تاریخ جهان و تقویم تاریخ

jhvdo [ihk , jr,dl jhvdo

ویندوز 98 - عکس و صدا

 

Download

 

 صدای بوت شدن ویندور 98 اس ای - آهنگ آغاز و شروع بکار - عکس شیر استارت آپ ویندوز 98 - عکس دسکتاپ ویندوز - آیکن های ویندوز 98

نويسنده : امیررضااکبری : ٢:۳۳ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩٤
Comments نظرات () لينک دائم

یک سند صوتی

 

یک سند صوتی

 

به مناسبت آزادسازی خرمشهر در سوم خرداد 1361

 

 

فایل صوتی ذیل بخشی از گزارش رادیویی خبرنگار صدای جمهوری اسلامی ایران می باشد که لحظاتی پس از ورود نیروهای خودی به داخل مسجد جامع خرمشهر ، مخابره شده است ...

 

سه .... دو .... یک ....
بسم الله الرحمن الرحیم .... بسم الله قاصم الجبّارین .... 
سرانجام پیروزی نصیب لشگریان اسلام شد شنوندگان عزیز ... ما همکنون در مسجد جامع شهر خرمشهر هستیم ... ما همکنون در مسجد جامع خرمشهر هستیم که در سوم خرداد 1361 پس از محاصره کامل خرمشهر سقوط کرده است ...

اینجا عده ای از برادران شهر خرمشهر رو می بینم که خندان و خوشجال اینجا ایستادن و می خوان برای شما امت حزب الله از جنگ از مسجد و پیروزی برای شما بگویند ....

 

 

 

 

 

نويسنده : امیررضااکبری : ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۳ خرداد ۱۳٩٤
Comments نظرات () لينک دائم

سالروز درگذشت مازیار

 روزنوشت

امروز داشتم تقویم مناسبتهای فروردین ماه رو نگاه می کردم ، رسیدم به 16 فروردین ماه 1376 سالروز درگذشت مازیار ...

پشت سیستم همینطوری ماشین حساب رو باز کردم و زدم 1394 منهای 1376 و اینتر رو زدم دیدم نوشت 18 ... خیلی تعجب کردم . خدا شاهده دوباره زدم گفتم شاید اشتباه حساب کردم ولی دیدم نه واقعا میشه 18 سال ... اگر بگم باور می کردم که 18 سال از اون روزها گذشته دروغ گفتم ...

الان که حساب می کنم می بینم واقعا عمر ما با چه سرعتی داره میگذره ... انگار همین چند روز پیش بود که گوینده رادیو آمریکا آقای کنگرلو دو سه روزی پس از درگذشت مازیار ویژه برنامه ای به مناسبت درگذشتش تدارک دیده بود و همان زمان بود که با عبدالرضا کیانی نژاد با نام هنری مازیار آشنا شدم .... هنرمندی که چند سالی پیش از انقلاب با آهنگ " آرزوی فردا " معروف شده بود و روز جمعه 16 فروردین سال 1376 بر اثر عارضه قلبی و در سن 44 سالگی درگذشت.

گوینده رادیو پس از معرفی مازیار آهنگی پخش کرد که حقیقتا و با اینکه 17 سالی بیشتر نداشتم بسیار منقلبم کرد :

یا رب دگر از خلق جهان بی خبرم کن
چون سرو سرافراز چمن بی ثمرم کن
آثار من آتش بزن و بی اثرم کن
دیگر ز هنر خسته شدم بی هنرم کن
بر این بنده ببخشا ، دلم مرده خدایا
ز بس رنگ و ریا دیدم از این آدم خاکی
ز بس فتنه گر دیدم از این عالم خاکی
خدایا تو کریمی ... فلک را بگشا در
که با بال شکسته به عرش تو کشم پر
....
در این دیار پر تمنا بی آرزو آتش گرفتم
یک قطره بارانم خدایا گوهرم کن گوهرم کن

 

 

الان که دوباره دارم آهنگ رو گوش میدم انگار که دنیا در چشم بر هم زدنی عقب برگشته و من همان نوجوان 17 ساله ای هستم که در شبی از شبهای بهاری سال 76 غمگین و تنها در اتاقم و پشت رادیو نشسته ام ... 

صدای مازیار و تک تک آهنگهایش امروز برای من یک دنیا خاطره هستند ... خاطره هایی از دوران نوجوانی و غم غصه ها و دلتنگی های خاص خودش ... این پست ادای دینی بود به زنده یاد مازیار که با صدای مخملینش خاطراتم را جاودانه کرده است ...

روحش شاد

 

 

نويسنده : امیررضااکبری : ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩٤
Comments نظرات () لينک دائم

اعلامیه ارتش در روز 22 بهمن 1357

 

یک سند صوتی

متن‌ اعلامیه‌ بی‌طرفی‌ ارتش‌ که از اخبار ساعت‌ 13:00 و 14:00 رادیو قرائت شد :

ارتش‌ ایران‌ وظیفه‌ی‌ دفاع‌ از استقلال‌ و تمامیت‌ کشور عزیز ایران‌ را داشته‌ و تاکنون‌ در آشوب‌های‌ داخلی‌ سعی‌ نموده‌ است‌ با پشتیبانی‌ از دولت‌های‌ قانونی‌این‌ وظیفه‌ را به‌ نحو احسن‌ انجام‌ دهد. با توجه‌ به‌ تحولات‌ اخیر کشور، شورای‌ عالی‌ ارتش‌ در ساعت‌ 10:30 امروز 22 بهمن ماه 1357 تشکیل‌ و به‌ اتفاق آراء تصمیم‌ گرفته‌ شد که‌ برای‌ جلوگیری‌ از هرج‌ و مرج‌ و خون‌ریزی‌ بیشتر بی‌طرفی‌ خود را در مناقشات‌ سیاسی‌ فعلی‌ اعلام‌ و به‌ یگان‌های‌ نظامی‌ دستور داده‌ شده‌ که‌ به‌ پادگان‌های‌ خود مراجعه‌ نمایند. ارتش‌ ایران‌ همیشه‌ پشتیبان‌ ملت‌ شریف‌ و نجیب‌ و میهن پرست‌ایران‌ بوده و خواهد بود و از خواسته‌های‌ ملّت‌ شریف‌ با تمام‌ قدرت‌ پشتیبانی‌ می‌نماید.

 

 

 

 منبع : آرشیو شخصی

 

 

اسامی نظامین حاضر در جلسه و تصویر سند  :

ادامه مطلب
نويسنده : امیررضااکبری : ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٢ بهمن ۱۳٩۳
Comments نظرات () لينک دائم

گوریل انگوری رفت

 

صادق ماهرو ، گوینده و مدیر دوبلاژ پیشکسوت رادیو و تلویزیون در سوم فروردین سال 1318 در تهران متولد و در 18 سالگی فعالیت هنری خود را از تاتر و سپس به صورت جدی با کار دوبله ادامه داد و در طول 40 سال فعالیت هنری اش ، آثار ماندگاری از خود بر جای گذاشت.

