید در سال 1328 و به فاصله کمی از بنای کهن ساخته شد و این بنایی که ما الان داریم در حقیقت قدمتی بیشتر از پهلوی دوم ( محمد رضا شاه پهلوی ) ندارد :

دروازه قرآن در دوران پهلوی دوم

دروازه قرآن امروز

به هر حال بعد از اینکه از کنار دروازه قرآن رد شدیم، رسیدیم به میدان قرآن :

 میدان قرآن

مهدی نوروزی و ایرج پسر خاله من که رابطین کنفرانس بودن ، از اتوبوس پیاده شدن برای پرسیدن آدرس دانشگاه. بعد مهدی برگشت تو اتوبوس گفت : " طرف میگه برید فلکه گازو !!! ". تا این رو گفت هممون زدیم زیر خنده ، که راننده اتوبوس گفت بابا منظورش فلکه " گاز " هست. شیرازی ها به آخر بعضی کلمات " واو " اضافه میکنن ...

بعد از اینکه چند بار دور خودمون چرخیدیم برگشتیم همان میدان قرآن و از خیابان " ربانی شیرازی " مستقیم رفتیم به میدان " +++ " که خوابگاه دانشگاه شیراز آنجاست. بعد از هماهنگی رفتیم توی محوطه خوابگاه ارم و مقابل ساختمان اداری پیاده شدیم تا کارت ورود و خروج و ... را بگیریم.

خوابگاه ارم

اولین لحظه ای رو که از ماشین پیاده شدم هیچ وقت یادم نمیره ... یک محوطه سرسبز و زیبا با درختان نخل بلند و گلهای رنگارنگ که تعداد زیادی پروانه داشتند دورشان می چرخیدند و بعدش آمدند و دور سر ما که روی چمن ها نشسته بودیم ،چرخیدند.

تحویل اتاق ها از ظهر همان روز تا اواخر شب طول کشید. صبح روز بعد در چند جلسه از ارائه مقاله دوستان شرکت کردیم و چند تایی عکس در سالن دانشگاه هم گرفتیم :

ردیف ایستاده : سمت چپ نفر اول و دوم ، ایرج قشلاقی و مهدی نوروزی

ردیف نشسته : سمت چپ نفر چهارم محمد حسین ورچه هست و پیدا کنید من را !!!


بعد از صرف نهار در سلف سرویس خوابگاه ، رفتیم داخل شهر برای دیدن ارگ کریمخانی که یادگار دوران حکومت کریمخان زند هست. این ارگ در خیابان .... واقع شده و در اولین نگاه تحسین هر گردشگری را بر می انگیزد ....

ارگ کریمخان زند

بعد از پیاده شدن از تاکسی و یک مقدار پیاده روی رسیدیم به ضلع جنوبی ارگ کریمخان که کج بودن یکی از برج و باروهای آن نظرمان را جلب کرد و معلوم بود که نشست برج در اثر سست بودن پی آن اتفاق افتاده است .... خلاصه رفتیم سمت درب ورودی ارگ :

درب ورودی

با نشان دادن کارتهای کنفرانس به رایگان رفتیم داخل محوطه. توی پرانتر ذکر این نکته ضروریست که با هماهنگی نهادهای مرتبط و مسئولین وقت ، تمامی آن 3000-2500 دانشجویی که برای شرکت در کنفرانس آمده بودیم ، از تمامی ابنیه های باستانی و امکانات عمومی به صورت رایگان استفاده کردیم که واقعا جای تقدیر  و تشکر داشت.

خلاصه رفتیم داخل ساختمان و در مقابلمان حیاط بزرگی نمایان شد :

حیاط و حوض ارگ کریمخان زند

بادگیری را که در عکس بالا مشاهده میکنید در سال 1381 وجود نداشت. در سفرم سوم ( 1383 ) که به همراه خانواده رفته بودیم ، در حال ساخت بود و در سفر چهارمم ( 1390 ) که همراه همسرم برای شرکت در کنفرانس دانشجویی برق و کامپیوتر دانشگاه آزاد واحد نیریز رفته بودیم ، دیدم که ساخت سازه تمام شده  و اینچنین نمایی به خود گرفته است. عکس بالا در آخرین سفرم ثبت شده است ....

 

همراه ما باشید تا در پست بعد داخل ارگ را به اتفاق هم بگردیم و حضور کریم خان زند و لطفعلی خان شرفیاب شویم ....

 

 

نويسنده : امیررضااکبری : ٦:٤٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩۳
Comments نظرات () لينک دائم

سفر ترکیه 1

بخش اول

 

در ابتدا بایستی عرض کنم که عبور از مرز بازرگان با دشواری زیادی همراه شد. به طوری که از 3 بامداد روز اول فروردین تا ساعت 13:30 همان روز برای عبور از مرز علاف و سرگردان بودیم. گروه ایرانی گناه را بر گردن طرف ترکیه ای انداخته و این همه اتلاف وقت را به عدم تحویل خودروها از جانب ترکیه نسبت می داد. در حالی که پس از عبور از سمت ایران با اندک زمانی از مرز ترکیه گذشتیم و این ادعای طرف ایرانی تقریبا می شود گفت که کذب بود و ناهماهنگی ، کاغذ بازی ، گرفتن انواع و اقسام امضاها و بازرسی ماشین ها و پر کردن فرم اظهار نامه وسایل موجود در ماشین و واریز عوارض خروج از کشور همه و همه موجب این همه اتلاف وقت شده بود.

