تاریخ جهان و تقویم تاریخ

jhvdo [ihk , jr,dl jhvdo

St. Stephanus church

St. Stephanus church

 

Stephanus was one of the Christian believers begin martyred .He was symbol of firm pious men who got the title of "Nakhavga" means the first martyr.

To remember him, the church called St. stephanus. The church is located in the 19 km of west side of jolfa at qezel vang village .the building of the church is situated inside a castle and all the existing monuments of the complex are called " Vang saint stephanus ". aithough religious ceremonies done in the church ,it has been a place of gathering scholars , calligraphers , painters , illuminators , philosophers , authors , historians , and scientists .

 

The original data the church is not known. Believes differ about its date , some date back to the beginning of Christianity but other believe that it dates bask to safavi era . the architectural style , materials , and ornaments show that like other churches such as tateous , it constructed between 10th-12th centuries .  its architectural style is composition of urartian ,Parthian , and roman known as Armenian . the monument has been restorated several times.

 

Once , it was reconstructed in 1827 by regent mirza in the 30 year wars of iran and Russia . dare sham village bought and devoted to the church simultaneously with the restoration . the devotion has been described on the entrance inscription in farsi . the complex has 4 parts , church , old church monastery , and its fence .the interior part of chapel ornamented with delicate paintings on plaster done in safavi and qajar eras . the designs are arabesques and angels with 6 wings .inside the church is in the cross shape and composed of porch , chapel , and alter. There are 3 chapels inside the monument belonging to Qajar era.

 

 

 The exterior walls of Church covered with carvings , arches , and moqarnass. Also on the 4 exterior walls , there are beautiful cameos in which on the east side , St stephanus , being stoned to death , on the west , Crossing the Christ , on the north Ascending of the Christ , and on the south Christ is in the bosom of Madonna.  

 

 

نويسنده : امیررضااکبری : ٤:۱۳ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٩ فروردین ۱۳۸٧
Comments نظرات () لينک دائم

سفر نامه

روزنوشت

 

مرداد ماه امسال با دو نفر از دوستان عزم سفر به شمال استان آذربایجان شرقی را کردیم و طبق برنامه ریزی ، قرار بود شب را در محوطه بیرونی کلیسا خرابه ( کلیسای سنت استپانوس ) و چادر بمانیم که مسئولین محترم اجازه آن را ندادند . به ناچار پس از بازدید از کلیسا و گرفتن چند عکس راه آسیاب خرابه را پیش گرفتیم . عکسهای زیر مربوط به کلیسا خرابه می باشد :

 

نمای بیرونی

نمایی از دور

داخل کلیسا

  

در مسیر برگشت از کلیسا نهار ( املتی که من درست کردم ) را در کنار رود ارس و زیر درختی که قتلگاه تعداد زیادی خرچنگ ، که ناجوانمردانه به دست مرغ ماهیخواری که در آن اطراف پرسه میزد میل شده بودند ، صرف کردیم . این هم عکسهاش !

 

اسکلت خرچنگها

خرچنگ تو خالی !

لانه خرچنگ نگونبخت

   

عکس سمت راست از خود رود ارس و کوههای جمهوری نخجوان ، عکس وسطی از کاروانسرای خواجه نظر در کنار رود ارس و کوهی که در عکس سمت چپ دیده می شود ، همان کوه معروفی هست که می گویند کشتی نوح بر روی آن نشسته است . این کوه الان جزئی از خاک ارمنستان بوده و در مسیر جلفا  سیه رود و آسیاب خرابه قابل مشاهده است .