 

 صادق ماهرو

 

صدای صادق ماهرو صدایی خاص و خاطره انگیز بود ... همه ما کارتون گوریل انگوری را به خاطر داریم. دوبلور گوریل بنفش و عاشق انگور محبوب ما همان صدای صادق ماهرو بود.

++

صدای گوریل انگوری 

 

البته صدای او را در بسیاری از مجموعه های دیگر نیز شنیدم که شاید در خاطرتان نباشد. مثلا کارتون مهاجران که یادتان هست .... نریشن تیتراژ ابتدایی این انیمیشن که با صلابت خاصی می گفت : " مُهاجــــران " ، را نیز صادق ماهرو گفته بود ...

 

(Download (192 kbps

 

جناب " داروغه "ی بد ذات شهر ناتینگهام در مجموعه " رابین هود " که به خاطر پرنس جان از یک عدد سکه صندوق اعانات کلیسای پدر تاک هم چشم پوشی نکرد ، از صدای زیبای این هنرمند بهره میبرد ....

صدای داروغه در مجموعه رابین هود 

 

البته صدای خاطره انگیز ماهرو برای نسلهای  قبل از ما دهه شصتی ها نیز آشناست و حتما چهره شیرعلی قصاب " سریال تلویزیونی " دایی جان ناپلئون " را برایشان تدائی خواهد کرد. به هر روی صادق ماهرو که در سالهای آخر عمر در شهر کلن آلمان بسر میبرد روز 6 دی ماه امسال ( 1393 ) در سن 75 سالگی و پس از یازده ماه که به دلیل عارضه مغزی در کما به سر می برد، درگذشت .

 

 

یادش گرامی

 

 

نويسنده : امیررضااکبری : ٥:۳۳ ‎ب.ظ ; شنبه ٦ دی ۱۳٩۳
Comments نظرات () لينک دائم

یادی از ، از کی بپرسم ...

 

روزنوشت

امروز نهمین سالروز درگذشت منوچهر نوذری گوینده ، دوبلور ، مجری و بازیگر توانای تلویزیون ایران هست. نام منوچهر نوذری شاید بیشتر از هر هنرمند دیگری که در این عرصه فعال بود معروف و ماندگار باشد و دلیل آن قطعا بازی و اجرای متفاوت وی در بیشمار برنامه های رادیویی و تلویزیونی هست.

بازی وی در مجموعه تلویزیونی هزاربرگ، هزار رنگ که برای برنامه کودک در دهه 60 تهیه شده بود و کاراکتر رادیویی " آقای ملون " و " دست و دلباز " در برنامه رادیویی " صبح جمعه با شما " در دهه های 60 و 70 و همچنین مسابقه زیبا و بسیار آموزنده " مسابقه هفته " معروف به " از کی بپرسم ؟ " در میان عامه مردم که یک دهه و اندی به طور مداوم شب های جمعه پخش میشد از ماندگارترین آثار هنری او هستند.

نوذری در استودیوی  مسابقه هفته

 

اغراق نیست اگر بگویم که در تمام این سالها، عطای همه مسابقه های تلویزیونی را با اتمام آن به لقایش بخشیده ام چرا که حقیقتا اجرای نوذری و معلومات عمومی و هیجان برد و باخت آن غیر قابل مقایسه با مسابقه هایی بود که بعدها طراحی و پخش شدند.

در این بخش برای دوستان فایلی صوتی را ادیت و مونتاژ کرده ام که حتما برایتان خاطره انگیز خواهد بود. در ابتدا تیتراژ معروف و به یادماندنی برنامه صبح جمعه با شما را با صدای زنده یاد " عزت الله مقبلی " دوبلور کاراکتر اولیور هاردی در مجموعه تلویزیونی لورل و هاردی را خواهید شنید.

نوذری در استودیوی رادیو 

 

به نام آنکه با گلهای شادی    /    به دل بخشیده لطف بامدادی
دلی روشنتر از آیینه داده    /    محبت را به جای کینه داده
در این روز قشنگ جمعه، ای دوست    /    گذر بر شهر خوبی ها چه نیکوست
به شادی دوستداران را خبر کن    /    به دنیای نکویی ها سفر کن

سپس مشاجره آقای ملون با همسرش بر سر دیدن مجموعه تلویزیونی " سالهای دور از خانه " تقدیم می شود و پس از آن نیز آهنگ تیتراژ ابتدایی مسابقه هفته و آهنگ میان مرحله آن به صمع می رسد. امیدوارم لذت ببرید.

 

یادش گرامی

 

یک سوتی :

احتمالا زمانی که اوشین بچه رخت شور بود ، آقای ریوضو  وجود خارجی نداشت !!!


 

نويسنده : امیررضااکبری : ۸:۱٩ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٦ آذر ۱۳٩۳
Comments نظرات () لينک دائم

نوحه های قدیمی ایام محرم

با عرض تسلیت ایام محرم و فرارسیدن سالروز  شهادت مولا حسین،  برای امروز 3 نوحه قدیمی از دهه 60 و 70 تقدیم می کنم که حتما خاطر دوستان هست و قطعا خاطرات ایام محرم آن سالها برایشان تدائی خواهد شد.

این نوحه ها که گویا کاری از بچه های شهرستان آباده هستند توسط سیمای مرکز فارس که اتفاقا در آن سالها بسیار در عرصه برنامه سازی کودک و نوجوان فعال بود، تهیه شده بودند و علی رغم گذشت سالها، شنیدنی هستند و هنوز هم که هنوز است تصویر و چهره مداح نوجوان [ محمد حسین توکل ] و دسته های سینه زن در مقابل چشمانم است.

 

باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
گویا عزای اشرف اولاد آدم است

 دانلود

 

این جامه سیاه فلک در عزای کیست
وین جیب چاک گشته صبح از در ماتم کیست
یا حسین ، یا حسین ، یا حسین ، یاحسین
این همه نوحه و ماتم از بهر کیست

دانلود

 

بزن بر سینه و بر سر به حال آل پیغمبر
در و دیوار میگرید
پریشان شو ، تو گریان شو ، امیر الموئمنین
در ماتم پورش می گرید

 دانلود

 

نويسنده : امیررضااکبری : ٧:۱۸ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٠ آبان ۱۳٩۳
Comments نظرات () لينک دائم

صدای ماندگار دوران جنگ

 

به مناسبت هفته دفاع مقدس

 

یکی از صداهای ماندگار دوران کودکی ام ، صدای گوینده معروف دوران جنگ هست .... حتما که اشتباه حدس زدید .... گوینده خبر آزادی خرمشهر ، اسکندر کوتی را نمی گویم که گفت " شنوندگان عزیز توجه فرمایید، خونین شهر ، شهر خون آزاد شد " .