پس از عبور از درب مرزی و طی 20 کیلومتری ، در سمت راستمان کوهی جالب و بلند نظرمان را جلب می کند :

راهمان را ادامه میدهیم و با طی 25 کیلومتر دیگر می رسیم به شهر "Doğubeyazıt  ". اینجا شهریست مرزی، نامرتب، با جاده و آسفالتهای درب و داغون. پس از پرس و جو غذاخوری تر و تمیزی را برای صرف نهار می یابیم که هیچ شباهتی به سر و وضع شهر ندارد. پس از صرف نهار راه می افتیم ولی به دلیل ذیق وقت نمی توانیم از بنای قدیمی " İshak Paşa Sarayı " بازدید کنیم ولی عکس بنا را در زیر ببینید :

کاخ اسحاق پاشا، قصریست از دوره عثمانی که ساخت و ساز آن از تاریخ 1685 توسط Colak Abdi Pasha والی استان بایزید ترکیه آغاز شد و توسط پسرش " اسحاق پاشا " ادامه یافت و نهایتا توسط نوه اش محمد پاشا به اتمام رسید. بر اساس کتیبه موجود در روی درب آن، ساخت بخش حرمسرای بنا توسط پسرش اسحاق در سال 1784 به اتمام رسیده است.

در ادامه راهمان از شهر  Ağrı و Eleşkirt میگذریم و سپس برای استراحتی کوتاه توقف می کنیم. یکی از نکات جالب توجه این کشور یا حداقل این مسیر، طبیعت بکر و جاده های کم تردد هست و می توان با کمال آرامش رانندگی کرده و از طبیعت و مناظر آن لذت برد. این عکس را در توقف کوتاهی که کنار جاده داشتیم گرفتم :

پس از اندک استراحتی راه می افتیم و در گرگ و میش هوا میرسیم به ورودی شهر Erzurum . ورودی شهر هیچ شباهتی به ورودی شهرهای ایران ندارد. نه خبری از حاشیه نشینی هست و نه خبری از وانت و چرخ دستی و گاری های میوه فروشان دقیقا عین ورودی های شهرمان ارومیه !!!

می رویم به مرکز شهر. در اینجا بر خلاف تصورمان با ترافیک سنگین و انبوه خودرو های سواری مواجه می شویم و بوق های کر کننده. همه جای شهر با بنر های " اردوغان " و رقبایش تزئین شده است و ماشینها با سرعت و موسیقی تند و بلند و عده ای با پرچمهای ترکیه در حال تردد هستند. جای سوزن انداختن نیست. پلیس هم نمی تواند کاری از پیش ببرد. همه خودروها در میادین و چهارراه ها در هم تنیده شده اند. آنها را پشت سر میگذاریم و دنبال هتل میگردیم. اولین هتل، دومین هتل ، سومین ، چهارمین، پنجمین ..... خبری از اتاق خالی نیست. علت را جویا می شویم که می گویند امروز جناب اردوغان نخست وزیر ترکیه در اینجا سخنرانی داشته و طرفدارانش از دوره و اطراف برای میتینگ تبلیغاتی ایشان آمده اند و می فهمیم که دلیل این همه سر و صدا و نبود اتاق خالی در هتل هم همین بوده است. خلاصه با مکافات فراوان در یکی از هتل های خیابان جمهوریت ساکن می شویم. صبح روز بعد هم ترافیک سنگین است و ماشینها در حال تبلیغات که یکی از آنها را با دوربینم شکار می کنم :

در شهر ارزروم بیشتر از مراکز خرید، مساجد بزرگ و بناهای قدیمی سنگی  خودنمایی می کند. تقریبا در مرکز شهر  ارزروم و خیابان جمهوریت دو بنای سنگی قدیمی وجود دارد که یکی به نام " Yakutiye Medresesi " به عنوان موزه و دیگری به نام " Lala Şahin Paşa Medresesi " با کاربری مسجد استفاده می شوند. متاسفانه امکان بازدید از داخل بنا ها میسر نشد.

این هم عکسی از بنای Lala Şahin Paşa Medresesi

بنای دیگری که نماد شهر ارزروم نیز هست در انتهای خیابان جمهوریت و روبروی قلعه تاریخی ارزروم واقع شده و به " Çifte Minareli Medrese " یعنی " مدرسه جفت مناره " مشهور است. به دلیل بازسازی و حصار کشی اطراف مسجد و همچنین ضد نور شدن، عکس قابل توجهی نتوانستم بگیرم و به همین دلیل این عکس را از اینترنت قرار دادم :

این هم چند عکسی از بنای قلعه و حصار تاریخی شهر ارزروم که به دروازه تبریز مشهور است  :

 

با ما همراه باشید ... 

 

 

نويسنده : امیررضااکبری : ٦:٥٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩۳
Comments نظرات () لينک دائم

سرزمین فرهادان گمنام،کندوان

یکی از جاذبه های طبیعی استان آذربایجان شرقی در روستایی به نام کندوان نهفته است. روستایی چند هزار ساله و منحصربه فرد ...

برای رفتن به کندوان بایستی مسیر تبریز به آذرشهر را پیمود و از طریق ورودی شهرجدید سهند راه شهر اسکو را در پیش گرفت و با طی مسیری 10 دقیقه ای به اسکو رسید. اسکو همان شهریست که در دولت احمدی نژاد و زمان هدفمند سازی یارانه ها ، در بخش خبری 20:30 نشان دادند که چگونه مردمانش با اصلاح الگوی مصرف ، قبوض آب و برق و تلفن و گاز را به صفر و حتی زیر صفر رسانده اند !!!

شهر اسکو دارای باغات زیادی بوده و گردو محصول اصلی این منطقه می باشد، گرچه می توان خشکبار تولید شده به روش سنتی را هم به آن اضافه کرد. نان سنتی اسکو هم در منطقه آذربایجان معروف است. در سفری که بیست و اندی سال پیش به اسکو داشتم، به واقع نانها به روش سنتی و کاملا طبیعی طبخ می شد ولی امروز دیگر خبری از آن تنورها و طعم و بوی خاص آن نانها نیست و جای خود را به ماشینهای صنعتی داده و نابود شده اند.

یکی از جاذبه های طبیعی این شهر، درخت چنار چند هزار ساله ایست که این روزها وضعیت خوبی را سپری نمی کند و نسبت به دو سه سال پیبش که دیده بودم بسیار کوچکتر شده است و این طور که من دیدم چیزی به پایان عمرش باقی نمانده است.