   

رود ارس

کاروانسرای خواجه نظر

کوه

  

خلاصه بعد از خوردن نهار رفتیم آسیاب خرابه و بعد از بازدید از مکان و گرفتن عکس وسایل سفر را از ماشین پیاده کرده و بردیم سمت دره و در کنار چشمه آب ، چادر زدیم . اما چنان بادی در داخل دره می وزید که بستن چادر با طناب به سنگها اجتناب ناپذیر بود و لذا همان کار را کردیم  . بعد هم لباسهامونو عوض کرده مثل همیشه ، تیپ زدیم با تیشرت و شلوارک و کتونی . بنازم به این مملکتی که به لباس پوشیدن آدم گیر نمی دن ....... بگذریم .... !!!؟؟؟

     

هوا کم کم تاریک شده و مجبور به تامین روشنایی شدیم . موتور برق ، روشن و سیم و لامپ و پریز هم جهت تامین روشنایی و برق سیستم صوتی در داخل چادر مهیا شد . به غیر از ما یک اکیپ از آدمهای ناجور هم پایین تر از ما بودند که کمی آسایش و امنیت ما را سلب کردند . به هر حال منظره چادر ما از دور به رنگ بنفش و درخشان در میان دره ، تاریکی و سکوت مطلق غیر قابل توصیف بود . صدای موسیقی ملایم بی کلام ، به همراه شرشر دلنواز آب چشمه و صدای جیرجیرک ها در هم آمیخته و روح آدمی را به وجد می آورد . تخته سنگ صافی را پیدا کرده و روی آن دراز کشیدم و به آسمان نگاه کردم . وای خدای من ! آسمان چقدر زیبا و قشنگ بود ! تا بحال آسمان را آنچنان صاف و پر ستاره ندیده بودم  ولی این دل خوشی زیاد طول نکشید و آن لذت سرشار با خاموش شدن موتور برق در هم شکست و هرچه تقلا کردیم لعنتی روشن نشد که نشد .

  

به ناچار تمامی آن وسایل را که در سه چهار مرحله و سه نفری پایین برده بودیم یکجا جمع کرده و آمدیم بالای دره ( عجب بار سنگینی بود !!! ) تا در آنجا بخوابیم که دیدیم پر است از عقرب سیاه و رتیل های بزرگ و انواع و اقسام جک و جونورهای موزی و خطرناک ! . لذا مجبور به برگشتن به داخل شهر جلفا و استراحت در پارک شدیم .تعداد زیادی هم مثل ما در آنجا چادر زده بودند که به گمانم سرنوشتی همچون ما گریبان آنها را هم گرفته بود . بدک نبود ولی قابل مقایسه با اونجا هم نبود به هر حال صبح روز بعد هم برگشتیم تبریز ولی واقعا خوش گذشت . این هم عکسهای آسیاب خرابه :

 

 

جایی که چادر زده بودیم

نمایی دیگر از آبشار

بچه ها زیر آبشار

 

  

 

آبشار

آبشار

نويسنده : امیررضااکبری : ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٦
Comments نظرات () لينک دائم

اندر احوالات کندوان !

روزنوشت

 

روستای کندوان یکی از جاذبه های گردشگری استان آذربایجان شرقی و شهرستان اسکو می باشد . اینجانب تا بحال چهار بار به آن روستا رفته ام که بار اول در سال 1367 ، 1382 و دو بار هم سال 1386  بوده است . وضعیت ظاهری کندوان نسبت به 19 سال پیش و یا حتی نسبت به سال 82 خیلی تغییر کرده بود . خانه های اجری و مغازه ها در طرفین خیابان بقدری زیاد شده بود که تقریبا می توان گفت دیگر روستای صخره ای قابل مشاهده نبود .

اهالی روستا به دلیل فقر مالی ، کاربری ساختمان ها را عوض و به فروشگاه صنایع دستی تبدیل کرده بودند که البته وسایل و لوازم را از تبریز تهیه کرده و در همان مکانها به عنوان صنایع دستی تهیه شده در کندوان به فروش می رساندند ! هتلی هم از کندن همان صخره های آهکی درست کرده و با استفاده از سنگهای مورد استفاده در پی ساختمان پله و سنگ فرش شده بود تا مثلا اصالت روستا حفظ شود و صد البته که عالی هم عمل کرده بودند ...!!!؟؟؟

 