 

این صدا رو بشنوید :

" به گزارش قرارگاه خاتم الانبیاء ، مرکز عملیات مشترک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران، دلیر مردان سپاه توحید در ساعات اولیه روز سه شنبه پانزدهم شعبان، عملیات فتح 5 را در محورهای سلیمانیه، شووارته، مائوت، واقع در استان سلیمانیه عراق ، به منظور انهدام پایگاها و تاسیسات دشمن صهیونیستی آغاز کردند. در طی این عملیات ضربات و ضایعات سنگینی به نیروهای عراقی مستقر در این منطقه وارد آمد. اخبار این عملیات متهورانه چریکی را به محض دریافت به اطلاع شما خواهیم رساند. نصر من الله و فتح قریب " .

 

 

 

 

حتما یادتان آمد صدای مد نظر من کدام است. فکر می کنم هر کسی با شنیدن این صدا چهره خاصی از این گوینده را در ذهنش متصور می شود. پس اگر می خواهید بدانید تا چه اندازه تصور شما از چهره این گوینده و صدای ماندگار دفاع مقدس به حقیقت نزدیک است ، تصاویر کوتاه این گوینده را در استودیو خبر رادیو ، از کانال تصویری من در سایت آپارات ، ببینید که متنی حماسی را در مدح رزمندگان می خواند :

 

 

 

در پایان یکی از مارشهای معروف زمان جنگ و دفاع مقدس را هم تقدیم دوستان می کنم که می توانید دموی آن را بشنوید یا با کیفیت خوب دانلود کنید :

 

دانلود

 

 

 

نويسنده : امیررضااکبری : ٧:٥٦ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٦ مهر ۱۳٩۳
Comments نظرات () لينک دائم

فلش بک به دهه 60

 

به مناسبت آغاز هفته دفاع مقدس

 

سکانس اول - خانه

روز - داخلی
رادیو روشن و روی فرکانس شبکه استانی ارومیه تنظیم است که برنامه های عادی را پخش میکند . دو خواهر و برادر 6 و 8 ساله تنها در خانه مشغول بازی هستند.

پلان 1 
کادر بسته ، رادیو نشان داده میشود که برنامه های عادی را قطع و اعلام وضعیت قرمر میکند :

توجه توجه

علامتی که همکنون میشنوید

اعلام خطر یا وضعیت قرمز است و معنی و مفهوم آن این است که حمله هوایی انجام خواهد شد

محل کار خود را ترک و به پناهگاه بروید 

 

پلان 2
کادر باز . دو بچه کوچک در حال فرار به زیر زمین در حیاط منزل هستند.

پلان 3
کادر نیمه بسته . بچه ها به فاصله اندکی از هم در زیر زمین نشسته اند که صدای سهمگین میگهای عراقی در فضایی سنگین میپیچد.

 

صدای هواپیمای MIG-21

 

سکانس دوم - خیابان

کادر باز - دو هواپیمای عراقی به فاصله کمی از هم در حال مانور روی، شهر بمبهای خود را رها میکنند

سکانس سوم - خانه

پلان 1
کادر باز . بچه ها با صدای انفجار بمب از جای خود میپرند و سکوت حاکم میشود
پلان 2
کادر بسته . رادیو نشان داده میشود که آژیر وضعیت سفید را پخش میکند.

+++

سکانس چهارم - خیابان

پلان 1
کادر باز . عده ای از مردم بر روی خرابی های ناشی از بمباران هواپیماهای عراقی ایستاده اند

 

سکانس پنجم - پی نوشت

پلان آخر
آن دو بچه ، من و خواهر کوچکترم بودیم و عکسها را هم از اینترنت به امانت گرفته ام.

 

پی نوشت : آژیر خطر دوران جنگ و بمباران

 

 

نويسنده : امیررضااکبری : ۸:٠٦ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩۳
Comments نظرات () لينک دائم

حیدر بابایه سلام

روزنوشت

آخرین صدا و تصویری که از شهریار در یاد دارم، گزارشیست که استاد را در بستر بیماری و چند روزی قبل از درگذشتش روی تخت بیمارستان مهر تهران نشان میدهد

 

سید محمد حسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار در سال 1385 شمسی در تبریز متولد شد.... ادامه آن از زبان خودش :


 

شهریار در رابطه به سرایش اولین شعرش چنین میگوید :
اولین شعر من ترکی شد در 7 سالگی ... کلفتی داشتیم به اسم رقیه باجی ... شب بود شام می خواستم بیاره. من از آبگوشت بدم می آمد ، از برنج خوشم می آمد بهش گفتم که :

رقیه باجی ، باشیمین تاجی
اته آت ایته ، منه وئر کته

( باجی = خواهر - باشیمین تاجی = تاج سرم )
( اته =  گوشت رو - آت = بنداز - ایته = به سگ ، منه = به من - وئر = بده - کته = برنج کته )

 

ماجرای سرایش بخش از شعر " هذیان دل " را در رابطه با پدرش را بشنوید :

کم کم ، پــــــدرم ، خدا بیامرز           دیــــــدم سر کوه رُسته چون کاج
چــون بال مَلَک عبایش افشان          دستــــــار سیـادتش بســـــر تـاج
وز کوه همی شــــــود سرازیز           چــــون نور محمـــــــدی ز معراج
دیگــــــــر مگــــــرش بخواب بینم

 

از استاد شهریار اشعار ترکی و فارسی بسیاری برجای مانده است که در این میان مجموعه " حیدربابایه سلام " که در دو بخش سروده شده ، از شاخص ترین کارهاست که در ادامه مطلب شرحش آمده است. اما شهریار که گویا مادر بزرگش را بسیار دوست میداشته و در همان مجموعه حیدربابایه سلام بارها و بارها با بغض و اندوه از او یاد کرده ، شعری نیز با یاد مادر بزرگش به نام " خان ننه "ساخته که می توانید بشنوید. در این قطعه شهریار از روز مرگ مادربزرگش به تلخی یاد میکند . متن ترکی و معنی فارسی آن را که تا حد امکان سعی کرده ام به زبان اصلی نزدیک باشد به همراه فایل صوتی برای دانلود قرار دادم :

خان ننه ، هایاندا قالدین
بئله باشیوا دولانام
نئجه من سنی ایتیردیم !
دا سنین تایین تاپیلماز


دانلود متن با معنی فارسی                        دانلود فایل صوتی

 

سالها پیش شبی خواب دیدم در محفلی خدمت استاد شهریار رسیده ایم و  هر کس شعری از اشعارش را برایش می خواند. نوبت به من رسید و این شعر را در محضرش خواندم :

ســـن یاریمین قاصدی سـن   /   ایلن ســنه چــــای دئمیشم
خـــیالینی گــــوندریب دیــــر   /   بس کی من آخ ، وای دئمیشم
آخ گئجه لَـــر یاتمـــــامیشام    /   مــن سنه لای ، لای دئمیشم
ســـن یاتالــی ، مـن گوزومه   /   اولـــدوزلاری ســـای دئمیشم

 

دانلود متن با معنی فارسی                        دانلود فایل صوتی

 

سپس، استاد این جمله را با بغض برایم گفت : " من این شعر رو به یاد همسرم و یارم که از دستم رفته سرودم ... " .