از اسکو رد می شوم و راه کندوان را در پیش می گیریم. در میانه راه می رسیم به روستای مدفون در دل کوه حیله ور. با ورود به دخمه های زیر زمینی این روستا به واقع می شود پی برد که این سازه های کنده شده در دل کوه غیر اغل گوسفندان و معدود خانه هایی برای حفاظت از آنان کاربری دیگری نداشته است.

این هم تعدادی عکس از نمای داخلی این آثار :

راهمان را ادامه می دهیم و می رسیم به روستایی با خانه های کله قندی سنگی. جایی یافته و اطراق می کنیم. وضعیت امروز کندوان با 20 و اندی سال تفاوت بسیاری دارد. باغات حاشیه رود را صاف کرده و تبدیل به پارکینگ کرده اند. مثلا چشمه معروف روستا سابقا در محلی بود که در عکس سمت راست وانتی پارک شده است .حالا اداره منابع طبیعی و سازمان میراث فرهنگی این قدر کنترل کرده اند وای به روزی که دستشان از این منطقه کوتاه شود و این زمین خواران و دلالان به همه چیز ، چه بلایی که بر سر این گنجینه های طبیعی و فرهنگی نمی آورند. ساختمان های آجری جدید هم که واقعا برای چهره این روستای بی نظیر سنگ تمام گذاشته اند و صدچندان بر زیبایی آن افزوده اند !!!

بار و بندیلمان را زمین می گذاریم و راه می افتیم سمت روستا و کوچه پس کوچه های آن و می رسیم به خانه سنگی حاج احمد که در گوشه دنجی قرار گرفته است. پیرمردی حدودا 70 ساله و شکسته. دعوت گرمش را می پذیریم و برای دقایقی مهمان خانه اش می شویم. از سر و وضع خانه اش می شود نبود زن خانه را بی هیچ سوال و جوابی فهمید.می گوید همسرش چهار پنج سالی می شود که فوت کرده و اکنون به تنهایی زندگی می کند. پسرانش هم ساکن تبریز شده اند و هفته ای یکبار به دیدنش می آیند.

کل لوازم و اثاث منزلش در یک رادیوی قدیمی ، فرشی کهنه ، صندوقچه و بخاری هیزمی قدیمی و یک یخچال خلاصه می شود. از خانه اش می پرسیم که می گوید از پدرش به ارث برده و او نیز از پدرش و پدرش نیز از اجادش. زمان ساختش را هم نمی داند ولی می گوید که یکی دوتایی از خانه ها را جدیدا در انتهای روستای ساخته اند و به اصطلاح نوساز هست. می آییم بیرون خانه اش. از اتاق بالایی خانه اش می پرسیم که می گوید سالها پیش زلزله ای آمده و راه ورودی آن را تخریب کرده است و نیازی به استفاده و ساخت آن نداشته است.

خداحافظی می کنیم و راه می افتیم طرف دیگر روستا. از خودم می پرسم که این مردمان ساده و خونگرم چقدر دل بزرگ و مهربانی دارند که سالهاست انواع و اقسام آزار و اذیت گردشگران خوب و بدی که برای دیدن زندگی خصوصی آنان می آیند تحمل کنند و خم بر ابرو نمی آورند.

یکی دو خانه دیگر را هم سرک می کشیم و ابزار آلات قدیمی مورد استفاده در سالهای گذشته این روستا را هم می بینیم و می آییم پایین برای صرف نهار.

پس از صرف نهار و اندکی استراحت، گردشی در طرف دیگر رودخانه می کنیم و پس از گرفتن چند تایی عکس، می رویم بالای کوه روبروی روستا برای بهتر دیدن منظره آن.

اگر آمدید اینجا و از بالای این کوه به تماشای منظره بدیع این روستا ننشتید قطعا عمرتان را در این سفر بر باد فنا داده اید. این عکس پانوراما را هم با دوربین تلفن همراه از بالای این کوه گرفتم . عکس بزرگتر را از اینجا ببینید.

دیگر غروب آفتاب نزدیک است و با شرایطی که در این سفر داشتیم صلاح نبود شب را مهمان روستای کندوان باشیم و نهایتا مجبور به برگشتن شدیم .....

 

پی نوشت :

عکس نان تزئینی هست

تاریخ سفر : خرداد ماه 1391


 

نويسنده : امیررضااکبری : ٤:۱۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢ بهمن ۱۳٩٢
Comments نظرات () لينک دائم

محسن و حجر

سفرنامه 3

 

در نزدیکی مقام راس الحسین ، و بالای تپه زیارتگاه دیگری وجود دارد که به مقام محسن ابن حسین معروف است . محسن پسر امام حسین بوده است که در زمان اقامت اهل بیت حسین  (ع) در کلیسایی که شرح آن در پست قبلی گذشت ، به دلیل آزار و اذیت یزیدیان ، سقط می شود و او را در این مکان دفن می کنند .

 

 

پس از زیارت بقعه محسن بن حسین به طرف دمشق راه افتادیم . در نزدیکی شهر دمشق زیارتگاه حجر بین عدی قرار دارد که او نیز از یاران با وفای امام حسین بوده است که در عکسهای پایین مشاهده می کنید .....

 

 

نويسنده : امیررضااکبری : ۱٢:٥٢ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۳ تیر ۱۳۸٧
Comments نظرات () لينک دائم

راس الحسین

سفرنامه 2

 

زیارتگاه راس الحسین در شهر حلب سوریه واقع شده و همان مکانی ست که سر مبارک امام حسین و اسرا در آنجا برای مدت کوتاهی نگه داشته شده است .

 

 

ماوقع جریان بدین شرح است که این مکان کلیسایی بود و راهبی مسیحی در آن اقامت داشته است . زمانی که اسرا و سر ایشان به این مکان آورده می شود ، راهب مشاهده می کند که از سر مبارک امام نور به آسمان بر می خیزد . با اصرار و خواهش و پول فراوان موفق می شود برای مدت کوتاهی سر امام حسین را به امانت بگیرد . سپس آن را روی سنگی که مشاهده می کنید قرار داده و غسل میدهد . سپس شهادتین خوانده و مسلمان می شود .