هر دو طرف رودخانه ای را که از وسط روستا عبور می کند را به طرز ناجور و کریهی هموار و آلاچیقهایی از داربست فلزی زده و به عنوان غرفه از آنها استفاده می شد . پلی سنگی نه چندان زیبایی هم ساخته شده و طرفین را به هم متصل می کرد . زمینهای اطراف رود از درخت و باغ تقریبا صاف شده و به عنوان پارکینگ مورد استفاده قرار می گرفت . زمین پر بود از آشغال و کثافات مسافرین و به اصطلاح گردشگرانی که برای لذت بردن از طبیعت آن آمده بودند . به هر حال بلا نسبت دوستان ! شعور و فرهنگ ما ایرانیان به جرات می توانم بگویم که 500 سال از اروپا عقب است و این ناهنجاری های اجتماعی ، فرهنگی و .... شامل تمامی نقاط ایران می شود نه یک نقطه خاصی از آن .

 

روستایی که شاید در هیچ جایی از دنیا لنگه آن پیدا نشود ولی اینچنین با ندانم کاری مسئولین و مسافرین و ... اصالت خود را از دست داده به چیز بی هویتی بدل شده است و فکر نمی کنم دیگر بتوان زیبایی و بکر بودن منطقه در بیست سال پیش را برگرداند . ای کاش هیچ وقت ، پای مسافر و گردشگری به چنین جاهایی باز نشود . بازدید از مکانی که منجر به ویرانی آن می شود به هیچ وجه قابل توجیح نیست . لازم به توضیح است که روستای مدفون شده حیله ور در نزدیکی کندوان که با زلزله ای در زمانهای دور از بین رفته و مدفون شده بود اکنون با همکاری سازمان میراث فرهنگی استان در حال خاکبرداری بوده و قسمتهای زیادی از آن از دل خاک بیرون آورده شده است که در عکسها مشاهده می کنید .

 

عکسها توسط گوشی نوکیا مدل N73 گرفته شده است . در صورتی که به عکسی با کیفیت و ابعاد بزرگتر نیاز داشتید اطلاع داده تا در اسرع وقت ارسال شود .

 

 

 

 

حیله ور 

 

حیله ور 

 

حیله ور 

 

 

کندوان - داخل ساختمان 

حیله ور 

حیله ور 

 

کندوان 

 کندوان

حیله ور 

 

 

 

نويسنده : امیررضااکبری : ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ ; جمعه ٤ آبان ۱۳۸٦
Comments نظرات () لينک دائم

درگذشت استاد شهریار

 

روزشمار  

 

   

  

 

 صدا و شعر خان ننه استاد شهریار     دانلود

 