 

و سرانجام استاد محمد حسین بهجت تبریزی، شاعر شهیر ایران ، پس از عمری پر برکت در بامداد روز 27 شهریور ماه 1367 درگذشت و پیکرش سه روز بعد در مقبره الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. 

روحش شاد

 

 

ادامه مطلب
نويسنده : امیررضااکبری : ٧:٤٥ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩۳
Comments نظرات () لينک دائم

خبر رادیو در 17 شهریور 1357

تقویم تاریخ

36 سال پیش در چنین روزی برابر با 17 شهریور 1357 تعداد زیادی از معترضین توسط نیروهای ارتش شاهنشاهی به خاک و خون کشیده شدند . واقعه ۱۷شهریور ۱۳۵۷ معروف به « جمعهٔ سیاه » که در منابع از آن با عنوان « کشتار ۱۷ شهریور » نیز یاد می‌شود، واقعه‌ای در جریان ناآرامی‌هایی بود که در نهایت به وقوع انقلاب ۱۳۵۷ ایران انجامید.

به گزارش رادیو ایران :

" تظاهرات خشونت آمیز امروز تهران که در چند نقطه شهر به زد و خورد میان ماموران انتظامی و تظاهر کنندگان انجامید در ساعات عصر رو آرامش گذاشت .

 

نظامیان  گرداگرد عده‌ای هستند که تحت محاصره آنها کشته شده‌اند

به موجب آخرین گزارشها ، تهران و یازده شهر دیگر که در آنها حکومت نظامی اعلام شده است ، شب آرامی را میگذرانند. تظاهرات امروز تهران در نیمروز با خشونت همراه بود و متاسفانه کشته و مجروح و خرابی از خود به جای گذاشت. در تظاهرات امروز تظاهر کنندگان یک فروشگاه بزرگ ، دو سینما ، چند شعبه بانک و همچنین چند مغازه و اتومبیل را به آتش کشیدند ...


خبر رادیو در 17 شهریور 57


بر اساس اعلامیه شماره 4 فرمانداری نظامی تهران و حومه ، در جریان این تظاهرات، 58 نفر کشته و 205 نفر مجروح شدند ... گزارشهای آمده نشان میدهد که از نخسین ساعات بعد از ظهر خشونت های خیابانی رو به کاهش گذاشت و جز در چند نقطه محدود که برخوردهای پراکنده ای به وجود آمد در سایر مناطق نظم و آرامش بر قرار بود ... " .

 

نويسنده : امیررضااکبری : ۸:٠٧ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩۳
Comments نظرات () لينک دائم

دعاهای قدیمی ماه رمضان

روزنوشت 

در این پست به مناسبت ماه مبارک رمضان تعدادی از دعاهای قدیمی مربوط به سحر و افطار را تقدیم دوستان می کنم که به شخصه برایم بسیار خاطره انگیزند و حسی را برایم تدائی میکند که زبانم از گفتنش قاصر است و قلمم از نوشتنش عاجز ...

دعای " اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ بَهاَّئِکَ بِاَبْهاهُ وَ کُلُّ بَهاَّئِکَ بَهِیُّ " بیشتر از بقیه برایم آن حس غریب را القا می کند حسی که در آن بوی پدر و مادر، کودکی، رادیو، نان و پنیر و ماست، بخاری نفتی و دهه 60 و 70 به مشام میرسد.

فایل صوتی اول دعای، سحر سید جواد ذبیحی در مایه بیات راجع بوده و دعای دوم نیز ربنای معروف اوست که دکلمه زیبایی از اشعار مولانا در میانه آن جای گرفته است. ربنای ذبیحی پس از 30 سال و اندی ممنوعیت پخش ، امروزه در جای خالی ربنای شجریان [ کافر !!! ] از رادیو پخش می شود. این دو دعای قدیمی مربوط به زمان قبل از انقلاب هستند .


دعای سحر ذبیحی

دانلود 

 

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


ربنای مرحوم سید جواد ذبیحی

گر نداری تو دم خوش در دعا    /    رو دعا می‌خواه ز اخوان صفا

بحر این فرمود موسی با خدا    /    وقت حاجت خواستن اندر دعا

که ای کریم اله  زمن می جو پناه    /    با دهانی که نکردی تو گناه

گفت موسی من ندارم آن دهان    /    گفت ما را از دهان غیر خوان

با دهان غیر کی کردی گناه؟    /    از دهان غیر برخوان کای اله

دانلود 

 

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 دعای سحر دهه 60

این دعا هم دعای سحر مربوط به دهه 60 هست که ما از آن خاطره داریم  :

 دانلود 

 

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

ربنای محمدرضا شجریان 

فایل صوتی چهارم دعای ربنای " رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا " استاد شجریان است که مدتیست از شنیدنش در رسانه ملی ضرغامی !!! محروم هستیم :

دانلود 

 

 --------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

مناجات

 این هم دعای " یا عَلِىُّ یا عَظیمُ یا غَفُورُ یا رَحیمُ " هست که از دهه 70 به بعد اکثرا پخش می شود :

 

 دانلود 

 

 

نويسنده : امیررضااکبری : ٥:٤٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۸ تیر ۱۳٩۳
Comments نظرات () لينک دائم

گرامافون

تاریخچه

فونوگراف و نوع پیشرفته تر آن گرامافون و بعدها گرام تقریبا 30 سالی پس از اختراعش ( 1877 ) چون سایر وسایل نوظهور بلاد فرنگ سر از دربار شاه قاجار در آورد و ﻧﻤﺎﯾﻨﺪه ﮐﻤﭙﺎﻧﯽ ﮔﺮاﻣﺎﻓﻮن " Maxim Pick " ، پس از چند هفته ای اقامت در ایران موفق شد موافقت اعلی حضرت همایونی مظفرالدین شاه قاجار را برای گرفتن صفحه از صدای ملوکانه جلب کند و این شد که صدای مظفرالدین میرزا قاجار شاهنشاه ایران، میرزا علی اصغرخان اتابک ( صدر اعظم ) و وزیر امورخارجه اش ، روز سه شنبه 26 دی ماه 1284 هجری شمسی برابر با 16 ژانویه سال 1906 میلادی ، در محوطه کاخ گلستان بروی صفحه گراموفون به ظهور پیوست :

اگر قبلا نشنیده اید، پس گوش کنید :

                                                    

میرزا علی اصغر اتابک                                            مظفرالدین شاه قاجار

 

ماکسیم پیک ، پس از گرفتن صفحه از صدای شاه ، اجازه یافت تا از آهنگها و آثار نوازندگان آن زمان نیز صفحاتی را بگیرد که امروز تعداد بسیار محدودی از آن صفحات به یادگار مانده است. در این فایل صوتی نوای سنتور " حسن خان " را می شنوید که فردی در ابتدای آن به طرز جالبی اعلام می کند که :