 

 

در عکسهای ردیف بالا ، سمت راست نمایی از حیاط و در سمت چپ نمای بیرونی بنا را مشاهده می کنید . عکس میانی در پایین همان سنگی هست که راهب مسیحی سر امام حسین بر روی آن قرار داده بود . عکس سمت چپ خود مقام و عکس سمت راست یک بچه عرب بانمکی بود که از پدرش خواستم اجازه دهد از او عکس بگیرم و اینکه به نظرم پدرش بیشتر از بیست و یکی دو سال نداشت ....

 

نويسنده : امیررضااکبری : ٩:۳٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸٧
Comments نظرات () لينک دائم

مقام ابراهیم خلیل الله

سفرنامه 1

 

اولین جایی که کاروان زیارتی توقف کرد ، شهر ŞANLIÜRFA ( شانلی اوورفا ) واقع در کشور ترکیه بود . این مکان همان جایی است که گویا حضرت ابراهیم خلیل الـ... را به وسیله منجنیق به آتش افکندند و بنا به دستور خداوند ، آتش تبدیل به گلستان شد و حضرت ابراهیم را در بر گرفت .

 

ماهی های سیاه

نمایی از قلعه

 

خاکسترهای به جا مانده به دستور خداوند تبدیل به ماهی های سیاهی شد و اکنون در همان مکان در داخل برکه گذران زندگی می کنند . اهالی منطقه بر این باورند که هر کسی که آن ماهی ها را بگیرد و صرف کند به مرضی لاعلاج گرفتار آید و عاقبت هلاک شود !!!

 

مسجد

پایه های منجنیق

 

دو عکس بالایی ماهی های سیاه و قلعه ای را نشان می دهد که ابراهیم در آنجا اسیر بوده است . عکس پایینی سمت راست مسجدی در نزدیکی همان محل را نشان می دهد و عکس سمت چپ نمایی دیگر از قلعه را نشان می دهد که دو ستون در آن دیده می شود و روایت می کنند که ستون ها ، همان ستونهای منجنیق می باشد .

نويسنده : امیررضااکبری : ٥:٥٠ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٠ خرداد ۱۳۸٧
Comments نظرات () لينک دائم

باغچه جوق

روزنوشت

تعطیلات عید امسال برای بار دوم فرصتی پیش آمد تا گشتی در شهرهای اطراف ماکو و رود ارس بزنیم و دیداری هم از بنای باغجه جوق سردار ماکو داشته باشیم .            

نمای روبرویی عمارت

عمارت باغچه جوق شهرستان ماکو در یکی از خوش آب و هواترین نقطه شهر بنا شده که اقامتگاه تابستانی و ییلاق مرتضی قلی خان ، والی ماکو بوده است . عمارت فوق دارای اتاقهایی متعدد می باشد که هر کدام از آنها در نوع خود منحصر به فرد و جالب است . اشیایی نظیر میز و صندلی های ، مبل های زیبا و نفیس ، چینی دستشویی منحصر به فرد ، میز آینه ، کپی فرمانها و دستورات دربار مظفری به والی ماکو و احکام صادره مرتضی قلی خان و تعدادی عکس از خود سردار و پدرش و مادر و همسرانش ، از تزئینات موزه بودند .               

 

نمای پشی عمارت

ولی اما : وضعیت نگهداری و بازسازی بنا در حد وحشتناکی قرار داشت . به طوری که گوشه سقف یکی از اتاقهای آن سوراخ شده و آب برف و باران در یکی دو سال گذشته موجب شسته شدن کاه گل سقف شده است که در نتیجه گل و لای حاصل از دیوار به پایین سرازیر شده و کاغذ دیواری های مخملین سرخ رنگ آن را از بین برده است . در یکی دو تا از اتاقهای دیگر هم وضعیت تقریبا چنین بود . یادگاری های نوشته شده بر روی در دیوار ها هم که جای خود را در چنین بناهایی به طور قطع دارند و لازم ذکر مجدد نیست !!!!                 

کالسکه سردار ماکو

عکس وسط : سردار ماکو

اتاق صورتی !

سایر اشیا هم چندان وضع مطلوبی نداشتند و گرد و خاکی به اندازه یک وجب هم در بعضی نقاط قابل مشاهده بود . از کاتالوگ و مشخصات بنا خبری نبود جز یک تابلوی فلزی معمولی که در ورودی حیاط اصلی نصب شده بود . راهنمایان محترم نیز هیچ اطلاعات جامع و به درد بخوری نمی دادند . فضای سبز قسمت کوچکی از محوطه عمارت مورد رسیدگی قرار گرفته بود و بقیه درختان همان طور به حال خود رها شده بودند . صاحبان املاک محوطه بیرونی عمارت برای سود جویی یا هر چیزی که اسمش را بگذاریم اقدام به ساخت آلاچیق های به اصطلاح سنتی کرده بودند که به هر چیزی شبیه بودند جز استراحت گاه سنتی !!!    

!!! ؟؟؟

مبلمان

دفتر کار سردار

 

من واقعا نمی دانم چرا مسئولین امر استان و شهرستان ماکو اجازه چنین ساخت و سازهایی را در اطراف چنین بناهایی را می دهند و لطمات جبران ناپذیری را به زیبایی محیط اطراف آنها می زنند ؟ واقعا جملگی بیاییم به دور از هرگونه تعصب میهن پرستی و وطن خواهی به این بیندیشیم که آیا واقعا سایر ملل مترقی هم اینچنین از آثار و بناهای تاریخی خودشان محافظت می کنند ؟

نويسنده : امیررضااکبری : ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳۸٧
Comments نظرات () لينک دائم

St. Stephanus church

St. Stephanus church

 

Stephanus was one of the Christian believers begin martyred .He was symbol of firm pious men who got the title of "Nakhavga" means the first martyr.

To remember him, the church called St. stephanus. The church is located in the 19 km of west side of jolfa at qezel vang village .the building of the church is situated inside a castle and all the existing monuments of the complex are called " Vang saint stephanus ". aithough religious ceremonies done in the church ,it has been a place of gathering scholars , calligraphers , painters , illuminators , philosophers , authors , historians , and scientists .