امروز نوزدهمین سالگرد در گذشت شاعر نامدار ایران استاد محمد حسین بهجت تبریزی ( 1285 – 1367 ) متخلص به شهریار قرار است . خواستم مطلبی در رابطه زندگی نامه و سر گذشت استاد بنویسم ولی منصرف شدم چرا که منابع بسیاری در این رابطه وجود داشته که صد البته بهتر و پخته تر از نوشته من است و بهمین جهت ..... باقی ماجرا !عکسی را که مشاهده می کنید استاد را در بستر بیماری و بیمارستان مهر تهران نشان می دهد . دقیقا یادم هست چند روزی پس از پخش تصاویر مربوط به این عکس ، استاد دار فانی را وداع گفت و من هم پس از 17 یا 18 سال دوباره همان مصاحبه استاد را پیدا کردم . در این مصاحبه شهریار قطعاتی از اشعارش را می خواند ولی گویا کسالت ، حافظه اش را ضعیف کرده و به سختی اشعارش را به یاد می آورد .... بگذریم . سال قبل به همراه خانواده رفتیم موزه ادبی استاد شهریار واقع در چهار راه باغ شما تبریز . منزل استاد با آن چیزی من سالیان قبل در فیلم و عکس دیده بودم تفاوتهایی داشت دیوارهای حیاط استاد کوتاه شده و در عوض نرده های فلزی کمبود ارتفاع دیوار را جبران کرده بود . درخت توی باغچه منزل استاد بزرگتر شده و جای شیر آب هم تغییر کرده بود . حوض کنار باغچه به همان ترتیب و رنگ و دست نخورده بود . وارد خانه شدم . تابلویی توجه من را جلب کرد که در آن سالروز درگذشت استاد به عنوان روز بزرگداشت شعر و ادب پارسی نامگذاری شده بود ولی از دیدن آن نه تنها خوشحال نشدم بلکه معترض این قضیه هم شدم ... من کاری به اینکه استاد ترک زبان بوده و غیره ندارم ... به نظر من صحیح این بود که سالروز درگذشت استاد به عنوان شعر و ادب ایران نامگذاری می شد تا شامل تمامی ملیتهای اصیل ایرانی شود نه فقط پارسی زبانان . چرا که اقوام و ملیتهای متفاوتی در ایران بوده که هر کدام به نوبه خود اساتید و شعرای گرانقدری داشته اند از جمله می توان به شاعر نامدار کردستان استاد " هه ژار " اشاره کرد . در و دیوار هم پر بود از عکسهای بدون شناسنامه استاد شهریار . لباسها و لوازم شخصی ، کتابها و هدیه های تقدیم شده به استاد از جمله ابا و امامه آیت الله ملکوتی امام جمعه وقت تبریز از جمله آثار به نمایش در آمده بودند . وسایل شخصی استاد از جمله تلویزیون ، رادیو ، گوشی تلفن ، عینک ، رخت خواب ، مبلمان فرسوده و میز ، چراغ روشنایی نفتی گرد سوز ، کتری آب ، ساعت و چیزهای ریز و درشت دیگر که در اتاقی کوچک چیده شده بود ولی به دلیل جابه جایی اشیا و کنار هم چیدن آنها اصالت قدیمی منزل را از بین برده بود .برگردیم به اشعار استاد . شهریار اشعار ترکی زیادی دارد که یکی از بهترین آنها شعر خان ننه ( مادر بزرگ ) است که آیینه تمام نمای کودکی و گذشته تک تک آذربایجانی هاست و کسی را نمی توان یافت که با شنیدن این شعر گونه هایش نمناک نشود و گذشته و خاطرات کودکی خودش را به یاد نیاورد . فایل صوتی و متن نوشتاری شعر با معنی فارسی آن در اینجا آورده شده که می توانید آن را دانلود کرده و گوش کنید . گرچه معنی فارسی آن خالی از احساس غریبی ست که در صدا و شعر استاد موج می زند ولی هر چه باشد تا حدودی اصل مطلب و خاطرات کودکی شهریار و روزگار از دست رفته اش را بیان می کند .

 

 

نويسنده : امیررضااکبری : ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٧ شهریور ۱۳۸٦
Comments نظرات () لينک دائم

مقبره الشعراء

روزنوشت

امروز به مقبره الشعرای تبریز رفتم و تعدادی عکس از نمای بیرونی و داخلی بنا و آرامگاه استاد محمد حسین شهریار و ثقه الاسلام ، گرفتم که یکی از اونها رو براتون توی وب گذاشتم .  

در صورتی که عکس های بیشتری خواستید تماس بگیرید تا برایتان ارسال شود ....

 

 

 

نويسنده : امیررضااکبری : ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ ; شنبه ٦ امرداد ۱۳۸٦
Comments نظرات () لينک دائم

موزه قاجار تبریز

تاریخ

 روز شنبه 16 تیرماه 1386 با دوست و همکارم آقای صالحی به دیدن موزه قاجار رفتیم . موزه قاجار یا خانه امیرنظام از دیگر بناهای دوره قاجار و دیدنی شهر تبریز است. مطالبی که در زیر می خوانید در کتالوگی که در اختیارمان قرار گرفت آمده است :

موزه قاجار

" موزه قاجار در محله ششگلان که یکی از محلات قدیمی تبریز است قرار دارد . در دوره قاجار عمارتهای بسیار زیبایی در این محله احداث شده بود که خانه امیر نظام گروسی یکی از با ارزش ترین باز مانده های این خانه های تاریخی است که هنوز هم با صلابت و عظمت خاص ، خود نمایی می کند . این خانه که اکنون از آن به عنوان موزه قاجار استفاده می شود در دوره ناصرالدین شاه و در زمان پیشکاری امیر نظام گروسی و توسط وی بنا شده است .