حسن خان است.سنتور میزند .... ( نفر اول سمت راست )

 

بشنوید :

 

در سالهای دوران نوجوانی ام ( دهه 70 ) عاشق صفحه و گرامافون و گرام بودم و بیشتر از آن مشتاق دانستن نحوه ضبط صدا روی صفحات آن و ماهیت صدای ضبط شده ، چرا که سیستم ضبط مغناطیسی و وجود هد در ضبط صوتها که با آن آشنا بودم کاملا با سوزن گرامافون فرق می کرد و این مسئله را برایم بغرنج کرده بود ولی عدم دسترسی به این وسایل موجب شد تا اطلاعاتی دستگیرم نشود. چند سالی گذشت و از اتفاق لاشه گرام برقی مارک تپاز با چند صفحه به دستم رسید و چون در رشته الکترونیک تحصیل می کردم مشغول کنکاش و کالبد شکافی آن شدم. آنچه دریافتم این بود که بر خلاف تصورم نوع و سیستم ضبط صدا بر روی صفحات گرامافون کاملا مکانیکی هست و هیچ خبری از مغناطیس نیست یعنی آهن ربا هیچ تاثیری روی اصوات صفحه ندارد اما بزرگترین دشمن صفحه نه آهنربا که نور خورشید و گرماست آن هم نه گرمای زیاد !!!

اما صفحه چند مزیت عالی نسبت به نوارهای مغناطیسی دارد اول اینکه در شرایط مطلوب عمر بسیار زیادی به همراه عدم افت کیفیت نسبت به نوار دارد و بعد اینکه صدای ضبط شده روی آن بدون هیچ وسیله الکتریکی و الکترونیکی تنها با یک سوزن معمولی قابل شنیدن هست. آهنگ ها و صداهای ضبط شده روی صفحات نو برعکس تصورم بسیار واضح و با کیفیتتر از نوار کاست بودند باور نمی کنید پس بخشی از دو فایل صوتی پیاده شده از صفحه گرام را بشنوید.


اولی آهنگ " دختر فالبین " بنان هست از صفحه 45 دور با سیستم صدای مونو - mono

 

دومی آهنگیست به نام " Sight On The Sea " از صفحه 33 دور با سیستم ضبط صدای استریو - stereo - ( آهنگ تیتراژ کارتون ممول )

 

 

و اما طرز کار این وسیله :

گرامافون های شیپوری تماما مکانیکی بودند یعنی سوزن به وسیله دیافراگم به انتهای شیپور وصل میشد و ارتعاشات صفحه توسط شیپور در حد قابل قبولی تقویت شده و به گوش شنونده میرسید.

گرامافونهای برقی به جای دیافراگم از پیکاپ بهره میبردند. در داخل پیکاپ قطعه کریستال خاصی به ابعاد تقریبی 3 در 6 با ضخامت 1 میلی متر وجود داشت که از انتهای آن دو عدد الکترود بسیار کوچکی خارج شده و به تقویت کننده میرفت . اما انتهای سوزن که به وسط آن قطعه کریستال مماس می شد ارتعاشات حاصل از دوران صفحه را به آن انتقال میداد.

کریستال در گرامافون یا بهتر بگویم گرام، مبدل انرژی مکانیکی به انرژی الکتریکی بود یعنی اینکه میشد با این قطعه ارتعاشات خفیف روی صفحه را تقویت و قابل شنیدن نمود.

اما بر روی صفحه صدا به چه شکلی داشت ؟

پر واضح است که صدای های پیرامون ما دارای فرکانس و دامنه های متفاوتی هستند و اگر ما بتوانیم صداها را به وسیله دستگاهایی چون اوسیلوسکوپ و یا نرم افزاهای خاص این کار ثبت کنیم همچین شکل موجی خواهیم دید :

حال اگر این شکل موج را در بازه زمانی کمتری بنگریم چنین خواهد بود :

و اگر بازه زمان را باز هم کمتر کنیم به این خواهیم رسید :

و این شکل موج دقیقا آن چیزیست که به صورت دوایر متحد المکز بر روی صفحه حک شده است و اگر ما بتوانیم با ثابت نگه داشتن پیکاپ بر روی خط قرمز و قرار داد سوزن در شیارهای مشکی رسم شده با سرعت حرکت کنیم در نتیجه سوزن مطابق این خطوط مرتعش خواهد شد و این ارتعاشات دقیقا همان صدای هک شده را تولید خواهد کرد. این اساس کار این وسیله جالب هست.

اما در ضبط صفحه که خود دارای دستگاه مخصوصی به نام " Dictaphone " بود ، تمامی این مراحل به صورت برعکس طی میشد.

دیکتافون لوله ی فونوگراف ( نسل اول )

 

دیکتافون صفحه گرامافون 

 

البته نوع لوله یا صفحه آن به دلیل قابلیت کنده کاری صدا روی آن متفاوت بوده است که اطلاع زیادی در مورد آن ندارم. 

 

نويسنده : امیررضااکبری : ۸:۳٠ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩۳
Comments نظرات () لينک دائم

اینجا تهران، رادیو ایران

 

روزنوشت

 اینجا تهران است شنوندگان عزیز از این ساعت رادیو تهران شروع بکار کرد

 

74 سال پیش در چنین روزی برابر با چهارم اردیبهشت ماه سال 1319 اولین فرستنده رادیویی ایران که اندکی بعد به بیسیم پهلوی مشهور شد، رسما افتتاح گردید.

 

از اولین گویندگان رادیو می توان به  قدسی رهبری، رضا سجادی، بشیر فرهمند ، تقی روحانی، نصرت الله محتشم، صدیقه سادات رسولی ( روشنگ برنامه گلها ) و کوکب پرنیان اشاره کرد. ولی در مورد اولین کسی که آغاز به کار رادیو را به صورت زنده اعلام می کند اختلاف نظر وجود دارد اما آنچه بیشتر از همه به حقیقت نزدیک هست، صدای آقای رضا سجادی بوده که شنوندگان رادیو تهران برای اولین بار از طریق امواج مغناطیسی و جعبه چوبی شنیده اند.

 

آقای رضا سجادی در سال 1390 طی مصاحبه ای در ویژه برنامه یادنامه رادیو با رادیوی اینترنتی ایران صدا، از خاطره اولین روز افتتاح رادیو می گوید :

 

 

 

سال گذشته ( 1392 ) نیز برنامه مثبت 70+ شبکه مستند مصاحبه ای را با رضا سجادی ترتیب داده بود ولی دیگر حوصله و شادابی سال 90 را در خود نداشت و در پرسش خبرنگاری که پرسید : " چی می خوای از زندگی ؟ "، گفت : " مرگ. که آسونه دیگه چیزی نداریم برم راحت شم. چه فایده ای داره من نه جایی می تونم برم نه حرف می تونم بزم نه هیچی. برم پیش خدا .... ".