 

The original data the church is not known. Believes differ about its date , some date back to the beginning of Christianity but other believe that it dates bask to safavi era . the architectural style , materials , and ornaments show that like other churches such as tateous , it constructed between 10th-12th centuries .  its architectural style is composition of urartian ,Parthian , and roman known as Armenian . the monument has been restorated several times.

 

Once , it was reconstructed in 1827 by regent mirza in the 30 year wars of iran and Russia . dare sham village bought and devoted to the church simultaneously with the restoration . the devotion has been described on the entrance inscription in farsi . the complex has 4 parts , church , old church monastery , and its fence .the interior part of chapel ornamented with delicate paintings on plaster done in safavi and qajar eras . the designs are arabesques and angels with 6 wings .inside the church is in the cross shape and composed of porch , chapel , and alter. There are 3 chapels inside the monument belonging to Qajar era.

 

 

 The exterior walls of Church covered with carvings , arches , and moqarnass. Also on the 4 exterior walls , there are beautiful cameos in which on the east side , St stephanus , being stoned to death , on the west , Crossing the Christ , on the north Ascending of the Christ , and on the south Christ is in the bosom of Madonna.  

 

 

نويسنده : امیررضااکبری : ٤:۱۳ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٩ فروردین ۱۳۸٧
Comments نظرات () لينک دائم

عمارت چهلستون قزوین

روزنوشت

 

چند روز قبل ، فراغتی حاصل شد تا از بنای چهلستون قزوین بازدید کرده و عکس اندازی کنیم !

عمارت چهلستون قزوین در مهر ماه 1383 و همزمان با برگزاری کنگره میر عماد قزوینی به عنوان موزه خوشنویسی بازگشایی و مورد بهره برداری قرار گرفت . این بنا با مساحتی بالغ بر 500 متر مربع کوشک کلاه فرنگی شاه تهماسب صفوی بوده که در دو طبقه و با تالارها و اتاقهای کوچکی ساخته شده است .

عمارت چهلستون در یک روز زیبای پاییزی

مجموعه مرحوم حاج احمد صالحی ( خواهر زاده عماد الکتاب ) شامل دست نوشته های کتاب کمیته مجازات ، شناسنامه و رسم الخط عماد الکتاب و ... که در سال 1381 به رایگان هدیه موزه خوشنویسی قزوین شده نیز از آثار ارزشمند این موزه است . کهنترین اثر خوشنویسی موجود در این موزه متعلق به دوره سلجوقی است که سوره مبارکه حمد به خط کوفی بر روی پوست آهو نوشته شده است .

نقاشی های دیواری آن نمونه ای از هنر نگارگری مکتب قزوین است که شهرتی جهانی دارد . در این موزه علاوه بر آثار خوشنویسان قزوینی ، قطعات نفیسی از هنرمندان برجسته ایران همچون میر علی هروی ، سلطان علی مشهدی ، علیرضا عباسی ، ترابا ، محمد شفیع ، میرزا غلامرضا اصفهانی ، میرزا کاظم تهرانی ، میر حسین خوشنویس باشی ، محمد ابراهیم تهرانی ، میرزا اسد ا... شیرازی ، گلستانه ، درویش ، آقافتعلی حجاب ، احمد نیریزی ، محمد هاشم بغدادی و ... لوازم خوشنویسی ، مهر و اسناد تاریخی نگهداری و ارائه می شود که در نوع خود بی نظیر و منحصر به فرد است .

توضیحات : تاریخ بازدید روز جمعه 23 آذر 1386 بوده و عکس در روز دوشنبه 26 آذر 1386 توسط برادرم گرفته شده است .

 

نويسنده : امیررضااکبری : ۱:٠٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٦
Comments نظرات () لينک دائم

سفر نامه

روزنوشت

 

مرداد ماه امسال با دو نفر از دوستان عزم سفر به شمال استان آذربایجان شرقی را کردیم و طبق برنامه ریزی ، قرار بود شب را در محوطه بیرونی کلیسا خرابه ( کلیسای سنت استپانوس ) و چادر بمانیم که مسئولین محترم اجازه آن را ندادند . به ناچار پس از بازدید از کلیسا و گرفتن چند عکس راه آسیاب خرابه را پیش گرفتیم . عکسهای زیر مربوط به کلیسا خرابه می باشد :

 

نمای بیرونی

نمایی از دور

داخل کلیسا

  

در مسیر برگشت از کلیسا نهار ( املتی که من درست کردم ) را در کنار رود ارس و زیر درختی که قتلگاه تعداد زیادی خرچنگ ، که ناجوانمردانه به دست مرغ ماهیخواری که در آن اطراف پرسه میزد میل شده بودند ، صرف کردیم . این هم عکسهاش !

 

اسکلت خرچنگها

خرچنگ تو خالی !

لانه خرچنگ نگونبخت

   

عکس سمت راست از خود رود ارس و کوههای جمهوری نخجوان ، عکس وسطی از کاروانسرای خواجه نظر در کنار رود ارس و کوهی که در عکس سمت چپ دیده می شود ، همان کوه معروفی هست که می گویند کشتی نوح بر روی آن نشسته است . این کوه الان جزئی از خاک ارمنستان بوده و در مسیر جلفا  سیه رود و آسیاب خرابه قابل مشاهده است .