 منابع حاکی از آن است که در دوره های بعد نیز والیان آذربایجان در این عمارت سکونت داشته اند . خانه امیر نظام در سال 1370 هـ . ش توسط سازمان میراث فرهنگی خریداری شده و با توجه به آسیبهای جدی که به بنا وارد شده بود با حفظ ویژگیهای معماری بنا و شاخصهای سنتی مورد بازسازی قرار گرفت و در اردیبهشت ماه 1385 هـ . ش پس از اتمام عملیات بازسازی به عنوان موزه قاجار مورد بهره بردای قرار گرفت . دلیل انتخاب این بنا به عنوان موزه قاجار اهمیت دارالسلطنه تبریز در دوره قاجار بوده است . در اوایل دوره قاجار در

 زمان عباس میرزا اینشهر ولیعهد نشین گردید و پس از آن نیز جانشینان سلاطین قاجار در این شهر مستقر شده و به هنگام رسیدن به سلطنتبه پایتخت عزیمت می کردند .

همچنین در دوره جنگهای ایران و روس این شهر مرکز ثقل و مقر فرماندهی بوده است .

 

 

ویژگیهای معماری

عمارت امیر نظام در دوطبقه و با زیر بنای 1500 متر مربع ساخته شده است . ساختمان مشتمل بر دو حیاط اندرونی و بیرونی است که باغچه ها و حوض ها زیبایی آن را دو چندان می کند . 16 ستون با سرستونهای زیبا ایوان سراسری را نگه داشته اند . در طبقه بالا پنجره های مشبک ارسی با شیشه های رنگی ، گچبری های نمای شمالی و جنوبی و همچنین آینه کاریها و گچبریهای تالارهای داخلی و طنبی ها به زیبایی مجموعه می افزاید . در زیر زمین حوضخانه ای وجود دارد که از زیباترین قسمتهای بنا است . ستونهای استوار حوضخانه و آجر کاری سقف آن بسیار چشمگیر است .

 تالارهای موزه :

تالارهای طبقه اول : تالار سکه ، تالار بافته ، تالار چینی ، تالار آبگینه ، تالار فلزات ، تالار موسیقی ، تالار خاتم .

تالارهای طبقه دوم : تالار سنگ  ، تالار اسلحه ، تالار رجال و فرامین ، تالار معماری و شهر سازی " .

 

در رابطه با تالارها و اشیای داخل موزه توضیحاتی را لازم دانستم که عرض نمایم ...

در تالار سکه می توان انواع و اقسام سکه های نقره و طلای عهد و سلاطین قاجار را مشاهده کرد . تالار بافته شامل پارچه های بسیار نفیس و با ارزش دوره قاجاریه و لباسهای آن دوران و چند جفت پاپوش چرمی کودکانه را دید که زیبایی خاصی به موزه بخشیده است . تالار چینی شامل ظروف سفالی و چینی زیبا و چشم نواز است که بعضی از آنها هم به سفارش رجال متشخصی ساخته و اسم سفارش دهنده هم در وسط ظرف ضرب شده است . پایه های قلیال دوره ناصری و عهد مظفری نیز از دیگر اشیای نفیس این تالار می باشد . تالار فلزات شامل ظروف زیبای فلزی بوده که در نوع خود منحصر به فرد هستند .