این فایل صوتی تاثر برانگیز را بشنوید :

 

 

 

فایهای صوتی : آرشیو وبلاگ تاریخ جهان و تقویم تاریخ


نويسنده : امیررضااکبری : ۸:٤٧ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩۳
Comments نظرات () لينک دائم

شما و رادیو در سال 1343

روزنوشت

برنامه ای که به صمع می رسد بخشی از " شما و رادیو " سال 1343 هست که در آن ایرج ( حسین خواجه امیری )، علی اکبر گلپایگانی و خانم دلکش به صورت زنده و فی البداهه قطعات آوازی زیبایی را اجرا می کنند که به نظر می رسد اجرای هایشان به مجادله بین آنان بدل گشته است.

 

 

 

در میانه برنامه نیز صدای فروزنده اربابی از اولین گویندگان رادیو و عزت الله مقبلی گوینده و دوبلور نقش " الیور هاردی " در سری مجموعه های " لورل و هاردی " را خواهید شنید.

 

 

نويسنده : امیررضااکبری : ٩:٠٤ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٢
Comments نظرات () لينک دائم

شاه رفت

 

 

به نام خدا

امروز پنج شنبه 26 ام دی سال 1392 هجری شمسی مطابق با 14 ام ربیع الاول سال 1435 هجری قمری و برابر با 16 ژانویه سال 2014 میلادیست.

سی و پنج سال پیش محمد رضا پهلوی از کشور گریخت .... با فراگیر شدن شعله های انقلاب اسلامی در کشور و فشار نیروهای مخالف رژیم و هماهنگی حرکتهای مبارزاتی مردم مسلمان به رهبری خردمندانه امام خمینی ره، اداره و کنترل کشور از دست نیروهای رژیم پهلوی خارج شد.

در این میان حوادثی چون کشتار مردم انقلابی در 17 شهریور و در سیزدهم آبان و برگزاری مراسم چهلم این شهدا در نقاط مختلف کشور وخامت اوضاع را برای محمد رضا بسیار بیشتر کرد و پایه های حکومت او بسیار سست و لرزان شد و ترفند های سیاسی اش هم موثر واقع نشد. بدین ترتیب محمد رضا پهلوی که دیگر توان مقابله با فریادهای خروشان و انقلابی ملت ایران را نداشت از ایران گریخت. پس از فرار شاه از ایران، ملت انقلابی در سراسر کشور جشن گفتند و به خاطر فرو ریختن پایه های حکومت سلطنتی شادمانی کردند.

 

خبر رادیویی خروج شاه از کشور در 26 دیماه 1357

ساعت 13:08 دقیقه بعد از ظهر امروز شاهنشاه و شهبانو در میان بدرقه آقای شاهپور بختیار نخست وزیر و دکتر جواد سعید رئیس مجلس شورای ملی، دکتر علیرضا اردلان وزیر دربار و گروهی از رجال و شخصیتهای مملکتی فرودگاه مهرآباد را ترک گفتند ....

 

 مصاحبه شاه در فرودگاه مهرآباد با خبرنگار تلویزیون

شاه : " یه مدتیست که احساس خستگی می کنم و احتیاج به استراحت. ضمنا من گفته بودم که تا خیالم راحت بشه و دولت مستقر بشه، بعد مسافرت خواهم کرد ".

خبرنگار : اعلیحضرت چه مدت در مسافرت خواهند بود ؟

شاه : بستگی به حالت مزاجی من خواهد داشت البته. از الان که نمی توانم بگم.

خبرنگار : نخستین نقطه ای که اعیلحضرت تشریف فرما می شن کجا خواهد بود.

شاه : فکر می کنم از اینجا به آسوان برای استراحت برویم و اولین نقطه اقامتمان در آسوان خواهد بود و حرفی غیر از حس وضعیت مملکت و انجام وظیفه بر اساس میهن پرستی ندارم.

 

 

نويسنده : امیررضااکبری : ٥:٢٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٦ دی ۱۳٩٢
Comments نظرات () لينک دائم

کودتای 28 مرداد 1332

روزنوشت

 

 

 خبر عزل و فرار دکتر مصدق از رادیو    دانلود  

 

الو، الو! اینجا تهران!
الو، الو! اینجا تهران!
مردم !
خبر بشارت آمیز!
خبر بشارت آمیز!
چند دقیقه ی دیگر سرلشگر زاهدی نخست وزیر پیام شاهنشاه را برای شما قرائت میکند.
مردم شهرستان های ایران بیدار و هشیار باشید!
مصدق خائن فرار کرده است.

 



فایل صوتی که می شنوید نطق رادیویی میراشرفی نماینده مجلس شورای ملی ، ناشر روزنامه آتش و مالک چند کارخانه در اصفهان بود که دقایقی بعد از پیروزی کودتای نظامی بر علیه دکتر مصدق از رادیو قرائت شد. در این پیام میراشرفی خبر از  فرار مصدق

و قتل عام هزاران نفر در پایتخت را میدهد و اعلام می دارد که تا چند لحظه دیگر سر لشگر زاهدی نخست وزیر ، سخنرانی خواهد کرد. میر اشرفی پس از انقلاب به جرم فعالیت بر علیه دولت مصدق و همکاری با کودتاچیان و همچنین به جرم ضرب و جرح منجر به فوت یکی از کارگران شرکت خویش ، اعدام شد.

 گرچه فایل صوتی حاضر از نظر تاریخی ، جالب توجه و با ارش است ولی از نظر معنوی یکی از بدترین لحظات و سخنان پخش شده در تاریخ رادیو ملی ایران است.برایم سوال است اگر خود مصدق شنونده این پیام بوده، چه احساسی از شنیدن " مصدق خائن " داشته است ؟

 به نظر من نباید سقوط دولت مصدق را تنها به عوامل بیگانه و عمال داخلی انان نسبت داد. شاید اگر قدرت رسانه های آن دوران به اندازه زمان فعلی بود و آگاهی ملت در جامعه آن روز به اندازه امروز ، شاید اتفاقات به گونه ای دیگر رقم می خورد. با توجه به اسناد به جا مانده ، مصدق به نوعی دچار خودرایی و خودکامگی شده بود و به نظر بنده این مسئله در جواب نامه آیت الله کاشانی به دکتر مصدق در تاریخ 27 مرداد 1332 نمود پیدا می کند. کاشانی در بخشی از نامه معروف خود می نویسد :

 " با وجود همه‌ بدی‌های‌ خصوصی‌تان‌ نسبت‌ به‌ خودم‌ از وقوع‌ حتمی‌ یک‌ کودتا توسط‌ زاهدی‌ که‌ مطابق‌ با نقشه‌های‌ خود شماست‌ آگاه‌ کردم‌ که‌ فردا جای‌ هیچ‌ گونه‌ عذری‌ نباشد ".

 دکتر مصدق‌ در پاسخ‌ نامه‌ آیت‌ الله‌ کاشانی‌  چنین می نویسد :

" 27 مرداد ماه‌ مرقومة‌ حضرت‌ آقا توسط‌ آقای‌ حسن‌ سالمی‌ زیارت‌ شد اینجانب‌ مستظهر به‌ پشتیبانی‌ ملت‌ ایران‌ هستم. والسلام. دکتر محمد مصدق ".