   

رود ارس

کاروانسرای خواجه نظر

کوه

  

خلاصه بعد از خوردن نهار رفتیم آسیاب خرابه و بعد از بازدید از مکان و گرفتن عکس وسایل سفر را از ماشین پیاده کرده و بردیم سمت دره و در کنار چشمه آب ، چادر زدیم . اما چنان بادی در داخل دره می وزید که بستن چادر با طناب به سنگها اجتناب ناپذیر بود و لذا همان کار را کردیم  . بعد هم لباسهامونو عوض کرده مثل همیشه ، تیپ زدیم با تیشرت و شلوارک و کتونی . بنازم به این مملکتی که به لباس پوشیدن آدم گیر نمی دن ....... بگذریم .... !!!؟؟؟

     

هوا کم کم تاریک شده و مجبور به تامین روشنایی شدیم . موتور برق ، روشن و سیم و لامپ و پریز هم جهت تامین روشنایی و برق سیستم صوتی در داخل چادر مهیا شد . به غیر از ما یک اکیپ از آدمهای ناجور هم پایین تر از ما بودند که کمی آسایش و امنیت ما را سلب کردند . به هر حال منظره چادر ما از دور به رنگ بنفش و درخشان در میان دره ، تاریکی و سکوت مطلق غیر قابل توصیف بود . صدای موسیقی ملایم بی کلام ، به همراه شرشر دلنواز آب چشمه و صدای جیرجیرک ها در هم آمیخته و روح آدمی را به وجد می آورد . تخته سنگ صافی را پیدا کرده و روی آن دراز کشیدم و به آسمان نگاه کردم . وای خدای من ! آسمان چقدر زیبا و قشنگ بود ! تا بحال آسمان را آنچنان صاف و پر ستاره ندیده بودم  ولی این دل خوشی زیاد طول نکشید و آن لذت سرشار با خاموش شدن موتور برق در هم شکست و هرچه تقلا کردیم لعنتی روشن نشد که نشد .

  

به ناچار تمامی آن وسایل را که در سه چهار مرحله و سه نفری پایین برده بودیم یکجا جمع کرده و آمدیم بالای دره ( عجب بار سنگینی بود !!! ) تا در آنجا بخوابیم که دیدیم پر است از عقرب سیاه و رتیل های بزرگ و انواع و اقسام جک و جونورهای موزی و خطرناک ! . لذا مجبور به برگشتن به داخل شهر جلفا و استراحت در پارک شدیم .تعداد زیادی هم مثل ما در آنجا چادر زده بودند که به گمانم سرنوشتی همچون ما گریبان آنها را هم گرفته بود . بدک نبود ولی قابل مقایسه با اونجا هم نبود به هر حال صبح روز بعد هم برگشتیم تبریز ولی واقعا خوش گذشت . این هم عکسهای آسیاب خرابه :

 

 

جایی که چادر زده بودیم

نمایی دیگر از آبشار

بچه ها زیر آبشار

 

  

 

آبشار

آبشار

نويسنده : امیررضااکبری : ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٦
Comments نظرات () لينک دائم

اندر احوالات کندوان !

روزنوشت

 

روستای کندوان یکی از جاذبه های گردشگری استان آذربایجان شرقی و شهرستان اسکو می باشد . اینجانب تا بحال چهار بار به آن روستا رفته ام که بار اول در سال 1367 ، 1382 و دو بار هم سال 1386  بوده است . وضعیت ظاهری کندوان نسبت به 19 سال پیش و یا حتی نسبت به سال 82 خیلی تغییر کرده بود . خانه های اجری و مغازه ها در طرفین خیابان بقدری زیاد شده بود که تقریبا می توان گفت دیگر روستای صخره ای قابل مشاهده نبود .

اهالی روستا به دلیل فقر مالی ، کاربری ساختمان ها را عوض و به فروشگاه صنایع دستی تبدیل کرده بودند که البته وسایل و لوازم را از تبریز تهیه کرده و در همان مکانها به عنوان صنایع دستی تهیه شده در کندوان به فروش می رساندند ! هتلی هم از کندن همان صخره های آهکی درست کرده و با استفاده از سنگهای مورد استفاده در پی ساختمان پله و سنگ فرش شده بود تا مثلا اصالت روستا حفظ شود و صد البته که عالی هم عمل کرده بودند ...!!!؟؟؟

 

هر دو طرف رودخانه ای را که از وسط روستا عبور می کند را به طرز ناجور و کریهی هموار و آلاچیقهایی از داربست فلزی زده و به عنوان غرفه از آنها استفاده می شد . پلی سنگی نه چندان زیبایی هم ساخته شده و طرفین را به هم متصل می کرد . زمینهای اطراف رود از درخت و باغ تقریبا صاف شده و به عنوان پارکینگ مورد استفاده قرار می گرفت . زمین پر بود از آشغال و کثافات مسافرین و به اصطلاح گردشگرانی که برای لذت بردن از طبیعت آن آمده بودند . به هر حال بلا نسبت دوستان ! شعور و فرهنگ ما ایرانیان به جرات می توانم بگویم که 500 سال از اروپا عقب است و این ناهنجاری های اجتماعی ، فرهنگی و .... شامل تمامی نقاط ایران می شود نه یک نقطه خاصی از آن .

 

روستایی که شاید در هیچ جایی از دنیا لنگه آن پیدا نشود ولی اینچنین با ندانم کاری مسئولین و مسافرین و ... اصالت خود را از دست داده به چیز بی هویتی بدل شده است و فکر نمی کنم دیگر بتوان زیبایی و بکر بودن منطقه در بیست سال پیش را برگرداند . ای کاش هیچ وقت ، پای مسافر و گردشگری به چنین جاهایی باز نشود . بازدید از مکانی که منجر به ویرانی آن می شود به هیچ وجه قابل توجیح نیست . لازم به توضیح است که روستای مدفون شده حیله ور در نزدیکی کندوان که با زلزله ای در زمانهای دور از بین رفته و مدفون شده بود اکنون با همکاری سازمان میراث فرهنگی استان در حال خاکبرداری بوده و قسمتهای زیادی از آن از دل خاک بیرون آورده شده است که در عکسها مشاهده می کنید .

 

عکسها توسط گوشی نوکیا مدل N73 گرفته شده است . در صورتی که به عکسی با کیفیت و ابعاد بزرگتر نیاز داشتید اطلاع داده تا در اسرع وقت ارسال شود .