 

تالار موسیقی که به نظر من جالبتر بود در برگیرنده یک عدد پیانوی بسیار قدیمی ، یک دستگاه رادیوی لامپی و سه دستگاه گرامافون همراه با صفحات بسیار نفس و گرانقیمت

 قدیمی از اساتید موسیقی سنتی آذربایجان همچون مناجات ها و تصانیف زنده یاد ابوالحسن اقبال آذر و اساتید موسیقی سنتی ایران همچون کمانچه باقرخان و تار درویش خان و ... بوده که انسان را به وجد می آورد ... نکته جالبتر اینکه گذرنامه استاد اقبال آذر ، یک عدد سه تار بسیار قدیمی و یک عدد تار ایرانی که پوست روی آن از بین رفته بود از دیگر اشیای جالب توجه این تالار به شمار می آید .

در طبقه دوم تالار سنگ شامل انواع لوازم و مجسمه های سنگی ، تالار اسلحه شامل انواع اسلحه های سر پر و ته پر به همراه باروت دان های چرمی و تالار فرامین که در آن تعداد قابل توجهی از تندیس ها و فرامین و احکام صادره که ممهور به مهر مظفرالدین میرزا ( مظفرالدین شاه ) بود از نظر بازدید کنندگان می گذشت .

 چندین دستگاه چندرسانه ای ( مالتی مدیا ) نصب شده در اتاقها اطلاعت قابل قبول و جامعی را در رابطه با هتلها و مهمانسراها ، راههای مواصلاتی ، ابنیه های باستانی و غیره .... از سطح استان آذربایجان شرقی را به اطلاع بازدید کنندگان می رساند .

به اطلاع دوستانی که مایل به بازدید از موزه باشند می رساند که موزه قاجار در خیابان پایینی مقبره الشعرای تبریز ، جنب مدرسه فیوضات ، واقع در چای کنار قرار دارد . ( آدرس )

 

 

نويسنده : امیررضااکبری : ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٩ تیر ۱۳۸٦
Comments نظرات () لينک دائم

خانه مشروطه

تاریخ


امروز صبح مجالی دست داد که به همراه دوست خوبم آقای صالحی به دیدن موزه مشروطه یا همان بهتر خانه مشروطه برویم برای تهیه عکس و مطلب از این بنای زیبا و قدیمی برای وبلاگ ...

با اینکه چهارمین باری بود که می رفتم ولی با این همه دیدن آن و از همه مهمتر وجود اشیای جالب و منحصر به فرد از جذابیتهای آن نمی کاهد . ابتدا می پردازیم به قدمت بنا و تاریخچه آن از کاتالوگی که در اختیار ما قرار دادند که توسط سازمان میراث فرهنگی استان آذربایجان شرقی چاپ شده است و سپس توضیحاتی را در رابطه با اشیای آن خواهم داد .

" بنای تاریخی خانه مشروطه ، با معماری دوره قاجار ، در محله قدیمی راسته کوچه در ضلع غربی مجموعه بازار تبریز واقع شده است . مالک نخستین آن حاج مهدی کوزه کنانی ( معروف به ابوالمله ) از شیفتگان حریت و آزادی بود .

این خانه بعد از به توپ بسته شدن مجلس شورای ملی در سال 1287 هجری شمسی ،مرکز تجمع جمعی از برجسته ترین چهره های مشروطه در آذربایجان بوده و در جنگهای 11 ماهه تبریز علیه نیروهای دولتی ،ستاد فرماندهی و محل تشکیل جلسات مجاهدین مشروطه بشمار میرفت . تصمیم مهم و انقلابی پایین آوردن پرچمهای سفید تسلیم در مقابل قوای محمد علیشاه قاجار در همین خانه گرفته شده است .