 متاسفانه هشدار کاشانی توسط مصدق جدی گرفته نمی شود و نهایتا روز بعد دولت مصدق سقوط می کند. یکی از اشتباهات جدی مصدق تفکر پشتیبانی حداکثری ملت از وی و دولت مطبوعش بوده است و همین موضوع توسط عوامل کودتا به نحو احسن مورد استفاده قرار گرفت. یعنی با ایجاد نارضایتی ، رعب و وحشت و تخریب اموال عمومی توسط اوباش شاه و به نام طرفداران مصدق، حمایت توده مردمی را از وی ستاندند.

 حدود سال 1372 ، از پدربزرگم که استوار بازنشسته ارتش شاهنشاهی بود و تا روز مرگش به اعلاحضرت همایونی وفادار ماند، در رابطه با مصدق و کودتای 28 مرداد سوالاتی کرده و مخفیانه ضبط کردم. واکنش وی و جوابهایش جالب و قابل تامل بود. او در مورد مصدق به موردی اشاره کرد که نشان می داد دستگاه تبلیغاتی شاه تا چه اندازه اطلاعات مسموم و خلاف واقع را در بین نظامیان و عامه مردم پخش کرده بود. تفسیر این سخنان را بر عهده خوانندگان گرامی می گذارم .

او اینچنین گفت : " چون مصدق می خواست شاه بشود، به همین دلیل چاقو ، چمقاق و تفنگ داد دست ارازل و اوباش تا مردم را بزنند و بکشند ، تا به هدفش برسد " .

 

نويسنده : امیررضااکبری : ٧:۱۸ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۸ امرداد ۱۳٩٢
Comments نظرات () لينک دائم

خجسته باد این پیروزی

 

روزشمار

 

 

 

 

  این پیروزی ، خجسته باد این پیروزی ...   بشنوید    75 kb ـ 00:01:18"

  خبر آزادسازی خرمشهر از رادیو ...    بشنوید         20 kb  ـ 00:00:26"

 

 

شنوندگان عزیز توجه فرمایید ...

شنوندگان عزیز توجه فرمایید ...

 

 

خونین شهر  

  

  

 

شهر خون ، آزاد شد ....

 

 

 

بدون شک برای ما که از نسل جنگ هستیم و به واقع شاهد بسیاری از اتفاقات تلخ و شیرین دوران جنگ بودیم ، خاطره آزادی خرمشهر در سوم خرداد 61 ، خبر رادیو ، شور و شعف مردم در خیابانها و تردد ماشینهای با چراغ روشن از ماندگارترین تصاویر نقش بسته ی ذهن ماست و هنوز هم بعد از سالهای زیادی که از این اتفاق می گذرد با شنیدن صدای خبر آزادی خرمشهر از رادیو و آهنگ زیبای " این پیروزی ... " محمد گلریز ، مو بر تنم سیخ شده و بغض می کنم و غبطه می خورم بر احوال آنانی که سهمی در این پیروزی داشتند ....

 

ولی اما جوان امروز ما دیگر این احساس را ندارد ، نمی داند و نمی خواهد بداند!  که چه نوجوانان و جوانانی در پی عشق به وطن و دفاع از ناموس ایران و ایرانی ، در پی ارزشهای والای انسانی خود از هر چه لذت مادی و دنیوی بود گذشتند تا عده ای مفت خور از ما بهتران امروز بخورند و بخسبند و پس دهند ... !!!!

 

دیگر برای جوان و نوجوان امروزی صدای مارش نظامی و محمد گلریز ، آهنگران و کویتی پور صدایی نا آشناست !!! . آنچه برای او مهم است و می شنود یک مشت آهنگ مبتذل و بی سر و ته وارداتی ست ... آری ! تلخ است و باورش تلختر ، که الگوی جوان رعنای ایرانی ، یک مشت لات بی سر و پای لس آنجلسی باشد ...

 

به هر روی باید ارج نهیم و زنده بداریم یاد و خاطره آنانی را که اگر امروز خرمشهری هست به یمن جانفشانی آنان است و بس .

 

نويسنده : امیررضااکبری : ٩:٤۱ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۳ خرداد ۱۳۸۸
Comments نظرات () لينک دائم

این گوشه کوچکی از جنایت صدام است

روزشمار

 

 

 

  توجه توجه ! علامتی که همکنون می شنوید   بشنوید

 

 

درساعت 12:45 ظهر روز شنبه 20 دیماه سال 1365 سرنوشت تعداد زیادی از دانش آموزان مدرسه شهید فیاض بخش شهرستان بروجرد ، به طرز غم انگیزی رقم خورد ......

در پی شکست های مکرر نیروهای بعثی عراق و مخصوصا شکست سخت آنان در عملیات کربلای 5 ، صدام حسین بر آن شد تا دستور حملات هوایی به مناطق شهری ، غیر نظامی و مخصوصا مدارس شهرهای مختلف ایران را صادر کند .

دانش آموزان ابتدایی نوبت عصر مدرسه در بیرون و حیاط مدرسه تجمع کرده بودند ناظم زنگ مدرسه را به صدا در می آورد. عده زیادی هنوز در خارج از مدرسه به سر می بردند. در همین لحظه به یکباره صدای رادیویی که پیروزیهای رزمندگان را از بلندگویگورستان بهشت شهدا پخش می کرد ، قطع شده و اعلام وضعیت قرمز می کند :

 

" توجه توجه ! علامتی که همکنون می شنوید اعلام خطر یا وضعیت قرمز است و معنی و مفهوم آن این است که حمله هوایی انجام خواهد شد "

 

و بلافاصله صدای آژیرخطر در فضا می پیچد . صفوف منظم صفهای دانش آموزان در اثر رعب و وحشت به هم میریزد . ناظم مدرسه آنان را دعوت به خونسری و حفظ آرامش می کند ولی اما در آن لحظات هول انگیز چه کسی می توانست آرامش را به کودکان بازگرداند. آنکودکان معصوم تا پیش از این بارها و بارها بمباران محله و شهر و دیار خود را دیده واز نزدیک شاهد کشتار بیرحمانه مردم بی دفاع بودند ، بی خبر از اینکه این بار نوبت خودشان بود . هنوز صدای آژیر قطع نشده بود که دو عدد موشک هوا به زمین در مقابل مدرسه به زمین اصابت می کند . آسمان صاف مدرسه در دود و غبار غلیظ گم می شود و سکوتی مرگبار همه جا را فرا می گیرد اندکی بعد از انفجار اشیای مختلفی از کیف و کفش و لباس گرفته تا دست و پای قطع شده دانش آموزان ، از آسمان بر زمین می بارد . این صحنه، خیلی دردناک بود . بعضی در زیر آوار مانده بودند. بعضی هم مجروح بودند و ناله ای ضعیف از دهان کوچکبه خون نشسته شان بیرون می ریخت. انگار که آخرین نفس هایشان را می کشیدند . دانش آموزانی که تا دیروز در یک کلاس و یک مدرسهکنار هم درس می خواندند و با هم بازی می کردند، حالا با  بدنی غرق در خون و جسمی بیجان کنار هم افتاده و در خاموشی مطلق فرو رفته بودند .