 

 

 

 

حیله ور 

 

حیله ور 

 

حیله ور 

 

 

کندوان - داخل ساختمان 

حیله ور 

حیله ور 

 

کندوان 

 کندوان

حیله ور 

 

 

 

نويسنده : امیررضااکبری : ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ ; جمعه ٤ آبان ۱۳۸٦
Comments نظرات () لينک دائم

موزه قاجار تبریز

تاریخ

 روز شنبه 16 تیرماه 1386 با دوست و همکارم آقای صالحی به دیدن موزه قاجار رفتیم . موزه قاجار یا خانه امیرنظام از دیگر بناهای دوره قاجار و دیدنی شهر تبریز است. مطالبی که در زیر می خوانید در کتالوگی که در اختیارمان قرار گرفت آمده است :

موزه قاجار

" موزه قاجار در محله ششگلان که یکی از محلات قدیمی تبریز است قرار دارد . در دوره قاجار عمارتهای بسیار زیبایی در این محله احداث شده بود که خانه امیر نظام گروسی یکی از با ارزش ترین باز مانده های این خانه های تاریخی است که هنوز هم با صلابت و عظمت خاص ، خود نمایی می کند . این خانه که اکنون از آن به عنوان موزه قاجار استفاده می شود در دوره ناصرالدین شاه و در زمان پیشکاری امیر نظام گروسی و توسط وی بنا شده است .

 منابع حاکی از آن است که در دوره های بعد نیز والیان آذربایجان در این عمارت سکونت داشته اند . خانه امیر نظام در سال 1370 هـ . ش توسط سازمان میراث فرهنگی خریداری شده و با توجه به آسیبهای جدی که به بنا وارد شده بود با حفظ ویژگیهای معماری بنا و شاخصهای سنتی مورد بازسازی قرار گرفت و در اردیبهشت ماه 1385 هـ . ش پس از اتمام عملیات بازسازی به عنوان موزه قاجار مورد بهره بردای قرار گرفت . دلیل انتخاب این بنا به عنوان موزه قاجار اهمیت دارالسلطنه تبریز در دوره قاجار بوده است . در اوایل دوره قاجار در

 زمان عباس میرزا اینشهر ولیعهد نشین گردید و پس از آن نیز جانشینان سلاطین قاجار در این شهر مستقر شده و به هنگام رسیدن به سلطنتبه پایتخت عزیمت می کردند .

همچنین در دوره جنگهای ایران و روس این شهر مرکز ثقل و مقر فرماندهی بوده است .

 

 

ویژگیهای معماری

عمارت امیر نظام در دوطبقه و با زیر بنای 1500 متر مربع ساخته شده است . ساختمان مشتمل بر دو حیاط اندرونی و بیرونی است که باغچه ها و حوض ها زیبایی آن را دو چندان می کند . 16 ستون با سرستونهای زیبا ایوان سراسری را نگه داشته اند . در طبقه بالا پنجره های مشبک ارسی با شیشه های رنگی ، گچبری های نمای شمالی و جنوبی و همچنین آینه کاریها و گچبریهای تالارهای داخلی و طنبی ها به زیبایی مجموعه می افزاید . در زیر زمین حوضخانه ای وجود دارد که از زیباترین قسمتهای بنا است . ستونهای استوار حوضخانه و آجر کاری سقف آن بسیار چشمگیر است .

 تالارهای موزه :

تالارهای طبقه اول : تالار سکه ، تالار بافته ، تالار چینی ، تالار آبگینه ، تالار فلزات ، تالار موسیقی ، تالار خاتم .

تالارهای طبقه دوم : تالار سنگ  ، تالار اسلحه ، تالار رجال و فرامین ، تالار معماری و شهر سازی " .

 

در رابطه با تالارها و اشیای داخل موزه توضیحاتی را لازم دانستم که عرض نمایم ...

در تالار سکه می توان انواع و اقسام سکه های نقره و طلای عهد و سلاطین قاجار را مشاهده کرد . تالار بافته شامل پارچه های بسیار نفیس و با ارزش دوره قاجاریه و لباسهای آن دوران و چند جفت پاپوش چرمی کودکانه را دید که زیبایی خاصی به موزه بخشیده است . تالار چینی شامل ظروف سفالی و چینی زیبا و چشم نواز است که بعضی از آنها هم به سفارش رجال متشخصی ساخته و اسم سفارش دهنده هم در وسط ظرف ضرب شده است . پایه های قلیال دوره ناصری و عهد مظفری نیز از دیگر اشیای نفیس این تالار می باشد . تالار فلزات شامل ظروف زیبای فلزی بوده که در نوع خود منحصر به فرد هستند .

 

تالار موسیقی که به نظر من جالبتر بود در برگیرنده یک عدد پیانوی بسیار قدیمی ، یک دستگاه رادیوی لامپی و سه دستگاه گرامافون همراه با صفحات بسیار نفس و گرانقیمت

 قدیمی از اساتید موسیقی سنتی آذربایجان همچون مناجات ها و تصانیف زنده یاد ابوالحسن اقبال آذر و اساتید موسیقی سنتی ایران همچون کمانچه باقرخان و تار درویش خان و ... بوده که انسان را به وجد می آورد ... نکته جالبتر اینکه گذرنامه استاد اقبال آذر ، یک عدد سه تار بسیار قدیمی و یک عدد تار ایرانی که پوست روی آن از بین رفته بود از دیگر اشیای جالب توجه این تالار به شمار می آید .

در طبقه دوم تالار سنگ شامل انواع لوازم و مجسمه های سنگی ، تالار اسلحه شامل انواع اسلحه های سر پر و ته پر به همراه باروت دان های چرمی و تالار فرامین که در آن تعداد قابل توجهی از تندیس ها و فرامین و احکام صادره که ممهور به مهر مظفرالدین میرزا ( مظفرالدین شاه ) بود از نظر بازدید کنندگان می گذشت .

 چندین دستگاه چندرسانه ای ( مالتی مدیا ) نصب شده در اتاقها اطلاعت قابل قبول و جامعی را در رابطه با هتلها و مهمانسراها ، راههای مواصلاتی ، ابنیه های باستانی و غیره .... از سطح استان آذربایجان شرقی را به اطلاع بازدید کنندگان می رساند .