بنا با قسمت الحاقی آن در زمینی به مساحت 1300 متر مربع و با دو طبقه اندرونی و بیرونی حاصل ذوق هنرمندانه معمار تبریزی به نام حاج ولی معمار است سالها در روسیه ساکن بود و پس از بازگشت به تبریز در سال 1247 شمسی آن را بنا نهاد . ویژگیهای خاص دوران قاجار ، تزئینات چشمگیر و به کار گیری نورگیرهای زیبا و چشم نواز موسوم به کلاه فرنگی با ستونها و سر ستونهای گجبری شده ، پنجره ارسی ، درهای منبت کاری شده در اتاق اصلی موسوم به طنبی و غلام گردش دور راه پله ، هرکدام به نوعی ذوق و هنر هنر مندان را به نمایش گذاشته و آن را به یک نمونه منحصر به فرد تبدیل کرده است .بنا به لحظ اهمیت تاریخی در سال 1354 شمسی به شماره ثبت 1171 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده و در سال 1367 توسط سازمان میراث فرهنگی کشور خریداری شده است .

اقدامات مرمتی آن نیز پس از تملک به مرحله اجرا در آمده و سعی شده است به الگوهای معماری ، تاریخی توجه کافی شود . از سال 1375 شمسی پس از مرمت و تجهیز تالار اصلی و اتاقهای گوشواره با به نمایش گذاشتن اسناد و مدارکی از دوران پر فراز و نشیب انقلاب مشروطه به عنوان موزه آغاز به کار نموده است " .

این بنا علاوه بر دوران مشروطیت ، در دوران خود مختاری آذربایجان مابین سالهای 1324 تا 1325 نیز محل تجمع سران فرقه دموکرات آذربایجان بوده و تصمیمات و جلسات این حزب در همین مکان و همین تالاری که عکسش را می بینید برگزار می شد . فیلم عکسی که در زیر می بینید از جالبترین فیلم هایی است که رویدادهای آن زمان ، وزرای کابینه سید جعفر پیشه وری ، میدان ساعت تبریز در 63 سال پیش ، ارگ علیشاه آن زمان ، مسجد ساعت ( سردار ) ارومیه در 63 سال پیش و بنای سه گنبد ارومیه در همان سالها ( در میان باغات که امروزه در محاصره ساختمان های زشت و کثیف محصور مانده ) و بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی و بسیاری چیزهای دیگر که در این مجال نمی گنجد اشاره کرد .

از اشیای جالب توجه این موزه می توان به فرش مشروطه که در قره باغ آذربایجان و از پشم خالص و با قدمت 80 تا 90 سال که اشعار ترکی در رابطه با جنبش مشروطه ی ایران بافته شده اشاره کرد و متن اشعار بافته شده را در زیر می خوانید :

 

 

باشلاندی ایکی ایل بوندان ازل شورش ایران

یاشاسین مشروطه آباد اولســون ملک ایران

استردیله مشروطه نــــی کی حر اولا انسان

مین لرجه بویولدا وئرلان صونکـــــــره قــوربان

فتح اولدی بو تاریخـــــــــــده چون قلعه تهران

یاشاسین مشروطه آباد اولســون ملک ایران

مین دوقــــــــــوزیوز دوقــــــــوز میـــلادی ایول

مین اوچ یوز ایگرمی یدی شهر شعــــــــــبان

 

 

 

هم چنین در این موزه می توان به اسلحه کمری ستار خان و تمبر های قاجاریه و تعداد زیادی از نشریه های محلی و روزنامه های مختلف ایران آن زمان ، نشان های لیاقت منقوش به عکس ستارخان و باقرخان که به افراد مختلف اعطا می شد ، گلوله های توپ ، تابلوهای نفیس و منحصر به فرد اشاره کرد . دو عدد از این تابلو ها که مربوط به عکس ستارخان و باقرخان است کلا از سنگ ریزه های با رنگ های متنوع و چیده شدن در کنار هم درست شده که بسیار جالب می باشد .

باقی مطالب و معرفی اشیا را به مجالی دیگر می گذاریم .....

دوستان اگر عکسی خواستند و یا سوالی داشتند با کمال میل در خدمتشان هستیم ....

تا بعد

 

نويسنده : امیررضااکبری : ۱:٤٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸٦
Comments نظرات () لينک دائم