 

محمد باقری راننده تاکسی می گوید: روز حادثه از خیابان رودکی به طرف بهشت شهدا درحرکت بودم. در خیابان یک پسر بچه دست بلند کرد. ایستادم و سوارش کردم. عجله داشت گفت: " … آقا تو را به خدا تندتر برو که مدرسه ام دیر شده "  یک نایلون دارو در دستش بود. پرسیدم حالت خوب نیست ، گفت: " … من حالم خوب است. این داروها را برای مادرم گرفته ام " .

چند دقیقه بعد او را مقابل در بهشت شهدا پیاده کردم. ساعت حدود 50/12 دقیقه ظهربود. دور زدم. هنوز زیاد دور نشده بودم که با صدای انفجار مهیبی ماشین تکان شدیدیخورد. بی اختیار پا روی ترمز گذاشتم و توقف کردم. از مقابل بهشت شهدا دود و غبارغلیظی به هوا برخاسته بود. از تاکسی پیاده شدم و به طرف محل حادثه دویدم. وقتی بهآنجا رسیدم دیدم که دانش آموزان دبستان شهید فیاض بخش غرق در خون هستند. سعی کردمبه رسیدگی مجروحین بپردازم ، همانطور که مجروحین و اجساد شهداء را از زیر آوار بیرونمی کشیدم پیکر نیمه جانی را دیدم که برایم خیلی آشنا بود. وقتی چشمم به نایلونداروهایش افتاد فهمیدم که او همان مسافر من است. نبضش هنوز می زد و به سختی نفس میکشید. او را برداشتم و با خود به بیمارستان بردم اما متاسفانه دیگر دیر شده بود وجان به جان آفرین تسلیم کرد.

 

 شنیدن موسیقی متن

 

 

 

پی نوشت :

فایل صوتی : این فایل ، صدای اصلی حادثه نبوده و تدوینی از خودم است .

عکس : عکس دانش آموزان شهید مدرسه فیاض بخش در سالن ورزشی آیت الله طالقانی بروجرد

منبع : چند سال قبل در روزنامه همشهری خوانده بودم که با تلخیص و تخلص آوردم .

 

نويسنده : امیررضااکبری : ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٠ دی ۱۳۸٦
Comments نظرات () لينک دائم

درگذشت استاد شهریار

 

روزشمار  

 

   

  

 

 صدا و شعر خان ننه استاد شهریار     دانلود

 

امروز نوزدهمین سالگرد در گذشت شاعر نامدار ایران استاد محمد حسین بهجت تبریزی ( 1285 – 1367 ) متخلص به شهریار قرار است . خواستم مطلبی در رابطه زندگی نامه و سر گذشت استاد بنویسم ولی منصرف شدم چرا که منابع بسیاری در این رابطه وجود داشته که صد البته بهتر و پخته تر از نوشته من است و بهمین جهت ..... باقی ماجرا !عکسی را که مشاهده می کنید استاد را در بستر بیماری و بیمارستان مهر تهران نشان می دهد . دقیقا یادم هست چند روزی پس از پخش تصاویر مربوط به این عکس ، استاد دار فانی را وداع گفت و من هم پس از 17 یا 18 سال دوباره همان مصاحبه استاد را پیدا کردم . در این مصاحبه شهریار قطعاتی از اشعارش را می خواند ولی گویا کسالت ، حافظه اش را ضعیف کرده و به سختی اشعارش را به یاد می آورد .... بگذریم . سال قبل به همراه خانواده رفتیم موزه ادبی استاد شهریار واقع در چهار راه باغ شما تبریز . منزل استاد با آن چیزی من سالیان قبل در فیلم و عکس دیده بودم تفاوتهایی داشت دیوارهای حیاط استاد کوتاه شده و در عوض نرده های فلزی کمبود ارتفاع دیوار را جبران کرده بود . درخت توی باغچه منزل استاد بزرگتر شده و جای شیر آب هم تغییر کرده بود . حوض کنار باغچه به همان ترتیب و رنگ و دست نخورده بود . وارد خانه شدم . تابلویی توجه من را جلب کرد که در آن سالروز درگذشت استاد به عنوان روز بزرگداشت شعر و ادب پارسی نامگذاری شده بود ولی از دیدن آن نه تنها خوشحال نشدم بلکه معترض این قضیه هم شدم ... من کاری به اینکه استاد ترک زبان بوده و غیره ندارم ... به نظر من صحیح این بود که سالروز درگذشت استاد به عنوان شعر و ادب ایران نامگذاری می شد تا شامل تمامی ملیتهای اصیل ایرانی شود نه فقط پارسی زبانان . چرا که اقوام و ملیتهای متفاوتی در ایران بوده که هر کدام به نوبه خود اساتید و شعرای گرانقدری داشته اند از جمله می توان به شاعر نامدار کردستان استاد " هه ژار " اشاره کرد . در و دیوار هم پر بود از عکسهای بدون شناسنامه استاد شهریار . لباسها و لوازم شخصی ، کتابها و هدیه های تقدیم شده به استاد از جمله ابا و امامه آیت الله ملکوتی امام جمعه وقت تبریز از جمله آثار به نمایش در آمده بودند . وسایل شخصی استاد از جمله تلویزیون ، رادیو ، گوشی تلفن ، عینک ، رخت خواب ، مبلمان فرسوده و میز ، چراغ روشنایی نفتی گرد سوز ، کتری آب ، ساعت و چیزهای ریز و درشت دیگر که در اتاقی کوچک چیده شده بود ولی به دلیل جابه جایی اشیا و کنار هم چیدن آنها اصالت قدیمی منزل را از بین برده بود .برگردیم به اشعار استاد . شهریار اشعار ترکی زیادی دارد که یکی از بهترین آنها شعر خان ننه ( مادر بزرگ ) است که آیینه تمام نمای کودکی و گذشته تک تک آذربایجانی هاست و کسی را نمی توان یافت که با شنیدن این شعر گونه هایش نمناک نشود و گذشته و خاطرات کودکی خودش را به یاد نیاورد . فایل صوتی و متن نوشتاری شعر با معنی فارسی آن در اینجا آورده شده که می توانید آن را دانلود کرده و گوش کنید . گرچه معنی فارسی آن خالی از احساس غریبی ست که در صدا و شعر استاد موج می زند ولی هر چه باشد تا حدودی اصل مطلب و خاطرات کودکی شهریار و روزگار از دست رفته اش را بیان می کند .

 

 

نويسنده : امیررضااکبری : ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٧ شهریور ۱۳۸٦
Comments نظرات () لينک دائم