به اطلاع دوستانی که مایل به بازدید از موزه باشند می رساند که موزه قاجار در خیابان پایینی مقبره الشعرای تبریز ، جنب مدرسه فیوضات ، واقع در چای کنار قرار دارد . ( آدرس )

 

 

نويسنده : امیررضااکبری : ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٩ تیر ۱۳۸٦
Comments نظرات () لينک دائم

خانه مشروطه

تاریخ


امروز صبح مجالی دست داد که به همراه دوست خوبم آقای صالحی به دیدن موزه مشروطه یا همان بهتر خانه مشروطه برویم برای تهیه عکس و مطلب از این بنای زیبا و قدیمی برای وبلاگ ...

با اینکه چهارمین باری بود که می رفتم ولی با این همه دیدن آن و از همه مهمتر وجود اشیای جالب و منحصر به فرد از جذابیتهای آن نمی کاهد . ابتدا می پردازیم به قدمت بنا و تاریخچه آن از کاتالوگی که در اختیار ما قرار دادند که توسط سازمان میراث فرهنگی استان آذربایجان شرقی چاپ شده است و سپس توضیحاتی را در رابطه با اشیای آن خواهم داد .

" بنای تاریخی خانه مشروطه ، با معماری دوره قاجار ، در محله قدیمی راسته کوچه در ضلع غربی مجموعه بازار تبریز واقع شده است . مالک نخستین آن حاج مهدی کوزه کنانی ( معروف به ابوالمله ) از شیفتگان حریت و آزادی بود .

این خانه بعد از به توپ بسته شدن مجلس شورای ملی در سال 1287 هجری شمسی ،مرکز تجمع جمعی از برجسته ترین چهره های مشروطه در آذربایجان بوده و در جنگهای 11 ماهه تبریز علیه نیروهای دولتی ،ستاد فرماندهی و محل تشکیل جلسات مجاهدین مشروطه بشمار میرفت . تصمیم مهم و انقلابی پایین آوردن پرچمهای سفید تسلیم در مقابل قوای محمد علیشاه قاجار در همین خانه گرفته شده است .

بنا با قسمت الحاقی آن در زمینی به مساحت 1300 متر مربع و با دو طبقه اندرونی و بیرونی حاصل ذوق هنرمندانه معمار تبریزی به نام حاج ولی معمار است سالها در روسیه ساکن بود و پس از بازگشت به تبریز در سال 1247 شمسی آن را بنا نهاد . ویژگیهای خاص دوران قاجار ، تزئینات چشمگیر و به کار گیری نورگیرهای زیبا و چشم نواز موسوم به کلاه فرنگی با ستونها و سر ستونهای گجبری شده ، پنجره ارسی ، درهای منبت کاری شده در اتاق اصلی موسوم به طنبی و غلام گردش دور راه پله ، هرکدام به نوعی ذوق و هنر هنر مندان را به نمایش گذاشته و آن را به یک نمونه منحصر به فرد تبدیل کرده است .بنا به لحظ اهمیت تاریخی در سال 1354 شمسی به شماره ثبت 1171 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده و در سال 1367 توسط سازمان میراث فرهنگی کشور خریداری شده است .

اقدامات مرمتی آن نیز پس از تملک به مرحله اجرا در آمده و سعی شده است به الگوهای معماری ، تاریخی توجه کافی شود . از سال 1375 شمسی پس از مرمت و تجهیز تالار اصلی و اتاقهای گوشواره با به نمایش گذاشتن اسناد و مدارکی از دوران پر فراز و نشیب انقلاب مشروطه به عنوان موزه آغاز به کار نموده است " .

این بنا علاوه بر دوران مشروطیت ، در دوران خود مختاری آذربایجان مابین سالهای 1324 تا 1325 نیز محل تجمع سران فرقه دموکرات آذربایجان بوده و تصمیمات و جلسات این حزب در همین مکان و همین تالاری که عکسش را می بینید برگزار می شد . فیلم عکسی که در زیر می بینید از جالبترین فیلم هایی است که رویدادهای آن زمان ، وزرای کابینه سید جعفر پیشه وری ، میدان ساعت تبریز در 63 سال پیش ، ارگ علیشاه آن زمان ، مسجد ساعت ( سردار ) ارومیه در 63 سال پیش و بنای سه گنبد ارومیه در همان سالها ( در میان باغات که امروزه در محاصره ساختمان های زشت و کثیف محصور مانده ) و بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی و بسیاری چیزهای دیگر که در این مجال نمی گنجد اشاره کرد .

از اشیای جالب توجه این موزه می توان به فرش مشروطه که در قره باغ آذربایجان و از پشم خالص و با قدمت 80 تا 90 سال که اشعار ترکی در رابطه با جنبش مشروطه ی ایران بافته شده اشاره کرد و متن اشعار بافته شده را در زیر می خوانید :

 

 

باشلاندی ایکی ایل بوندان ازل شورش ایران

یاشاسین مشروطه آباد اولســون ملک ایران

استردیله مشروطه نــــی کی حر اولا انسان

مین لرجه بویولدا وئرلان صونکـــــــره قــوربان

فتح اولدی بو تاریخـــــــــــده چون قلعه تهران

یاشاسین مشروطه آباد اولســون ملک ایران

مین دوقــــــــــوزیوز دوقــــــــوز میـــلادی ایول

مین اوچ یوز ایگرمی یدی شهر شعــــــــــبان

 

 

 

هم چنین در این موزه می توان به اسلحه کمری ستار خان و تمبر های قاجاریه و تعداد زیادی از نشریه های محلی و روزنامه های مختلف ایران آن زمان ، نشان های لیاقت منقوش به عکس ستارخان و باقرخان که به افراد مختلف اعطا می شد ، گلوله های توپ ، تابلوهای نفیس و منحصر به فرد اشاره کرد . دو عدد از این تابلو ها که مربوط به عکس ستارخان و باقرخان است کلا از سنگ ریزه های با رنگ های متنوع و چیده شدن در کنار هم درست شده که بسیار جالب می باشد .

باقی مطالب و معرفی اشیا را به مجالی دیگر می گذاریم .....

دوستان اگر عکسی خواستند و یا سوالی داشتند با کمال میل در خدمتشان هستیم ....

تا بعد

 

نويسنده : امیررضااکبری : ۱:٤٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸٦
Comments نظرات () لينک دائم